پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
خط فقر Poverty line : [ اصطلاح بازار کار ] به عقیده مارتین راولیون ( 1998 ) خط فقر عبارت است از مخارجی که یک فرد در یک زمان و مکان معین برای دسترسی ب ...
جمعیت فعال اقتصادی Active Population : [ اصطلاح بازار کار ] تمام افراد 10 ساله و بیشتر ( حداقل سن تعیین شده ) که در هفته تقویمی قبل از هفته ی آمارگیر ...
چرخه عمر بنگاه Business Life cycle : [ اصطلاح بازار کار ] در این مفهوم، یک شرکت یا بنگاه به انسان تشبیه می شود که روزی به دنیا می آید، رشد می کند و ز ...
جمعیت شاغل Employed Population : [ اصطلاح بازار کار ] تمام افراد 10 ساله و بیشتر که در طول هفته مرجع، طبق تعریف کار، حداقل یک ساعت کارکرده و یا بنا ب ...
جمعیت غیرفعال اقتصادی Non - active Population : [ اصطلاح بازار کار ] تمام افراد 10 ساله و بیشتر که در طول هفته مرجع طبق تعریف، در هیچ یک از دو گروه ش ...
بیکاری مطلق Absolute Unemployment : [ اصطلاح بازار کار ] وضعیتی است که تمام عوامل تولید، از عرضه تولید وفعالیت ها خارج باشند و از آن ها استفاده نشود. ...
بیکاری دوره ای Cyclical Unemployment : [ اصطلاح بازار کار ] به دلایل مختلفی ممکن است خرید مصرف کنندگان و سطح هزینه بنگاه های اقتصادی برای ایجاد کارخا ...
بیکاری ساختاری Structural Unemployment : [ اصطلاح بازار کار ] این بیکاری ناشی از تغییرات بلندمدت در ساختار اقتصاد است. ممکن است که موقعیت مقایسه ای ه ...
بیکاری غیرداوطلبانه Involuntary Unemployment : [ اصطلاح بازار کار ] شامل بیکاری است که افراد حاضرند در سطح دستمزدهای رایج و متناسب با سطح تخصصی خود م ...
بیکاری جوانان Youth Unemployment : [ اصطلاح بازار کار ] اصطلاح بیکاری جوانان در مورد افرادی به کار می رود که سن آن ها از 15 تا 24 سال است. به عبارت ...
بیکاری داوطلبانه Voluntary Unemployment: [ اصطلاح بازار کار ]شامل بیکارانی است که شغل قابل دستیابی برای آن ها وجود دارد. یعنی فرصت شغلی برای آن ها فر ...
کم کاری پنهان Disguised Underemployment : [ اصطلاح بازار کار ] شامل افرادی می شود که ظاهراً به صورت تمام وقت مشغول می باشند ولی خدمات ارائه شده توسط ...
بیکاری پنهان ( Unemployment Disguised ) : [ اصطلاح بازار کار ] 1 - بیکاری پنهان بیکاری واقعی نیست، بلکه بیکاری نامطلوب است. در بیکاری پنهان، قطع کار ...
قومیت ( Ethnicity ) : [اصطلاح جامعه شناسی] هنجارها و ارزشهای فرهنگی که اعضای یک گروه معین را از دیگران متمایز می کنند . گروه قومی گروهی است که اعضای ...
جامعه ( Society ) : [اصطلاح جامعه شناسی] گروهی از مردم با پیوستگی کما بیش پایدار که برای فعالیتهای جمعی خود تشکیل شده اند و احساس می کنند که به یکدیگ ...
نماد ( Symbol ) : [اصطلاح جامعه شناسی] چیزی است که نماینده چیزی دیگر باشد . چیزی که به عنوان نشانه چیز دیگری یا نماینده آن به کار برده می شود . مانند ...
میراث ( Hertage ) : [اصطلاح جامعه شناسی] هر آن چیزی است که نسل به ارث می گذارد و به نسل بعد انتقال می یابد . هر جامعه دارای نوعی گستره تاریخی است که ...
اسطوره ( Mith ) : [اصطلاح جامعه شناسی] از ریشه یونانی به معنای ( ( گفتار ) ) و ( ( داستان شاعرانه ) ) گرفته شده است . در گذشته تجسمی از دنیا و مقام ا ...
مشارکت ( Participation ) : [اصطلاح جامعه شناسی] مشارکت کردن به معنای سهمی در چیزی یافتن و از آن سود بردن و یا در گروهی شرکت جستن و بنا براین یا آن هم ...
باور ( Belife ) : [اصطلاح جامعه شناسی] پذیرفتن اندیشه و عمل فرد یا گروهی توسط افراد یا گروههای دیگر به صورت الگوهایی قابل استناد . باور ( belife ) با ...
گروه ( Groupe ) : [اصطلاح جامعه شناسی] از ریشه cruppo که در زبان ایتالیایی معنای ( ( چیز گزه خورده ) ) را می رساند گرفته شده است . واحدی است اجتماعی ...
تعامل – کنش و واکنش ( Interaction ) : [اصطلاح جامعه شناسی] عمل متقابل دو یا چند وجود زنده بر یکدیگریا با یکدیگر است . تعامل از پایه های حیات اجتماعی ...
خشونت ( Violance ) : [اصطلاح جامعه شناسی] کاربرد نیرو در غیر جای خود و یا بر خلاف قانون . خشونت وسیله ای است برای اعمال فشار . خشونت نزدیک به نیرو اس ...
ترور ( Terror ) – تروریسم ( Terrorism ) : [اصطلاح جامعه شناسی] واژه ترور از ریشه terrour ) ) به معنای ترساندن است . این واژه برای نخستین بار در سال 1 ...
بحران ( Crisis ) : [اصطلاح جامعه شناسی] هر گونه وقفه ای که در جریان عمل رفع احتیاجات حاصل شود بحران شمرده می شود. در هر جامعه ای هر یک از سازمانهای ا ...
دیکتاتوری پرولتار ( استبداد کارگری ) ( Dictatorship of proletariat ) : [اصطلاح جامعه شناسی] اهمیت خاص این اصطلاح در فلسفه سیاسی مارکسیسم می باشد که ...
تفکیک قوا [اصطلاح جامعه شناسی] تفکیک قدرت حکومت است بین سه قوه مققنه – قضاییه و مجریه. اساس دموکراسیهای قانونی است و اصول آن را مونتسکیو متفکر فرانسو ...
فراکسیونر ( Fractionnaire ) [اصطلاح جامعه شناسی] به شخصی گفته می شود که نظریات مشخص و مدونی در مقابل مشی کلی یک سازمان داشته باشد. منبع https://rase ...
فراکسیون ( Fraction ) : [اصطلاح جامعه شناسی] فراکسیون از واژه لاتینی Fractum –Fractio و از مصدر لاتینی Frangere یعنی شکستن مشتق می شود. فراکسیون از ن ...
فمینیسم ( Feminism ) : [اصطلاح جامعه شناسی] فمینیسم که از واژه فرانسوی ( ( Femme ) ) به معنی زن گرفته شده و معنی لغوی آن طرفداری از زن است . نام نهضت ...
طبقه یقه سفید ( White - coller ) : [اصطلاح جامعه شناسی] طبقه یقه سفید ( مشتق از کاربرد محاوره ای آمریکایی ) در کلی ترین مفهوم در مقابل کارگران ( ( یق ...
قدرت ( Power ) : [اصطلاح جامعه شناسی] قدرت توانایی انجام کاری خاص – تحقق عملیاتی و به طور کلی هر توان در انجام عمل را می رساند. این مفهوم با اندیشه ن ...
من واقعی ( Actual self ) : [اصطلاح جامعه شناسی] تواناییهای فرد و ویژگیهای اوست بیرون از شرایطی که در آن جای یافته است . رفتار انسانی از پیوند این دو ...
هویت طبقاتی ( Class identity ) : [اصطلاح جامعه شناسی] احساس اینکه شخص به یک طبقه خاص تعلق دارد و آن احساس حاصل از این تفکر است که او سهم بیشتری از زن ...
هویت ( Idenitity ) : [اصطلاح جامعه شناسی] در معنای جامعه شناختی این مفهوم نظر گافمن چنین است :کوشش فرد به منظور تحقق یکتایی خویشتن است در شرایطی که د ...
خود ( Ego ) : [اصطلاح جامعه شناسی] خود یا من در کلی ترین معنا مترادف است با کلی ترین کاربرد نفس و دلالت دارد بر هسته نظام شخصیت که بر حول آگاهیش از خ ...
حزب ( party ) : [اصطلاح جامعه شناسی] سازمانی سیاسی که از همفکران و طرفداران یک آرمان تشکیل شده است و با داشتن تشکیلات منظم برنامه های سیاسی کوتاه مدت ...
تعهد ( commitment ) : [اصطلاح جامعه شناسی] تعهد در معنای حقوقی عبارت است از رابطه ای حقوقی که به موجب آن انجام عملی یا عدم انجام عملی بر کسی نسبت به ...
وفاق ( consensus ) :[اصطلاح جامعه شناسی] وفاق واژه ای است لاتینی که توسط جامعه شناسان در زبانهای فرانسه و آمریکایی به کار می رود و دلالت دارد بر پیدا ...
فاصله ی اجتماعی SOCIAL DISTANCE میزان جدایی فضایی که به هنگام کنش متقابل افراد با افراد دیگری که آنها را به خوبی نمی شناسند حفظ می شود. منبع https:/ ...
بازتولید اجتماعی SOCIAL REPRODUCTION فرایندهایی که ویژگیهای ساختار اجتماعی را در طی دوره های زمانی حفظ کرده یا دایمی می سازند. منبع https://rasekhoo ...
محدودیت اجتماعی SOCIAL CONSTRAINT :[اصطلاح جامعه شناسی] به این واقعیت اشاره می کند که گروهها و جوامعی که ما جزئی از آن به شمار می آییم تأثیر محدودکنن ...
داروینیسم اجتماعی SOCIAL DARWINISM :[اصطلاح جامعه شناسی] یکی از نظریه های تکامل اجتماعی که بر اهمیت تنازع یا جنگ بین گروهها یا جوامع به عنوان نیروی م ...
حصر اجتماعی SOCIAL CLOSURE :[اصطلاح جامعه شناسی] شیوه هایی که به وسیله ی آنها گروهها خود را از گروههای دیگر جدا می کنند. منبع https://rasekhoon. net
بردگی SLAVERY :[اصطلاح جامعه شناسی] شکلی از قشربندی اجتماعی که در آن بعضی افراد عملاً به عنوان دارایی توسط افراد دیگر تملک گردیده اند. منبع https:// ...
شمن SHAMAN :[اصطلاح جامعه شناسی] فردی که گمان می رود قدرتهای جادویی خاصی دارد؛ ساحر یا پزشک جادوگر. منبع https://rasekhoon. net
آزار جنسی SEXUAL HARASSMENT :[اصطلاح جامعه شناسی] دست انداز جنسی یک فرد نسبت به دیگری، علی رغم مخالفت او. منبع https://rasekhoon. net
تبعیض جنسی SEXISM :[اصطلاح جامعه شناسی] نگرشها و اعتقاداتی که به غلط تواناییهای معینی را به افراد یک جنس نسبت داده یا انکار می کنند، و به این وسیله ن ...
فعالیت جنسی SEXUAL ACTIVITY :[اصطلاح جامعه شناسی] فعالیتی که به منظور ارضای جنسی صورت می گیرد. منبع https://rasekhoon. net
جنس SEX :[اصطلاح جامعه شناسی] تفاوتهای بیولوژیک و آناتومیک که زنان را از مردان متمایز می سازد. منبع https://rasekhoon. net