برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

صاحب بابائی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 گاهی می‌تونید "مورد نقد قرار دادن" ترجمه کنید.‏ ١٤٠٠/٠١/١٦
|

2 چمباتمه زدن.
به حالتی گفته میشه که فرد در دستشویی میشینه.
١٣٩٩/١٢/١٥
|

3 بیشتر به معنی "موکل" استفاده می‌شه.
شخصی که وکیل مسئولیت دفاع از اون در دادگاه رو به عهده می‌گیره.
١٣٩٩/١٢/١٣
|

4 همچنین به کسانی گفته میشه که روح احضار می‌کنن و یا مثلا جن‌گیری می‌کنن ١٣٩٩/١٢/٠٩
|

5 کیف کوچکی که برای نگهداری لوازم بهداشتی و وسایل شستشوی شخصی استفاده می شود. ١٣٩٩/١١/٢٨
|

6 این کلمه به معنی دستشویی یا همون bathroom هست ١٣٩٩/١١/١٢
|

7 برای مواد غذایی مونده هم استفاده میشه
خراب/مسموم
١٣٩٩/١١/٠٩
|

8 یه مثال که بهش بر خوردم, و بیشتر یه اصطلاحه:
I'm back in the black
زندگیم دوباره خوب شده
١٣٩٩/١١/٠٢
|

9 قدیم اسم یه غذا بود که متشکل از گوشت، سیب زمینی و پیاز بود
البته الان هم شاید استفاده داشته باشه
١٣٩٩/١١/٠٢
|

10 اصطلاح به معنی تمیز و آراسته بودن.
یا به صورت آمیانه خوشتیپ بودن یا تیپ زدن
١٣٩٩/١١/٠١
|

11 "کم پیدایی" ١٣٩٩/١١/٠١
|

12 بیشتر به عنوان دعوا کردن یا نزاع استفاده میشه ١٣٩٩/١١/٠١
|

13 این عبارت یک اصطلاحه و به مسائل مالی مربوط میشه:
چقدر پول میخوای؟
چقدر پول کم داری؟
١٣٩٩/١١/٠١
|

14 به صورت غیر رسمی و آمیانه به معنی دنیا یا عالم استفاده میشه ١٣٩٩/١٠/٢٥
|

15 مثالی که امروز بهش بر خوردم:
the voice with the "husk" of Kim Carnes
صدایی با "پوسته" ی کیم کارنس
١٣٩٩/١٠/١٨
|

16 این کلمه به معنی "مدرسه" است و مفرد می باشد. ١٣٩٩/١٠/١٨
|

17 این کلمه به عنوان فعل میتونه، بهم زدن یا خاتمه دادن به رابطه معنی بشه
همچنین میتونه به معنی دور کردن یه نفر از خودت بخاطر ملالت حرف زدن با اون شخص ...
١٣٩٩/١٠/١٨
|

18 به معنی لبه، یا کناره
البته ممکنه به معنی پهلو (انسان یا شی) هم استفاه بشه
١٣٩٩/١٠/١٧
|

19 یه مثال که بهش بر خوردم و بیشتر در بریتیش استفاده میشه:
"You feel trim"
"لاغر شدی"
١٣٩٩/١٠/١٧
|

20 این کلمه واسه دختر ها هم به کار میره
(چون نازک نارنجی هستن)
١٣٩٩/١٠/١٣
|

21 گاهی میتونید" لجباز" یا "لجوج" ترجمه کنید ١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

22 گاهی ممکنه "به هیچ وجه" ترجمه بشه ١٣٩٩/٠٨/٢٩
|

23 نام روستا برگرفته از کلمه فتا به معنی جوانمردی است. ١٣٩٩/٠٦/٢٢
|

24 You can "handle" more than you think
تو از چیزی که فکر میکنی بیشتر "به درد میخوری"
١٣٩٩/٠٤/١٣
|

25 مثال کاربردی و عامیانه:
I'm dabbing: هیجان زده هستم، ذوق کردم
١٣٩٩/٠١/٢٢
|