پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٢٢٢
پیشنهاد
١

از کف دست مو برآمدن: [عامیانه، کنایه ] روی دادن پیشامدی غیرممکن .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

از کسی خوردن: [عامیانه، کنایه ] توانایی مقابله با کسی را نداشتن .

پیشنهاد
١

از کسی رودست خوردن: [عامیانه، کنایه ] از کسی فریب خوردن .

پیشنهاد
١

از کرگی دم نداشتن خر: [عامیانه، ضرب المثل] نهایت پشیمانی و انصراف از ادامه ی کاری .

پیشنهاد
١

از کسی حساب بردن: [عامیانه، کنایه ] از کسی ترس داشتن . ( ( گلین خانم که دیگر از کفر ابلیس مشهورتر است. علاوه بر اینکه خانم صاحب خانه است از آن زن ه ...

پیشنهاد
١

از کار در آمدن: [عامیانه، کنایه ] آزموده شدن، نتیجه دادن .

پیشنهاد
١

از کاسه درآمده: [عامیانه، کنایه ] بیرون زده، ورقلمبیده .

پیشنهاد
١

از قلم انداختن: [عامیانه، کنایه ] از یاد بردن، مورد بی توجهی قرار دادن .

پیشنهاد
٣

از قماش چیزی ( کسی ) بودن: [عامیانه، کنایه ] از جنس چیزی بودن، از تیپ کسی بودن .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

از قرار: [عامیانه، اصطلاح] ظاهراً، آن طور که پیدا است .

پیشنهاد
١

از قلم افتادن: [عامیانه، کنایه ] فراموش شدن، مورد بی مهری قرار گرفتن .

پیشنهاد
١

از قدیم ندیم ها: [عامیانه، اصطلاح] از گذشته های دور .

پیشنهاد
١

از غورگی مویز شدن: [عامیانه، کنایه ] مقدمات کاری را فرانگرفته ادعای استادی کردن . از غورگی مویز شده است :با جوانی ضعف پیری دارد، یا پیری را بر خود ...

پیشنهاد
١

ازقحطی درآمده: [عامیانه، کنایه ] گرسنه چشم، آدم ندید بدید .

پیشنهاد
١

از صرافت چیزی افتادن: [عامیانه، کنایه ] از انجام کاری منصرف شدن .

پیشنهاد
١

از عزا در آوردن: [عامیانه، اصطلاح] به دوره ی عزاداری پایان دادن .

پیشنهاد
١

از شیر مرغ تا جان آمیزاد: [عامیانه، ضرب المثل] از سیر تا پیاز .

پیشنهاد
١

از شیر مادر حلال تر: [عامیانه، کنایه ] چیزی که در تعلق آن به کسی تردیدی نیست .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

از شیر گرفتن: [عامیانه، اصطلاح] به دوره ی نوزادی پایان دادن .

پیشنهاد
١

از شوخی گذشته: [عامیانه، کنایه ] حالا برسیم به مطالب جدی .

پیشنهاد
٢

از سکه افتادن: [عامیانه، کنایه ] ار رونق افتادن، از دست دادن زیبایی .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

از سوز کون: [عامیانه، کنایه ] از روی حسادت، به دلیل دیگر .

پیشنهاد
١

از سیر تا پیاز: [عامیانه، کنایه ] همه چیز، با همه ی جزئیات .

پیشنهاد
١

از سفیدی ماست تا سیاهی زغال: [عامیانه، ضرب المثل] همه و همه چیز .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

از سر نو: [عامیانه، اصطلاح] دوباره .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

از سر وا کردن: [عامیانه، کنایه ] کاری را سرسری انجام دادن .

پیشنهاد
١

از سر و کول هم بالا رفتن: [عامیانه، کنایه ] برای دیدن چیزی ازدحام کردن ( اشتیاق زیاد نشان دادن ) .

پیشنهاد
٢

از سر کسی زیاد بودن: [عامیانه، کنایه ] بیش از حد توانایی و ظرفیت کسی بودن .

پیشنهاد
١

از سرما چاقو دسته کردن: [عامیانه، کنایه ] به پهلو دراز کشیدن و زانوها را روی شکم جمع کردن و دست ها را میان پاها فرو بردن .

پیشنهاد
١

از سر کسی افتادن: [عامیانه، کنایه ] عادتی را ترک کردن .

پیشنهاد
٢

از زیر کار در رفتن: [عامیانه، کنایه ] تن زدن و نپذیرفتن کاری، کار را جدی نگرفتن .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

از سر دست: [عامیانه، اصطلاح] کار یا سخنی که فورا و بدون تامل بکنند یا بگویند .

پیشنهاد
٠

از سر باز کردن: [عامیانه، کنایه ] دور کردن، رفع مزاحمت کردن .

پیشنهاد
١

از زیر بته عمل آمدن: [عامیانه، کنایه ] خانواده و اصل و نسبی نداشتن .

پیشنهاد
١

از زیر سنگ در آوردن: [عامیانه، کنایه ] چیزی را هر چند نایاب و تهیه اش دشوار باشد به دست آوردن .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

از زور پسی: [عامیانه، کنایه ] از روی ناچاری، اجباراً .

پیشنهاد
١

از زور پسی به گربه آقا عمو گفتن: [عامیانه، کنایه ] با دشمنی که دفع آن نمی توان، مدارا کردن .

پیشنهاد
١

از زمین سبز شدن: [عامیانه، کنایه ] ناگهان و بی خبر پدیدار شدن، به طور غیرمنتظره حاضر شدن .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

از زورِ: [عامیانه، اصطلاح] از شدت، از بسیاری .

پیشنهاد
١

از زبان کسی مو در آمدن: [عامیانه، کنایه ] کنایه از فرط تکرار و بی نتیجه بودن سخنی است .

پیشنهاد
-٢

از زبان افتادن: [عامیانه، کنایه ] لال شدن .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

ار زبان کسی: [عامیانه، اصطلاح] از قول کسی .

پیشنهاد
١

از ریش برداشتن، روی سبیل گذاشتن: [عامیانه، کنایه ] کار غیرمنطقی و بی نتیجه کردن .

پیشنهاد
١

از ریش کسی دست برداشتن: [عامیانه، کنایه ] کسی را به حال خود گذاشتن .

پیشنهاد
٢

از روی معده حرف زدن: [عامیانه، کنایه ] بدون تعمق و بدون منظور چیزی گفتن .

پیشنهاد
١

از ریخت افتادن: [عامیانه، کنایه ] تناسب خود را از دست دادن، بی جلا و جلوه شدن .

پیشنهاد
١

از روی شکم سیری: [عامیانه، کنایه ] از سر بی مسئولیتی، بدون تعمق .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

از رو رفتن: [عامیانه، کنایه ] خجالت کشیدن، از میدان به در رفتن . از رو رفتن ؛ خجالت کشیدن. شرمنده شدن. شرمسار گشتن. خجل شدن. بخاطر شرم و خجالت ازکا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

ازرق شامی: [عامیانه، کنایه ] اخمو، ترشرو .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

از رو بردن: [عامیانه، کنایه ] خجالت دادن، مقاومت حریف را در هم شکستن .