نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور سر چرخاندن و دادن: دور سر چرخاندن و دادن: [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دور سرگرداندن: دور سر گرداندن: [عامیانه، کنایه ] ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور علم کسی جمع شدن: دور علم کسی جمع شدن : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور کسی یا چیزی را خیط کشیدن: دور کسی یا چیزی را خیط کشیدن: [عامی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور کسی گشتن: دور کسی گشتن : [عامیانه، کنایه ] قر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دوره افتادن: دوره افتادن: [عامیانه، اصطلاح] گردا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوره انداختن: دوره انداختن : [عامیانه، اصطلاح] مه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دوری و دوستی: دوری و دوستی : [عامیانه، اصطلاح] دو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو زار: دو زار : [عامیانه، اصطلاح] دو هزار، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو زاری: دو زاری: [عامیانه، اصطلاح] سکه ی دو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو رانو نشستن: دو رانو نشستن : [عامیانه، اصطلاح] ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوز و کلک سوار کردن: دوز و کلک سوار کردن : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو سره بار کردن: دو سره بار کردن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوش فروش: دوش فروش: [عامیانه، اصطلاح] ربا خوا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو شکمه: دو شکمه : [عامیانه، اصطلاح] آن که د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو علی گلابی امدن: دو علی گلابی آمدن : [عامیانه، ضرب ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوغ و دوشاب یکی بودن: دوغ و دوشاب یکی بودن: [عامیانه، ضرب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو قورت و نیمش باقی بودن: دو قورت و نیمش باقی بودن: [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو کرپا: دو کرپا : [عامیانه، اصطلاح] چمباتمه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوگلاسی: دوگلاسی: [عامیانه، اصطلاح] سبیل ناز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دولا پهنا: دو لا پهنا: [عامیانه، اصطلاح] پارچه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دولاپهنا حساب کردن: دو لا پهنا حساب کردن : [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو لپه خوردن: دو لُپه خوردن : [عامیانه، کنایه ] ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو لپی خوردن: دو لُپی خوردن نگا. دو لُپه خوردن، ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوم از ان: دوم از آن: [عامیانه، اصطلاح] در ثان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دون پاشیدن: دون پاشیدن : [عامیانه، کنایه ] دانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دویدن توی حرف کسی: دویدن توی حرف کسی : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهان به دهان گذاشتن: دهان به دهان گذاشتن : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهان پر کن: دهان پر کن : [عامیانه، کنایه ] بدون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهان کسی استر داشتن: دهان کسی آستر داشتن: [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهان کسی بوی شیر دادن: دهان کسی بوی شیر دادن: [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهان کسی چاک و بست نداشتن: دهان کسی چاک و بست نداشتن: [عامیانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهان کسی چاییدن: دهان کسی چاییدن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دهان گیره: دهان گیره : [عامیانه، اصطلاح] غذای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهل کسی را زدن: دهل کسی را زدن: [عامیانه، کنایه ] ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ده مرده حلاج بودن: ده مرده حلاج بودن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن تر کردن: دهن تر کردن: [عامیانه، کنایه ] اندک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن خود را اب کشیدن: دهن خود را آب کشیدن : [عامیانه، اصط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن کسی اب افتادن: دهن کسی آب افتادن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن کسی را اب انداختن: دهن کسی را آب انداختن: [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن کسی را سرویس کردن: دهن کسی را سرویس کردن: [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن کسی گرم بودن: دهن کسی گرم بودن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن کسی لق بودن: دهن کسی لق بودن: [عامیانه، اصطلاح] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهنه سرخود: دهنه سرخود: [عامیانه، اصطلاح] بی بن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهنه کسی را کشیدن: دهنه ی کسی را کشیدن: [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهنی شدن: دهنی شدن: [عامیانه، اصطلاح] آب دهان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیالله: دیالله : [عامیانه، اصطلاح] زود باش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیدن چیزی از چشم کسی: دیدن چیزی از چشم کسی: [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیدن دم کسی: دیدن دم کسی: [عامیانه، کنایه ] نگا. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیدن کردن: دیدن کردن: [عامیانه، اصطلاح] عیادت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دید و بازدید: دید و بازدید : [عامیانه، اصطلاح] مل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
دید و بازدید: دید و بازدید : [عامیانه، اصطلاح] مل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دیر به دیر: دیر به دیر : [عامیانه، اصطلاح] هر ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دیر دم: دیر دم: [عامیانه، اصطلاح] آن چه که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیزی پشت سر کسی بر زمین زدن: دیزی پشت سر کسی بر زمین زدن: [عامیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیزی دهناری: دیزی دِهناری: [عامیانه، کنایه ] آدم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیگ بار گذاشتن: دیگ بار گذاشتن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیگ به سر: دیگ به سر: [عامیانه، اصطلاح] لو لو.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیگ و بادیه را گرو گذاشتن: دیگ و بادیه را گرو گذاشتن: [عامیانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دیوار حاشا بلند است: دیوار حاشا بلند است : [عامیانه، ضرب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
دیوار حاشا بلند است: دیوار حاشا بلند است : [عامیانه، ضرب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیوار را یک طرفه کاه گل کردن: دیوار را یک طرفه کاه گل کردن : [عام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیوانه کسی بودن: دیوانه ی کسی بودن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ذات کسی خراب بودن: ذات کسی خراب بودن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ذات نداشتن: ذات نداشتن: [عامیانه، اصطلاح] نگا. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ذاق و زوق: ذاق و زوق: [عامیانه، اصطلاح] زن و ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ذباله دانی: ذباله دانی : [عامیانه، اصطلاح] هر م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ذق ذق زدن: ذُق ذُق زدن : [عامیانه، اصطلاح] سوز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ذق ذق کردن: ذُق ذُق کردن : [عامیانه، اصطلاح] تی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ذق زدن: ذُق زدن: [عامیانه، اصطلاح] بهانه گر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ذکر گفتن: ذکر گفتن: [عامیانه، اصطلاح] پی در پ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ذله امدن: ذِله آمدن: [عامیانه، اصطلاح] به ستو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ذله اوردن: ذِله آوردن: [عامیانه، اصطلاح] به ست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ذلیل شدن: ذلیل شدن: [عامیانه، اصطلاح] خوار و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ذلیل شده: ذلیل شده: [عامیانه، اصطلاح] خوار و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ذلیل مرده: ذلیل مرده: [عامیانه، اصطلاح] نگا. ذ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ذوق کردن: ذوق کردن : [عامیانه، اصطلاح] خوش حا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تلقا: کلمه ( تلقأ ) - به کسره ( تا ) - ما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
سلام: کلمه ( سلام ) ، اصل در معنای این کل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
عزوب: کلمه ( عزوب ) که فعل مضارع ( یعزب ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تبوءا: کلمه ( تبوءا ) تثنیه امر از باب تفع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راپرت کردن: راپرت کردن : [عامیانه، اصطلاح] گزار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راحت کردن خیال کسی: راحت کردن خیال کسی : [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
راست رفتن: راست رفتن: [عامیانه، اصطلاح] مستقیم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
راست روده شدن: راست روده شدن : [عامیانه، کنایه ] ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راست شدن مو بر تن: راست شدن مو بر تن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو بر تن راست شدن: راست شدن مو بر تن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
راست و حسینی: راست و حسینی : [عامیانه، اصطلاح] رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
راسته بازار: راسته بازار : [عامیانه، اصطلاح] باز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راسته چینی: راسته چینی: [عامیانه، اصطلاح] چیدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راسته کردن: راسته کردن : [عامیانه، اصطلاح] حساب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
راه امدن: راه آمدن: [عامیانه، اصطلاح] سازش کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
راه باز است و جاده دراز: راه باز است و جاده دراز: [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راه بلد: راه بلد : [عامیانه، اصطلاح] راهنما، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راه به ده بردن: راه به ده بردن: [عامیانه، اصطلاح] ح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راه پیدا کردن: راه پیدا کردن : [عامیانه، اصطلاح] ج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راه حل اسپرینی: راه حل آسپرینی : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راه خود را کشیدن و رفتن: راه خود را کشیدن و رفتن : [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راه کج کردن: راه کج کردن : [عامیانه، اصطلاح] مسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راه کشیدن چشم: راه کشیدن چشم : [عامیانه، اصطلاح] خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
راه گم کردن: راه گم کردن : [عامیانه، کنایه ] نه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
راه مکه: راه مکه: [عامیانه، اصطلاح] کهکشان.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راه نزدیک کردن: راه نزدیک کردن: [عامیانه، کنایه ] م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راه و چاه را شناختن: راه و چاه را شناختن : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رای دیدن: رای دیدن : [عامیانه، اصطلاح] در داو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رای کسی را زدن: رای کسی را زدن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رب کسی را کشیدن: رُب کسی را کشیدن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رب و رب ندانستن: رَب و رُب ندانستن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رب و رسول را یاد کردن: رب و رسول را یاد کردن: [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رج بستن: رج بستن: [عامیانه، اصطلاح] به ردیف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رد خور نداشتن: رد خور نداشتن: [عامیانه، کنایه ] قط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رد کسی را گرفتن: رد کسی را گرفتن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رژیم داشتن: رژیم داشتن: [عامیانه، اصطلاح] برابر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رستم درحمام: رستم در حمام : [عامیانه، ضرب المثل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رستم صولت: رستم صولت: [عامیانه، اصطلاح] نگا. ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رس کسی را بالا اوردن: رُس کسی را بالا آوردن ( کشیدن ) : [ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رسوایی بالا اوردن: رسوایی بالا آوردن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رسیدن به عرصه: رسیدن به عرصه: [عامیانه، کنایه ] بز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به عرصه ظهور رسیدن: به عرصه ظهور رسیدن ؛ متولد شدن. پدی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پا به عرصه ظهور نهادن: پا به عرصه ظهور نهادن ؛ متولد شدن. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رشته برشته: رشته برشته : [عامیانه، اصطلاح] حرف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رشته ی سر در گم: رشته ی سر در گم : [عامیانه، اصطلاح] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رشته کلام به دست گرفتن: رشته ی کلام به دست گرفتن : [عامیانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رشته ها را پنبه کردن: رشته ها را پنبه کردن: [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پنبه کردن: رشته ها را پنبه کردن: [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رضا ترکی: رضا ترکی: [عامیانه، اصطلاح] پارچه ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رضا شدن: رضا شدن: [عامیانه، اصطلاح] راضی شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رضا قورتکی: رضا قورتکی: [عامیانه، کنایه ] بی حس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رطب و یا بس گفتن: رَطب و یا بس گفتن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رعیت داری کردن: رعیت داری کردن: [عامیانه، اصطلاح] ح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رفتگار: رفتگار : [عامیانه، اصطلاح] رفتنی، م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن از رو: رفتن از رو : [عامیانه، اصطلاح] خجال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن از کیسه: رفتن از کیسه: [عامیانه، اصطلاح] ضرر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن ان جا که عرب نی انداخت: رفتن آن جا که عرب نی انداخت: [عامیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن بالای منبر برای کسی: رفتن بالای منبر برای کسی : [عامیانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن توی بحر چیزی یا کسی: رفتن توی بحر چیزی یا کسی : [عامیانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن تو هم: رفتن تو هم: [عامیانه، اصطلاح] به فک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن توی نخ چیزی یا کسی: رفتن توی نخ چیزی یا کسی: [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن با سر: رفتن با سر: [عامیانه، کنایه ] نهایت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن سر کسی: رفتن ِ سر کسی: [عامیانه، اصطلاح] از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن گوش: رفتن گوش: [عامیانه، اصطلاح] ناراحت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن و کشک خود را ساییدن: رفتن و کشک خود را ساییدن : [عامیانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
کشک خود را ساییدن یا سابیدن: رفتن و کشک خود را ساییدن : [عامیانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دایره رفت و روب: دایره رفت و روب ؛ دایره تنظیف و تسط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رفع و رجوع کردن: رفع و رجوع کردن: [عامیانه، اصطلاح] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفیق گرمابه و گلستان: رفیق گرمابه و گلستان : [عامیانه، ضر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفیق گرمابه: رفیق گرمابه و گلستان : [عامیانه، ضر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رقاصی کردن: رقاصی کردن : [عامیانه، اصطلاح] کاره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقصاندن بز: رقصاندن بز : [عامیانه، کنایه ] هر د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقص شتری: رقص شتری: [عامیانه، کنایه ] رقصی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقصیدن به ساز کسی: رقصیدن به ساز کسی : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقصیدن توی تاریکی: رقصیدن توی تاریکی: [عامیانه، اصطلاح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقصیدن کلاه کسی در هوا: رقصیدن کلاه کسی در هوا : [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رکاب دادن: رکاب دادن: [عامیانه، اصطلاح] راهی ج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رکبی گفتن: رَکَبی گفتن: [عامیانه، اصطلاح] به ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رک حرف زدن: رک حرف زدن: [عامیانه، اصطلاح] بدون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
رک زده: رُک زده: [عامیانه، اصطلاح] زل زده، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رک رک نگاه کردن: رک رک نگاه کردن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رگ بسمل کسی خاریدن: رگ بسمل کسی خاریدن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رگ به رگ شدن: رگ به رگ شدن: [عامیانه، اصطلاح] ضرب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رگ ترکی: رگ ترکی: [عامیانه، اصطلاح] تعصب نژا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رگ خواب کسی را به دست اوردن: رگ خواب کسی را به دست آوردن: [عامیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رگ خود را زدن: رگ خود را زدن: [عامیانه، اصطلاح] به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رگ کردن پستان: رگ کردن پستان: [عامیانه، اصطلاح] سف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رنجیده شدن: رنجیده شدن: [عامیانه، اصطلاح] آزرده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رنجیده کردن: رنجیده کردن: [عامیانه، اصطلاح] آزرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رنگ انداختن: رنگ انداختن: [عامیانه، اصطلاح] رنگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رنگ دادن و رنگ گرفتن: رنگ دادن و رنگ گرفتن : [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رنگ کردن کسی: رنگ کردن کسی: [عامیانه، کنایه ] گول ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رنگ گذاشتن و رنگ برداشتن: رنگ گذاشتن و رنگ برداشتن: [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رنگ نداشتن حنای کسی: رنگ نداشتن حنای کسی : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رو اب انداختن: رو آب انداختن: [عامیانه، کنایه ] فا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی اب نشستن: روی آب نشستن : [عامیانه، اصطلاح] سو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
روان بودن: روان بودن: [عامیانه، اصطلاح] از حفظ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رو انداختن: رو انداختن : [عامیانه، کنایه ] تقاض ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رو به راه شدن: رو به راه شدن: [عامیانه، کنایه ] آم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رو به رو کردن: رو به رو کردن : [عامیانه، کنایه ] د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
روبند شدن: روبند شدن : [عامیانه، کنایه ] با رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
روبند کردن: روبند کردن : [عامیانه، کنایه ] کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رو به قبله بودن: رو به قبله بودن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی تاب گذاشتن: روی تاب گذاشتن: [عامیانه، کنایه ] س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی چوب کردن کسی: روی چوب کردن کسی : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی حرف کسی حرف نزدن: روی حرف کسی حرف نزدن : [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روخوانی کردن: روخوانی کردن : [عامیانه، اصطلاح] از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رودربایستی داشتن: رودربایستی داشتن: [عامیانه، اصطلاح] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رو دست بالا امدن: رو دست بالا آمدن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رو دست کسی بلند شدن: رو دست کسی بلند شدن : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رو دست کسی گذاشتن خرج: رو دست کسی گذاشتن خرج: [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رو دستی: رو دستی : [عامیانه، اصطلاح] نوعی دس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رودل کردن: رودل کردن : [عامیانه، اصطلاح] به سن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
روده دراز: روده دراز : [عامیانه، کنایه ] پر حر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
روده درازی کردن: روده درازی کردن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روده کوچکه کسی روده بزرگش را خوردن: روده کوچکه ی کسی روده بزرگش را خورد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
روده گشاد کردن: روده گشاد کردن: [عامیانه، کنایه ] س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روز بد نبینی: روز بد نبینی: [عامیانه، اصطلاح] امی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روز پنجاه هزار سال: روز پنجاه هزار سال : [عامیانه، اصطل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
روزه کله گنجشکی: روزه ی کله گنجشکی: [عامیانه، اصطلاح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روز هفتاد هزار سال: روز هفتاد هزار سال : [عامیانه، اصطل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رو زیاد کردن: رو زیاد کردن : [عامیانه، کنایه ] پر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رو شدن: رو شدن : [عامیانه، اصطلاح] آشکار شد ...
٢ سال پیش