پیشنهاد‌های سحر شهبازخانی (١٠٥)

بازدید
٣٢٤
تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در متن های فانتزی/تاریخی معمولاً �مَجستریت / مقام قضایی - حکومتی�بکار می رود.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هلیز سرسرا / فضای ورودی پیش ورودی بسته به بافت متن: در معماری رسمی یا کلاسیک: دهلیز در روایت داستانیِ روان: سرسرای ورودی اگر فضای کوچکی قبل از ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سه برجکه برای معماری مذهبی یا فانتزی: سه مناره ای برای ساختمان یا دژ: با سه برجک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این واژه به لباسِ بلند و سنتی زنان در روم باستان اشاره دارد. در ترجمه فارسی، استفاده از خود کلمه ی �استولا� یا معادل هایی مثل �ردا� یا �پیراهن بلند� ...

پیشنهاد
٠

جمع وجور کردن ماجرا رفع ورجوع کردن گفت وگو به شوخی/زیرکانه رد کردن آن اتفاق وارونه سازی و بی اهمیت جلوه دادن آن تبادل ماجرا را زیرکانه جمع وجور ک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنگل جادویی ( ساده تر و امروزی تر ) جنگل مسحور ( ادبی تر ) جنگل افسانه ای ( اگر تأکید روی حال وهوای اسطوره ای باشد ) جنگل افسون شده: رایج ترین ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میانسرا، میان تالار، ( معماری ) یک حیاط داخلی ( یا مرکزی ) ، بخصوص آن گونه حیاطی که در منازل رُم باستان به چشم می خورد؛ یک حیاط و یا ایوان سرپوشیده؛ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بوی ناخوشایند لجن، لجن ترشیده؛ بویی که احتمالاً به دلیل مجاورت با دریا و رطوبت دائمی در سنگ ها نفوذ کرده است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اصطلاح نظامی ) پوشش دادن جناحین یا پهلوی سرباز برای جلوگیری از غافلگیری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساخته ی دست خودم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خط و برجستگی گونه ها.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در ذهنم جرقه زد / تصویرش از ذهنم گذشت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیرگی یا گودیِ زیر چشم ( ناشی از خستگی یا بیماری ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خشم سریع و ناگهانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( از روی درد، ناراحتی یا نارضایتی ) چهره درهم کشیدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به دقت سنباده خورده، صیقل یافته

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرده های مجللِ بافته شده یا منقوش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نور پراکنده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سقف گنبدی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شعار جنگی، فریادِ نبرد.

پیشنهاد
٠

کبریتی که آتش را برافروخت ( عامل اصلی شروع واقعه ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیاه چال ها

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاتاکومب ( سرداب ها یا گورستان های زیرزمینی که در روم باستان به عنوان مخفیگاه یا زندان استفاده می شده است )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شانه خالی کردن از ترس، لرزیدن یا چهره درهم کشیدن ( از روی انزجار یا معذب بودن ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وقتی کسی "stalks away" می کند، یعنی آنقدر از دست کسی یا چیزی عصبانی یا دلخور است که بدون حرف زدن و با حالتی مغرورانه یا خشمگین، محل را ترک می کند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شناخت پیدا کردن از کسی، درکِ منش یا شخصیت کسی، فهمیدن اینکه کسی چطور آدمی است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"قاپیدن" یا "برداشتن سریع"

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرکوب کردن احساسِ تهوع

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به چهره ای می گویند که به خاطر استرس، خشم یا خستگی منقبض شده است. معادل �چهره ی درهم کشیده� یا �صورتِ مچاله� برای آن مناسب است. ظاهر عبوس چهره

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معبدِ وامانده ، معبد کذایی، معبد لعنتی، معبد نفرین شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهترین معادل گفتاری�نگاه تحقیر آمیز� �نگاهِ عاقل اندرسفیه�، �چپ چپ نگاه کردن� یا�نگاهِ سرسری� یا �با بی محلی نگاه کردن� است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدالیون در روم باستان بر روی لباس یا گردن شخص وصل می شد . هنگام تولد نام خانوادگی شخص بر روی این پلاک حک میشد . این مدال نماد هویت و اصالت خانوادگی آ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افسران عالی رتبه ارتش روم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توصیفی دقیق از چهره ی فرد خفه شده ( سیانوز ) . �چهره ی متمایل به کبود� یا �چهره ی کبودگون� .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنایه ای از بی اختیاری در لحظه مرگ است که در فارسی با �خود را نجس کردن� یا �کثیف کردن� بیان می شود. خودش را کثیف کرد — معمولاً به این معنا که از ترس، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با صدایی خشن، گرفته، ساییده و به زحمت درآمده حرف زدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در نظام قضایی و سیاسی روم، �مجیستریت ها� مقامات عالی رتبه با قدرت اجرایی و قضایی بودند. ترجمه به �قضات�، �کلانترها� یا �مأموران عالی رتبه� مناسب است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این یک اصطلاح نظامی و حرکتی است. معادل �هم قدم شدن� یا �در کنارِ کسی راه افتادن�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�سنتوریون� ( فرمانده صد نفر ) . از مناصب نظامی رومی . در ترجمه بهتر است همین شکل حفظ شوند، تا فضای تاریخی داستان های مرتبط با روم باستان دست نخورده ب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�تریبون�از مناصب نظامی رومی . در ترجمه بهتر است همین شکل حفظ شوند، تا فضای تاریخی داستان های مرتبط با روم باستان دست نخورده بماند. محافظ یا افسر نگهب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سربازان تازه کار ، سربازان تازه نظام

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�عافیت طلب� یا �نازپرورده�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سکوتی سنگین و شکننده، سکوتی لبریز از تنش، سکوتِ هولناک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منجنیقِ عقربی یا بالیستای عقربی. اسکورپیو� Scorpio� در ارتش روم باستان نوعی بالیستای کوچک و دقیق بود که تیرهای بلند و ضخیم ( bolt ) شلیک می کرد؛ چیز ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوعی شنل زنانه رومی، پالا یک ردای سنتی رومی باستان بود که توسط زنان پوشیده می شد و با سنجاق سینه بسته می شد. پالا یک شنل یا ردای زیبا بود که به دور ب ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ملک طلق

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

انتقال قطعی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Respective department

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

سازمان مستقل غیرمتمرکز

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

پیشینه نویسنده ( Background of the author - ie – PROVENANCE )