سامان نصیری

سامان نصیری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



serratus anterior١٧:٤٨ - ١٣٩٨/٠١/٢٨عضلۀ دندانه ای قدامیگزارش
18 | 1
in view of٢١:٢١ - ١٣٩٨/٠١/٢٤با توجه به این کهگزارش
30 | 0
mobilisation٢٣:٤٢ - ١٣٩٨/٠١/٢٣تحرک بخشیگزارش
7 | 0
dyskinesia١١:٥٢ - ١٣٩٨/٠١/٢١فقدان جنبش پذیری - کاهش جنبش پذیریگزارش
14 | 0
hyperbaric oxygen١٩:٥٥ - ١٣٩٨/٠١/١٠اکسیژن درمانی پرفشارگزارش
7 | 0
breakdown١٢:١٧ - ١٣٩٨/٠١/٠٩از پای درآوردنگزارش
9 | 1
endocrin٢١:٥٨ - ١٣٩٧/١٢/٢١درون ریز - غدد درون ریزگزارش
5 | 0
unvaried٢٣:٠٩ - ١٣٩٧/١٢/١٥غیرقابل تغییرگزارش
2 | 0
connection٢٠:٣٦ - ١٣٩٧/١٢/١٥زنجیره - اتصال - ارتباط - پیوستگیگزارش
23 | 1
coordinative٢٢:٤٤ - ١٣٩٧/١٢/١٤هماهنگ کنندهگزارش
5 | 0
composed٢٢:٣٣ - ١٣٩٧/١٢/١٤تشکیل شده است ازگزارش
62 | 1
homologated١٠:٥٢ - ١٣٩٧/٠٩/٠٤مورد تأیید - استانداردگزارش
5 | 0
hereditary١٠:٢٥ - ١٣٩٧/٠٨/١٤مادرزادیگزارش
18 | 0
misalignment١٠:٢٣ - ١٣٩٧/٠٨/١٤بدراستایی - ناهنجاری ( در بدن )گزارش
9 | 0
objectify٢٣:٠٥ - ١٣٩٧/٠٨/١١به نظر می رسدگزارش
7 | 1
maturational٢٠:٢٢ - ١٣٩٧/٠٨/٠٩بلوغ - بالیدگیگزارش
7 | 1
outweigh٢٠:٣٢ - ١٣٩٧/٠٧/٣٠پیشی گرفتن، سریع تر بودنگزارش
12 | 1
sedentary١٣:٠٦ - ١٣٩٧/٠٧/٢٥کم تحرکگزارش
64 | 0
to this respect٢٢:٠٣ - ١٣٩٧/٠٧/٠٤از این نظر - از این جهتگزارش
5 | 0
correct٢١:٤٣ - ١٣٩٧/٠٧/٠٤کافی - بی کم وکاستگزارش
28 | 4
anthropometric٢٣:١٤ - ١٣٩٧/٠٦/٣٠پیکر سنجیگزارش
37 | 0
calcaneal١٤:٥١ - ١٣٩٧/٠٦/٣٠استخوان پاشنهگزارش
14 | 0
opposed to٢١:٣٦ - ١٣٩٧/٠٦/٢٨علیرغم اینکهگزارش
21 | 3
described١٤:٠٦ - ١٣٩٧/٠٦/٢٦نشان دادن - آشکار ساختنگزارش
32 | 1
malunion١٣:٤٢ - ١٣٩٧/٠٦/٢٦بد جوش خوردن استخوان - بهبود نامناسب استخوان پس از شکستگیگزارش
18 | 0
torsion١٣:٣٤ - ١٣٩٧/٠٦/٢٦انحنا دار - منحنی - تاب دارگزارش
2 | 0
load bearing١٣:٣٠ - ١٣٩٧/٠٦/٢٦در بدن: منظور تحمل وزن بدن روی پاها است.گزارش
5 | 1
premature١٢:٤٥ - ١٣٩٧/٠٦/٢٦ناقص - نامناسبگزارش
23 | 1
subsequent١٢:٣١ - ١٣٩٧/٠٦/٢٦عواقبگزارش
25 | 1
avascular٢٢:١٧ - ١٣٩٧/٠٦/٢٥فاقد عروق خونیگزارش
28 | 1
aneural٢٢:١٨ - ١٣٩٧/٠٦/٢٥فاقد عصبگزارش
5 | 0
avascular٢٢:١٧ - ١٣٩٧/٠٦/٢٥به عدم وجود رگ های خونی اطلاق می شود - این واژه در بافت هایی از بدن مورد استفاده قرار می گیرد که تغذیه اشان از طریق عروق خونی صورت نمی گیرد. مانند صف ... گزارش
46 | 1
precede١٩:١٩ - ١٣٩٧/٠٦/٢٤ارجحیت داشتنگزارش
64 | 1
in that order١١:٤٤ - ١٣٩٧/٠٦/٢٤به ترتیبگزارش
16 | 0
as such١٠:١٥ - ١٣٩٧/٠٦/٢٤از این روگزارش
41 | 1
expression١٢:٥٨ - ١٣٩٧/٠٦/١٩ضرب المثل، اصطلاح، عبارتگزارش
67 | 4
conjecture١١:٥٢ - ١٣٩٧/٠٦/١٦فرضیه - احتمالگزارش
32 | 0
compliance١١:٤٢ - ١٣٩٧/٠٦/١٦تحملگزارش
30 | 0
compliant٠١:٢٨ - ١٣٩٧/٠٦/١٦تحمل کننده - متحمل - تحمل داشتنگزارش
16 | 0
authors٢٣:٢٠ - ١٣٩٧/٠٥/٠٣صاحب نظرانگزارش
55 | 1
thereby٢٢:٤٩ - ١٣٩٧/٠٥/٠٣از این رویگزارش
46 | 1
capital٢١:٥٢ - ١٣٩٧/٠٤/٢٢بخش اصلیگزارش
41 | 3
crossfit٢١:٤٣ - ١٣٩٧/٠٤/٢٢نوعی ورزش توانی است - کراس فیتگزارش
46 | 0
bouncing١٥:٥٩ - ١٣٩٧/٠٤/٢٢پرشی - جهشیگزارش
60 | 0
proprioceptive training٢٢:٠٠ - ١٣٩٧/٠٤/٢١تمرین حس عمقیگزارش
2 | 0
eccentric٢١:٥٧ - ١٣٩٧/٠٤/٢١در ورزش: انقباض برون گرا ( نوعی انقباض عضلانی ) - برون گراگزارش
44 | 1
broken up١٤:١٤ - ١٣٩٧/٠٤/١٨تقسیم شدنگزارش
28 | 1
macrocycle١٣:١٣ - ١٣٩٧/٠٤/١٨چرخۀ بزرگ - در ورزش: چرخۀ بزرگ تمرین ( از چند مزوسیکل یا چرخۀ متوسط تشکیل می شود )گزارش
9 | 0
mesocycle١٣:١٢ - ١٣٩٧/٠٤/١٨چرخۀ متوسط - در ورزش: چرخۀ متوسط تمرین ( که شامل چند هفته تمرین است و از چند میکروسیکل تشکیل می شود )گزارش
5 | 1
microcycle١٣:٠٩ - ١٣٩٧/٠٤/١٨چرخۀ کوچک - در ورزش: چرخۀ کوچک تمرین ( که شامل جلسات تمرین در یک هفته می شود )گزارش
7 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده