پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
مقبول آمدن : پسندیده شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 354 ) .
مقبول فعل : پسندیده کار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص280 ) .
مقبول طلعت : پسندیده سیما . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 109 ) .
مقاوله رفتن : پیمان بستن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص238 ) .
مقبل طالع : نیک اختر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص109 ) .
مقبل نهاد : نیک نهاد . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 66 ) .
مقاود تقلید : مهارهای تقلید ، اضافه ی تشبیهی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 152 ) .
مقام گرفتن : جایگزین شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 79 ) .
مقامات مشکور : کار های گزیده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 72 ) .
مقام تعذر : جای دشواری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 4 ) .
مقام توقف : جای ایستادن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص4 ) .
منخرط گردانیدن : به رشته کشیدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 319 ) .
منتهای طلب : نهایت خواستن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص269 ) .
منجوق رایتی : گوی های رایت و درفش . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 73 ) .
منحصر شدن : مختص گشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 458 ) .
منتهای آرزو : نهایت مقصود . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 514 ) .
منت داری : سپاس داری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 213 ) .
منت دار : سپاسدار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص516 ) .
منتشر گشتن : پخش شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 279 ) .
منافذ زمین : سوراخ های زمین . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 267 ) .
منت پذیرفتن : احسان پذیرفتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 133 ) .
منافذ جوارح : سوراخ های جوارح . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 101 ) .
منافات طبیعت : اختلاف طبیعت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 99 ) .
مناظم حال : قواعد حال . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 76 ) .
منازل و مراحل : منزل ها و مرحله ها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 243 ) .
منازل. . . نوشتن : طی کردن منزل ها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص243 ) .
منادی فرمودن : ندا کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 322 ) .
منازل سیر : خانه ههای سیر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص109 ) .
ممکن شدن : میسر گشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 50 ) .
ممکن الوقوع : شدنی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص232 ) .
مموهات اکاذیب : دروغ های راست نما . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 113 ) .
ملول مهر افزای : مهربان دلزده , دنیا . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص17 ) .
ممالک آرای : کشور آرای . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 192 ) .
ملوک سلف : شاهان گذشته . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 65 ) .
ملوک عرب : شاهان عرب . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 13 ) .
ملوک پارس : شاهان پارس . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 515 ) .
ملوک سباع : شاهان درندگان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص424 ) .
ملک وزراء العصر : سرور وزیران عصر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 12 ) .
ملکه ی نفس : صفت راسخ نفس . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 174 ) .
مُلک داری : مملکت داری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص23 ) .
ملزم شدن : واجب گشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص179 ) . ملزم شدن ؛ مجبور شدن ومقهور و مغلوب گشتن و محکوم شدن و مقر شدن و اق ...
ملبس حریر : جامه ی حریر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 113 ) .
ملتفت گردانیدن : متوجه ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص39 ) .
ملایم آمدن : سازگار گشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 153 ) . ملایم آمدن ؛ موافق بودن. سازگار بودن : آفرینش همه آفریدگان چنا ...
ملال آوردن : بیزاری دست دادن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 203 ) . ملال آوردن ؛ موجب بیزاری شدن. آزردگی خاطر فراهم کردن. دلت ...
ملازم بودن : همراه بودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص417 ) .
ملاقات افتادن : دیدار روی دادن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص249 ) .
ملاحظت کردن : به گوشه ی چشم در چیزی نگریستن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص192 ) .
ملاح وار : دریانورد مانند . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص223 ) .
مکنون سر : پوشیده راز . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص51 ) .