پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
Binlerce ( ترکی استانبولی ) هزاران . Bin : هزار . در ترکی آذربایجان min Gōkyūzūne yazdım adını Binlerce yıldızla با هزاران ستاره اسمش را بر روی آسم ...
adını ( ترکی استانبولی ) : نامش را . ad : نام اسم Gōkyūzūne yazdım adını Binlerce yıldızla با هزاران ستاره اسمش را بر روی آسمان نوشتم Aldırmadı gūl ...
yazdım ( ترکی استانبولی ) : نوشتم ، فعل ماضی اول شخص مفرد . از مصدر ترکی yazmak ( نوشتن ) . Gōkyūzūne yazdım adını Binlerce yıldızla با هزاران ستاره ...
Gōkyūzūne ( ترکی استانبولی ) بر روی آسمان . Gōk : آسمان ūz : روی ، چهره. ūzūne : به روی Gōkyūzūne yazdım adını Binlerce yıldızla با هزاران ستاره ...
سی و دو آسیا: کنایه از دندان ها. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۳۶ ) .
سیماب در گوش ریختن: کرساختن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۰۷ ) .
سیماب ناب: جیوه ی بی غش. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۹۲ ) .
سیرشدن: اشباع شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۶ ) .
سیل جارف: سیل بنیان کن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۹ ) .
سیر کردن: اشباع نمودن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۷۰ ) .
سیرت باطن: خوی درونی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۸۶ ) .
سیرت حمیده:خوی ستوده. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۷۶ ) .
سیر حمیده: خلق های پسندیده. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۷۶ ) .
سیر انجم: گردش ستارگان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۳۰ ) .
سیر بودن: مشبع بودن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۳۶ ) .
سیدالشرق و الغرب: آقای خاور و باختر. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۲ ) .
سیاه کرده: تیره ساخته، مخدوش نموده. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۰۱ ) .
سیاه گردانیدن:تیره ساختن ، مخدوش نمودن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۶۶۹ ) .
سیاه گشتن روی: مخدوش شدن آن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۸۶ ) .
سیاه شدن ستاره: محو شدن آن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۶۶ ) .
سیاست راندن: تنبیه کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۱۵ ) .
سهل المشرع: آسان یاب. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۴۳ ) .
سیارات کواکب: ستارگان گردنده. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۸۰ ) .
سیاست پادشاهی: تدبیر پادشاهی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۶۲ ) .
سویدای سینه: مرکز سینه. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۶۰ ) .
سه روزه :منسوب به سه روز. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۷ ) .
سهل المأخذ: آسان یاب. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۴۵ ) .
سوگند یاد کردن: قسم خوردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۹۱ ) .
سویدای دل: نقطه سیاه دل. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۱۷ ) .
سوگند عظیم: یمین مغلظ. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۲۴ ) .
سوگند مغلظ: سوگند بزرگ. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۵۷ ) .
سوز و ساز:سوختن ساختن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۷۷ ) .
سوسن وار: مانند سوسن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۶۹ ) .
سود ده چهل: نفع چهار برابر. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۹۰ ) .
سوز حادثه: التهاب ماجر. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۷ ) .
سود و زیان: نفع و ضرر. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۷۵ ) .
سود مند آمدن: مفید بودن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۰۶ ) .
سواد برخاستن: خیال پردازی کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۸۰ ) .
سواد پختن: خیال پردازی کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۸۶ ) .
سودایی در سر بودن: خیالی در سر داشتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۰۶ ) .
سوانح غیب: سانحه های غیبی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۰۰ ) .
سوخته خرمن:بیچاره، مستأصل. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۸۱ ) .
سواد لشکر : سیاهی سپاه. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۱۸ ) .
سواد و بیاض: سیاهی و سفیدی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۷ ) .
سواد حشم: سیاهی دارودسته. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۹۹ ) .
سواد دل: سیاهی دل. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۹۸ ) .
سواد شب: سیاهی شب. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۳۵ ) .
سوابق مکرمت: پیشینه بزرگواری. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص وی تا ۱۸۳ ) .
سواد بصر: سیاهی چشم. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 117 ) .
سوابق آشنایی:سابقه دوستی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۰۵ ) .