پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
مفاخر ذات : افتخار های ذات . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 13 ) .
مفاخران براعت : فخر کنندگان برتری در دانش . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص5 ) .
مغلوب شکل : شکست یافته وار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص409 ) .
مغیبات مآل : آینده های ناپیدا . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص258 ) .
مغشوش گشتن : آمیخته شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص105 ) .
مغلظات ایمان : سوگند های شدید . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 269 ) .
مغبه ی حال : فرجام حال . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص125 ) .
مغرور هوا : فریفته ی هوا . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص44 ) .
مغالب گردانیدن : غلبه کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص52 ) .
مغبات احوال : جمع مغبه ، پایان های احوال . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص258 ) .
معین الاسلام و المسلمین : یاور اسلام و مسلمین . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص12 ) .
معین عقل : یاور عقل . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 140 ) .
معهد وصال : عهدگاه دیدار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 250 ) .
معین الاسلام : یاور اسلام . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص145 ) .
معول کردن : تکیه کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 483 ) .
معهد آفرینش : عهدگاه خلقد . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص521 ) .
معمور گردانیدن : آباد کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 521 ) .
معموره ی عالم: آبادانی جهان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 179 ) .
معمور داشتن : آباد نمودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 537 ) .
معظمات امور : کار های بزرگ . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص195 ) .
معظمات وقایع : واقعه های بزرگ . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 78 ) .
معلق زنان : پشتک زنان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 421 ) .
معطر شدن : خوشبوی گشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 67 ) .
معبر جیحون : گذر جیحون . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 106 ) .
معجون کردن : سرشته نمودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 235 ) .
معد گردانیدن : آماده ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص129 ) .
معاهدت رفتن : پیمان بستن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 424 ) .
معاهدت بستن : پیمان بستن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 436 ) .
معالی صفات : صفت های بلند . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص13 ) .
معالجت کردن : درمان نمودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 548 ) .
معاف کردن : بخشودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 32 ) .
معاقب داشتن :جزا دادن ، عقوبت کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 35 ) .
معارف مملکت : نامداران کشور . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 483 ) .
معاش دنیا : زندگی جهان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 24 ) .
معاد آخرت : بازگشت نهایی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 24 ) .
معادن بر : معدن های خاک . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 233 ) .
مظلم گردانیدن : تاریک ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 101 ) .
مطلع آفتاب : برآمدنگاه آفتاب . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 532 ) .
مطیب گردانیدن : خوشبو ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص228 ) .
مطراگری : تازه و تر ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 285 ) .
مطرح نظر : جای نظر انداز . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 401 ) .
مطرز کردن : زینت دادن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 13 ) .
مطالبت کردن : چیزی از کسی درخواستن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص206 ) .
مطرا گردانیدن : تر و تازه ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 13 ) .
مضمار ضمیر : میدان اسب دوانی ، اضافه تشبیهی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص74 ) .
مضراب زانو : استخوان زانو . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 384 ) .
مضایق حاجت : تنگنا های نیاز . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 88 ) .
مضایق دقایق : تنگنا های دقایق . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص314 ) .
مصیبت رسیده : سوگوار ، عزادار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 349 ) .
مضادت اقران : مخالف همالان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص106 ) .