پیشنهادهای صبا راد (١٧)
١٧١
٦ سال پیش
٦
فکر کردن به معنی حدس زدن
٦ سال پیش
٧
ترک کردن
٧ سال پیش
-٢
زخمی کردن
٧ سال پیش
٨
گیر انداختن With this play , I will catch the king من با این نمایشنامه، پادشاه را گیر می اندازم.
٧ سال پیش
١
شب های آتشین
٧ سال پیش
٢
استفاده کردن You never made the most of it ( تو هیچ استفاده ای ازش نکردی )
٧ سال پیش
-١
تعجب کردن
٧ سال پیش
٤٢
تجسم کردن
٧ سال پیش
١
گریه ی مردم
٧ سال پیش
٢
آزادی
٧ سال پیش
٤
تعدادی از مردم
٧ سال پیش
٠
این آسانسور چقدر طولانیه
٧ سال پیش
٧
گنده؛ بزرگ
٧ سال پیش
٢٣
اتفاقا
٧ سال پیش
٣٥
دهنت صاف
٧ سال پیش
٠
صدای مهیب
٧ سال پیش
٢٥
a bomb went off به معنای منفجر شدن یک بمب است .