برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

sakineh tebbi

sakineh

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 تعیین شده ١٣٩٩/٠٦/٣١
|

2 بکارگیری ١٣٩٩/٠٦/٣١
|

3 ناخواسته
ندانسته
١٣٩٩/٠٦/٣٠
|

4 قرص ضد بارداری ١٣٩٩/٠٦/١٤
|

5 پیاپی
متوالی
١٣٩٩/٠٦/١١
|

6 وزنه بردار ١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

7 برگزیده ١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

8 دوره ای ١٣٩٩/٠٤/١٥
|

9 متناوب ١٣٩٩/٠٤/١٥
|

10 ضد بارداری ١٣٩٩/٠٤/١٣
|

11 متوالی ١٣٩٩/٠٤/٠٤
|

12 از همه مهمتر ١٣٩٩/٠٢/١٧
|

13 مایع لباسشویی
١٣٩٨/١٢/١٠
|

14 افت تنظیم ١٣٩٨/١٢/٠٢
|

15 ساختار ١٣٩٨/١٢/٠٢
|

16 در نتیجه ١٣٩٨/١١/١٨
|

17 جذب ١٣٩٨/١١/١٥
|

18 بازتاب
١٣٩٨/١١/٠٥
|

19 حیاتی ١٣٩٨/١١/٠٥
|

20 درک درست
١٣٩٨/١١/٠٤
|

21 ارزیابی مثبت ١٣٩٨/١٠/٢٢
|

22 نقطه ی مقابل ١٣٩٨/١٠/٢٢
|

23 پنیر محلی ١٣٩٨/١٠/٢٢
|

24 اعتراض ١٣٩٨/١٠/٢٢
|

25 عطف ١٣٩٨/١٠/٢١
|

26 حامل
انتقال دهنده
١٣٩٨/١٠/٢١
|

27 بازسازی ١٣٩٨/١٠/٢١
|

28 حواستان باشد ١٣٩٨/١٠/٢١
|

29 شیوه ی زندگی ١٣٩٨/١٠/١٩
|

30 پی بردن ١٣٩٨/١٠/١٩
|

31 متوالی ١٣٩٨/١٠/١٨
|

32 منجر شدن ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

33 عدم به کارگیری ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 reflect
• One’s words reflect one’s thinking.
• گفتار شما بازتاب طرز تفکر شما است.
١٣٩٨/١١/٠٥
|

2 fuel
• I need to fuel up before I begin the trip.
• باید قبل از شروع سفر باکم رو پر کنم.
١٣٩٨/١٠/٢١
|

3 around
• The car turned around.
• ماشین همین حوالی دور زد.
١٣٩٨/١٠/٢٠
|

4 lifestyle
• He doesn't have a very healthy lifestyle.
• شیوه ی زندگی او سالم نیست.
١٣٩٨/١٠/١٩
|

5 frequently
• One who frequently looks back can't go far.
• اگر مدام به گذشته نگاه کنی نمی توانی پیشرفت کنی.
١٣٩٨/١٠/١٩
|

6 mix
• I don't like to mix business with pleasure .
• نمی خواهم کار و تفریح را با هم قاتی کنم.
١٣٩٨/١٠/١٨
|