پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٢٢٩
تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آی زرشک: [عامیانه، اصطلاح] نگا. آی زکی.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آهوی خاور: [عامیانه، کنایه ] آفتاب.

پیشنهاد
٠

آهوی مانده گرفتن: [عامیانه، کنایه ] بی انصافی کردن، عاجزکشی کردن.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آهنگ ریپ دار: [عامیانه، اصطلاح] آهنگی که یک ضرب آن کم باشد.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آهو چشم: [عامیانه، کنایه ] معشوق، شاهد.

پیشنهاد
١

آه نداشتن که با ناله سودا کردن: [عامیانه، ضرب المثل] نگا. آه در بساط نداشتن.

پیشنهاد
٠

آهن کهنه به حلوا دادن: [عامیانه، کنایه ] معامله ی پرسود کردن.

پیشنهاد
٠

آویزان کسی شدن: [عامیانه، کنایه ] طفیلی کسی شدن.

پیشنهاد
٠

آه از نهاد کسی برآمدن: [عامیانه، کنایه ] نهایت تاسف به کسی دست دادن.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

آوردن: [عامیانه، اصطلاح ] باعث شدن، ایجاد کردن.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آواز شدن: [عامیانه، کنایه ] شهره شدن.

پیشنهاد
١

آواز کوچه باغی: [عامیانه، کنایه ] آوازی که جاهل ها می خوانند و یکی از گوشه های دستگاه شور است.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آواز دهل: [عامیانه، کنایه ] چیزی که تنها سخن گفتن درباره ی آن جالب است، نه خودش = چیزی که از آن سخن زیاد می گویند اما واقعیت آنچنانی ندارد.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آواز دادن: [عامیانه، کنایه ] خواستن.

پیشنهاد
٠

آوار شدن سر کسی: [عامیانه، کنایه ] بی خبر نزد کسی در آمدن.

پیشنهاد
١

آواز خر در چمن: [عامیانه، کنایه ] آواز ناخوش و گوش خراش.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آن کاره: [عامیانه، اصطلاح] اهل آن کار ( کار بد ) .

پیشنهاد
٠

آن ها را خانم زاییده، ماها را کلفت؟ : [عامیانه، ضرب المثل] چرا آن ها را بر ما ترجیح می دهند؟ چرا به ما اجحاف می کنند؟.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آن سفر: [عامیانه، اصطلاح ] آن بار، آن دفعه.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

آنکادر کردن: [عامیانه، اصطلاح] اصطلاحی در ارتش برای جمع کردن رختخواب.

پیشنهاد
٠

آن روی کسی بالا آمدن: [عامیانه، کنایه ] خشمگین شدن.

پیشنهاد
٠

آن سرش ناپیدا بودن: [عامیانه، کنایه ] برای نشان دادن حد کمال و مبالغه به کار می رود.

پیشنهاد
٠

آنجا رفتن که عرب نی انداخت: [عامیانه، کنایه ] به جایی دور و بی بازگشت رفتن.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آن چنانی: [عامیانه، اصطلاح] چنانکه خود می دانی، بسیار گران بها، بسیار عجیب.

پیشنهاد
٠

آمد نیامد داشتن: [عامیانه، کنایه ] روی دادن واقعه ای که احتمال فرخنده و نحس بودن هر دو در آن هست.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آمیزقلمدون: [عامیانه، اصطلاح] میرزا بنویس، کاتب.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آمدن ( چیزی ) به کسی: تناسب داشتن ( چیزی ) به کسی.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آمد نیامد: [عامیانه، اصطلاح] فرخنده بودن و نبودن.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-٢

آمدن: [عامیانه، اصطلاح] آغاز به کاری کردن.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آمدکار: [عامیانه، اصطلاح] شگون، فال نیک، خجستگی.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آمد کردن: [عامیانه، اصطلاح] رخ دادن واقعه ای خجسته.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

آمد داشتن: [عامیانه، اصطلاح] فرخنده و میمون بودن.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آمد: [عامیانه، اصطلاح] فرخندگی، خوش قدمی.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

آمپر کسی بالا رفتن: [عامیانه، کنایه ] از کوره در رفتن.

پیشنهاد
٠

آمپر کسی بالا رفتن: [عامیانه، کنایه ] از کوره در رفتن.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

آلونک نشین: [عامیانه، اصطلاح] ساکنان حواشی شهرها که در اتاقک های آلونک وار زندگی می کنند.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

آلت فعل: [عامیانه، اصطلاح] وسیله ی انجام کار.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

آلنگ دولنگ: [عامیانه، اصطلاح] چیزهای بیهوده ای که به عنوان زینت به چیزی می آویزند.

پیشنهاد
٢

آلبالو گیلاس چیدن: [عامیانه، کنایه ] نگاه کردن و ندیدن.

پیشنهاد
٠

آلت دست کسی شدن: [عامیانه، کنایه ] مورد سوء استفاده قرار گرفتن.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آلامد: [عامیانه، اصطلاح] باب روز، به رسم معمول.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

آلاف و الوف: [عامیانه، اصطلاح] مال و ثروت، جاه و مقام. .

پیشنهاد
٢

آلاخون ( و ) والاخون: [عامیانه، اصطلاح] دربه در، سرگردان، آواره.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آگوز: [عامیانه، اصطلاح] لقب ریشخندآمیز برای مرد ریزنقش و متکبر.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

آلاپلنگی: [عامیانه، اصطلاح] مثل پوست پلنگ، گل باقالی.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آکله فرنگی: [عامیانه، اصطلاح] سیفلیس.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

آکِله: [عامیانه، اصطلاح] جذام، زن سلیطه.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آکَل: [عامیانه، اصطلاح] آقای کربلایی.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

آک بند: [عامیانه، اصطلاح] نو واستفاده نشده، هنوز از جعبه بیرون آورده نشده، دست اول.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آقایی فرمودن: [عامیانه، کنایه ] لطف کردن، محبت کردن.