stereotypical

/ˌsterioˈtɪpɪkəl//ˈsteriətaɪp/

کلیشه ای، وابسته به یا ساخته شده با کلیشه، متحجر، مبتذل، یکجور دیس

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: stereotypically (adv.)
• : تعریف: conforming to or influenced by a stereotype or stereotypes.
مشابه: prejudiced

- He fit the stereotypical image of an Irishman.
[ترجمه ممد] او تصویر کلیشه ای از یک ایرلندی را درست کرد
|
[ترجمه ترگمان] او تصویر کلیشه ای یک ایرلندی را درست کرد
[ترجمه گوگل] او تصویر کلیشه ای ایرلندی را مناسب می داند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Dictionary definitions tend to show stereotypical patterns of usage.
[ترجمه ترگمان]تعاریف فرهنگ لغت تمایل دارند الگوهای کلیشه ای استفاده را نشان دهند
[ترجمه گوگل]تعاریف دیکشنری نشان می دهد الگوهای کلیشه ای استفاده شده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Customers are tired of the stereotypical, fast-talking salesperson.
[ترجمه ترگمان]مشتریان از یک فروشنده کلیشه ای و کلیشه ای خسته شده اند
[ترجمه گوگل]مشتریان از فروشندگان کلیشه و سریع صحبت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Dara challenges our stereotypical ideas about gender and femininity.
[ترجمه ترگمان]دره خلق ایده های کلیشه ای را در مورد جنسیت و زنانگی به چالش می کشد
[ترجمه گوگل]به ما چالش های کلیشه ای ما را درباره جنسیت و زنانه چالش می کشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. But he purposely rejected stereotypical liberal stands on such basic issues as welfare and capital punishment.
[ترجمه ترگمان]اما او به عمد اصول لیبرال را در مورد مسائل اساسی مانند رفاه و مجازات اعدام رد کرد
[ترجمه گوگل]اما او به عمد، رد کلیشه های لیبرال را بر مسائل اساسی مانند رفاه و مجازات اعدام رد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Am I proud of resorting to stereotypical womanly wiles when I am supposed to be a postmodernist feminist egalitarian?
[ترجمه ترگمان]آیا من به متوسل شدن به stereotypical زنانه wiles که قرار است طرفدار حقوق egalitarian باشم افتخار می کنم؟
[ترجمه گوگل]آیا من افتخار می کنم که به یک زن و شوهر عاشقانه عجیب و غریب بپیوندم، زمانی که قصد داشتم یک فمینیست پست مدرن باشد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Straitlaced Amos, for example, was less stereotypical than his pals, and Sapphire spoke nothing like her husband.
[ترجمه ترگمان]برای مثال، Straitlaced آموس از دوستانش کم تر stereotypical بود و Sapphire هیچ شباهتی به شوهرش نداشت
[ترجمه گوگل]برای مثال، Straitlaced Amos، کلیشه های کمتر نسبت به همسرانش بود و Sapphire چیزی شبیه همسرش نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Consider the case of the stereotypical Californian - tall, fit, bronzed, driving carefree down the freeway.
[ترجمه ترگمان]به پرونده of Californian - بلند، متناسب، برنزه، رانندگی در بزرگراه فکر کنید
[ترجمه گوگل]در مورد کالیفرنیا کلیشه ای - بلند، مناسب، برنز، رانندگی بدون رانندگی در بزرگراه ها را در نظر بگیرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. But any fear that this novel is a stereotypical Boys in the Sand tome is immediately dashed.
[ترجمه ترگمان]اما هر ترسی مبنی بر این که این رمان \"پسران کلیشه ای\" در کتاب \"سند\" است، بلافاصله با شکست مواجه خواهد شد
[ترجمه گوگل]اما هر ترس این رمان یک پسربچه کلیشه ای در لحظه ی شن و ماسه بلافاصله خرد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. There are very stereotypical male-dominated circumstances.
[ترجمه ترگمان]شرایط حاکم بر مردان بسیار کلیشه ای وجود دارد
[ترجمه گوگل]بسیار کلیشه شرایط مردسالار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. All capitalists are not like the stereotypical tycoons: heartless moguls with cigars, double-breasted suits, and limos.
[ترجمه ترگمان]همه سرمایه داران مثل the کلیشه ای نیستند: افراد با نفوذ بی عاطفه با سیگار برگ، کت و شلوار دو سینه، و limos
[ترجمه گوگل]همه سرمایه داران مانند مغولان بی پروا غول پیکرهای رایج با سیگار، لباس های دوزبانه و لومو نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Is it then restricted to ritual, stereotypical or culturally symbolic forms?
[ترجمه ترگمان]آیا آن زمان به مراسم مذهبی، کلیشه ای یا فرهنگی محدود می شود؟
[ترجمه گوگل]آیا پس از آن به اشکال نمادین، کلیشه ای یا فرهنگی محدود می شود؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Stereotypical images of women are used to legitimise male dominance.
[ترجمه ترگمان]تصاویر stereotypical از زنان برای مشروعیت بخشیدن به سلطه مرد مورد استفاده قرار می گیرند
[ترجمه گوگل]تصاویر ستاره ای از زنان برای تسلط بر سلطه مردان استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. One traditional approach to assessment is stereotypical labelling by practitioners.
[ترجمه ترگمان]یک رویکرد سنتی برای ارزیابی، برچسب زدن بر روی برچسب گذاری توسط افراد حرفه ای است
[ترجمه گوگل]یکی از روش های سنتی برای ارزیابی، نشانه های کلیشه ای توسط پزشکان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Jess is also cast in stereotypical light, the " grinning " negro, " all eyes and teeth ".
[ترجمه ترگمان]\"جس\" همچنین با stereotypical کلیشه ای \"سیاه\" و \"همه چشم ها و دندان ها\" بازی می کند
[ترجمه گوگل]جس نیز در نور کلیشه ای، 'گرگ و میش' negro، 'همه چشم و دندان' است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. But, my sort of meaningless response would be stereotypical of what?
[ترجمه ترگمان]اما، یه جواب بی معنی از چی می شه؟
[ترجمه گوگل]اما، نوع خاصی از پاسخ بی معنی، چه چیزی است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• conventional, unoriginal

پیشنهاد کاربران

یکنواخت - بدون تغییر - کلیشه
کلیشه ای
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما