provenance

/ˈprɑːvənəns//ˈprɒvənəns/

معنی: حد، اصل، منشاء، زادگاه، منبع، منطقه قدرت یا درک
معانی دیگر: سرچشمه، سرمنشا، اشتقاق، مبدا
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: the source of something; place of origin.
مشابه: lineage, mother, source

جمله های نمونه

1. This raised doubts about the provenance of the painting.
[ترجمه ترگمان]این موضوع باعث ایجاد شک در مورد منشا نقاشی می شود
[ترجمه گوگل]این باعث تردید در مورد محل نمایش نقاشی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Kato was fully aware of the provenance of these treasures.
[ترجمه ترگمان]کاتو از منشا این گنجینه کاملا آگاه بود
[ترجمه گوگل]کاتو به طور کامل از این گنجینه ها آگاه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. There's no proof about the provenance of the painting .
[ترجمه ترگمان]هیچ مدرکی در مورد این نقاشی وجود نداره
[ترجمه گوگل]هیچ اثری در باره پروژۀ نقاشی وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. All the furniture is of English provenance.
[ترجمه ترگمان]همه مبل ها یک منشا انگلیسی هستند
[ترجمه گوگل]تمام مبلمان تولید زبان انگلیسی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The provenance of the paintings is unknown.
[ترجمه ترگمان]منشا این نقاشی ها مشخص نیست
[ترجمه گوگل]منشا نقاشی ها ناشناخته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Although the provenance of the 10 percent number is clear, its scientific basis is much less so.
[ترجمه ترگمان]اگر چه منشا این ۱۰ درصد واضح است، اساس علمی آن بسیار کم تر است
[ترجمه گوگل]اگر چه ارقام ده درصد تعداد روشن است، اما پایه علمی آن بسیار کمتر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The provenance of a manure heap seemed of limited importance beside the problems presently exercising her mind.
[ترجمه ترگمان]مقدار زیادی از کود حیوانی در کنار مشکلات به نظر می رسید که در ذهن او خیلی مهم بود
[ترجمه گوگل]پروانه ی یک کود نیت به نظر می رسد در کنار مشکلات موجود در ذهن او، اهمیت محدودی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Such examination may also help us to determine provenance by revealing inclusions characteristic of particular geological sources.
[ترجمه ترگمان]چنین امتحانی ممکن است به ما کمک کند که با آشکار کردن مشخصات منابع زمین شناسی مشخص، منشا آن ها را مشخص کنیم
[ترجمه گوگل]چنین معاینه همچنین می تواند به ما کمک کند تا با شناسایی ویژگی هایی از منابع خاص زمین شناسی مشخص شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Sandstone sequences are the result of both provenance and tectonic environment, modified by climate, depositional environment and later diagenetic events.
[ترجمه ترگمان]توالی های Sandstone نتیجه هر دو محیط تکتونیک و تکتونیک، تغییر اقلیم، محیط depositional و بعد از رویداده ای diagenetic می باشند
[ترجمه گوگل]توالی های ماسه سنگ حاصل از هر دو محیط پروتئین و زمین شناسی است، که به واسطه آب و هوا، محیط رسوب گذاری و رویدادهای دیگنتیک تغییر یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The method of attribution by provenance works best with coinages of a small scale or a low value, such as bronze coinage.
[ترجمه ترگمان]روش تخصیص دادن توسط این فرد با استفاده از یک مقیاس کوچک یا یک مقدار کم، مانند سکه برنزی، به بهترین نحو عمل می کند
[ترجمه گوگل]روش ارجاع پروانه به بهترین وجه با سکه هایی از مقیاس کوچک یا ارزش کم، مانند سکه های برنزی، بهتر عمل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Obviously genuine pieces, but of very dubious provenance.
[ترجمه ترگمان]کاملا مشخص بود که آن ها از هم جدا شده اند
[ترجمه گوگل]بدیهی است قطعات واقعی، اما از پرونده بسیار مشکوک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Provenance work on the turbidite sandstones has indicated at least two sources for heavy minerals.
[ترجمه ترگمان]اثر provenance بر روی the sandstones حداقل دو منبع را برای مواد معدنی سنگین نشان داده است
[ترجمه گوگل]کارایی رسوب در ماسه سنگهای توریدییت حداقل دو منبع برای مواد معدنی سنگین را نشان داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. In other words the principle of provenance which underlies archival recordkeeping takes on a different form when electronic information is being considered.
[ترجمه ترگمان]به عبارت دیگر اصل منشا این است که، هنگامی که اطلاعات الکترونیکی مورد توجه قرار می گیرد، زیربنای بایگانی به شکل متفاوتی صورت می گیرد
[ترجمه گوگل]به عبارت دیگر، اصل پروانه ای که ثبت رکورد بایگانی را تشکیل می دهد، زمانیکه اطلاعات الکترونیکی در نظر گرفته می شود، متفاوت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The provenance of electronic records in government and business must be related to the culture and organisation that created the information.
[ترجمه ترگمان]منشا پرونده های الکترونیک در دولت و تجارت باید مربوط به فرهنگ و سازمان باشد که اطلاعات را ایجاد کرده است
[ترجمه گوگل]پروژۀ ثبت الکترونیکی در دولت و کسب و کار باید با فرهنگ و سازمان هایی که اطلاعات را ایجاد کرده اند مرتبط باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. They are blessed with the distinguished provenance of the Pellerin Collection, formed by Auguste Pellerin between 1895 and 192
[ترجمه ترگمان]آن ها با منشا برجسته مجموعه Pellerin، که توسط آگوست Pellerin بین ۱۸۹۵ و ۱۹۲ به وجود آمد، مورد رحمت قرار می گیرند
[ترجمه گوگل]آنها با منبع معروف مجموعه Pellerin، که توسط Auguste Pellerin بین سالهای 1895 و 192 تشکیل شده است، خوش شانس هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

حد (اسم)
tract, border, bound, abutment, margin, limit, extent, measure, end, deal, period, mark, precinct, quantity, provenance, confine

اصل (اسم)
point, quintessence, inception, principle, real, maxim, axiom, germ, origin, root, stem, radical, element, strain, authorship, provenance, fatherhood, paternity, mother, motif, principium, rootstock

منشاء (اسم)
principle, beginning, source, origin, genesis, radix, origination, provenance, first cause, first principle, prime mover

زادگاه (اسم)
birthplace, provenance

منبع (اسم)
original, cause, rill, source, provenance, fount, fountainhead, wellspring, headspring, quarry, parent, wellhead

منطقه قدرت یا درک (اسم)
provenance

تخصصی

[زمین شناسی] منشأ، خاستگاه - منطقه منشأ، به ویژه منطقه ای که مواد تشکیل دهنده یک سنگ یا رخساره رسوبی از آنجا مشتق می شود. همچنین سنگ هایی که این ناحیه از آن ها تشکیل می شود.

به انگلیسی

• source, origin; derivation, extraction
the provenance of someone or something is the place from which it originated; a formal word.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیحد، اصل، منشاء، زادگاه، منبع، منطقه قدرت ...معانی متفرقهسرچشمه، سرمنشا، اشتقاق، مبدابررسی کلمهاسم ( noun ) • : تعریف: the source of something; place of origin. • مشابه: lineage, mother, ...جمله های نمونه1. This raised doubts about the provenance of the painting. [ترجمه ترگمان] این موضوع باعث ایجاد ...مترادفحد ( اسم ) tract, border, bound, abutment, margin, limit, extent, measure, end, deal, period, mark ...بررسی تخصصی[زمین شناسی] منشأ، خاستگاه - منطقه منشأ، به ویژه منطقه ای که مواد تشکیل دهنده یک سنگ یا رخساره رسوبی ...انگلیسی به انگلیسیsource, origin; derivation, extraction the provenance of someone or something is the place from whic ...
معنی provenance، مفهوم provenance، تعریف provenance، معرفی provenance، provenance چیست، provenance یعنی چی، provenance یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف p، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف p، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف p، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف p
کلمه بعدی: provencal
اشتباه تایپی: حقخرثدشدزث
آوا: /پروننک/
عکس provenance : در گوگل
معنی provenance

پیشنهاد کاربران

A list of the people who have owned a work of art
[آرشیو]اصل حفظ منشا
[آرشیو منشا]
A list of people who have owned a work of art
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما