پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
عیار مغشوش گشتن : ناسره شدن عیار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 105 ) .
عهود متقدم : روزگاران گذشته . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص147 ) .
عهود متقادم : روزگاران گذشته . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص545 ) .
عهد و پیمان بستن : شرط کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص94 ) .
طالبان: جمع طلبه ها. خود افغان ها می گویند: طالب ها در اصل می شود گفت: حکومت طلبه ها و ملا ها در افغانستان.
عوارض ملمات : عارضه های نازک شده . ( ( اگر خواهی ترا بدوسپارم و در حوادث مهمات و عوارض ملمات، کار ترا به کفایت او باز گذارم. ) ) ( مرزبان نامه، م ...
عوارض روزگار : عارضه های زمان . ( ( با آنکه عوارض روزگار و پیش آورد اختلاف لیل و نهار او را در طی و نشر ناپروایی می داشت. ) ) ( مرزبان نامه، محمد ...
عوارض حاجات : عارضه های نیاز ها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص210 ) .
عوارض تقدیر : عارضه های تقدیر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 138 ) .
عوارض بیماری : عارضه های مرض . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 141 ) .
عنان منعطف کردن: راه کج کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 42 ) .
عنان فرو گرفتن : مهار کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص48 ) .
عنان کشیده داشتن : مهار کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 131 ) .
عنان تاب دادن : آماده شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 524 ) .
عنان در عنان : لگام در لگام . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 496 ) .
عنان پیچاندن : برگشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 132 ) .
عنان باز گردانیدن : منصرف شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 210 ) .
عناصر چهارگانه : آب و آتش و باد و خاک . 183 ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ) .
علیل حکمت : بیمار حکمت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 62 ) .
علیل دانش : بیمار دانش . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 62 ) .
عمل خانه : کارخانه . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 259 ) .
عمر دراز : حیات بلند . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 350 ) .
عمر سپردن : طی کردن عمر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 251 ) .
عمده ی دولت : ستون دولت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 52 ) .
عمارت پذیرفتن : آبادان شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 230 ) .
عمال غیب : عاملان نهان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 396 ) .
علوی نژاد : از نژاد علی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 227 ) .
علی التواتر : پیاپی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص79 ) .
علو نسب : بلندی نسب . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 282 ) .
علو همت : بلندی همت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 244 ) .
علو سن : بالا رفتن سال عمر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 500 ) .
علم کردن : نشانه ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 475 ) .
علل عادیه : بیماری های مسری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 90 ) .
علم زدن : نصب کردن درفش . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 26 ) .
علف شمشیر : طعمه ی تیغ . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 411 ) .
علامات حیلت: نشانه های حیله . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 465 ) .
علة الظم : سبب پیوستگی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 253 ) .
عقود و نقود : گردنبند های سیم و زر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 110 ) .
علاج فرمودن : معالجت نمودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 102 ) .
عقود منظومات : کنایه از کلام منظوم . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 4 ) .
عقود موالات :گره های دوستی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 209 ) .
عقود ثریا : خوشه ی پروین . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 186 ) .
عقود دُرر: گردنبند های مروارید . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 548 ) .
عقوبت فرمودن : مجازات کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 35 ) .
عقوبت کشیدن : شکنجه شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 454 ) .
عقده افتادن : گره خوردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص222 ) .
عفت ورزیدن : پاکدامنی نمودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 270 ) .
عقال گسیخیتن : پاره کردن زانو بند . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 53 ) .
عفاف جویی : پاکدامنی جستن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 154 ) .
عفاف ورزی : پاکدامنی ورزیدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 270 ) .