نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستمال ابریشمی: دستمال ابریشمی : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستمال ابریشمی برداشتن: دستمال ابریشمی برداشتن: [عامیانه، ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستمال به دست: دستمال به دست : [عامیانه، کنایه ] چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستمال به دست بودن: دستمال به دست بودن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دستمال سفره: دستمال سفره: [عامیانه، اصطلاح] پارچ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستم به دامنت: دستم به دامنت : [عامیانه، کنایه ] ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست من و دامن تو: دست من و دامن تو : [عامیانه، اصطلاح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست ننه ات درد نکند: دست ننه ات درد نکند: [عامیانه، اصطل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست و بال کسی تنگ بودن: دست و بال کسی تنگ بودن: [عامیانه، ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست و پا پنبه ای: دست و پا پنبه ای : [عامیانه، اصطلاح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست و پا توی هم رفتن: دست و پا توی هم رفتن: [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست و پا نمدی: دست و پا نمدی: [عامیانه، اصطلاح] نگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست و پای خود را جمع کردن: دست و پای خود را جمع کردن: [عامیانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دست و پای خود را گم کردن: دست و پای خود را گم کردن: [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست و دل کسی به کار نرفتن: دست و دل کسی به کار نرفتن: [عامیانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست و رو شسته: دست و رو شسته: [عامیانه، اصطلاح] بی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست و رو نشسته: دست و رو نشسته: [عامیانه، اصطلاح] ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دسته اش را در کردن: دسته اش را در کردن : [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دسته چاقو نشستن: دسته چاقو نشستن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دسته دیزی: دسته دیزی: [عامیانه، اصطلاح] قوم و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دسته راه انداختن: دسته راه انداختن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دستی از دور بر اتش داشتن: دستی از دور بر آتش داشتن : [عامیانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستی به سر و صورت کشیدن: دستی به سر و صورت کشیدن: [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستی پس دستی پیش: دستی پس، دستی پیش: [عامیانه، ضرب ال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست یکی داشتن: دست یکی داشتن: [عامیانه، کنایه ] هم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دشت کسی را کور کردن: دشت کسی را کور کردن اولین فروش کاسب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دعوا راه انداختن: دعوا راه انداختن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دعوا مرافعه: دعوا مرافعه : [عامیانه، اصطلاح] جنگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دعوت حق را لبیک گفتن: دعوت حق را لبیک گفتن : [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دق دل در اوردن: دق دل در آوردن ( خالی کردن ) : [عام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دق کش کردن: دق کُش کردن : [عامیانه، کنایه ] سبب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دق مرده: دق مرده : [عامیانه، اصطلاح] گرفتار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دقیانوس: دقیانوس : [عامیانه، اصطلاح] نام یکی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
دقیانوس: دقیانوس : [عامیانه، اصطلاح] نام یکی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دکان کسی را تخته کردن: دکان کسی را تخته کردن : [عامیانه، ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دکان و دستگاه به هم زدن: دکان و دستگاه به هم زدن: [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دکمه را انداختن: دکمه را انداختن: [عامیانه، اصطلاح] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دک و دنده: دک و دنده : [عامیانه، اصطلاح] بالا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دک و دهن: دک و دهن: [عامیانه، اصطلاح] نگا. دک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل اب شدن برای چیزی: دل آب شدن برای چیزی : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل اشوبه گرفتن: دل آشوبه گرفتن: [عامیانه، اصطلاح] د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دلال بازی: دلال بازی: [عامیانه، اصطلاح] به شیو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل امدن: دل آمدن: [عامیانه، اصطلاح] به چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل ای دل کردن: دل ای دل کردن: [عامیانه، کنایه ] آو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل به دل رفتن: دل به دل رفتن : [عامیانه، کنایه ] د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل پایین ریختن: دل پایین ریختن: [عامیانه، کنایه ] ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دلپخت: دلپخت: [عامیانه، اصطلاح] پختن مغر چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دل پرداشتن: دل پُر داشتن: [عامیانه، کنایه ] کین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل پر زدن: دل پَر زدن: [عامیانه، کنایه ] بسیار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل تو ریختن: دل تو ریختن: [عامیانه، کنایه ] مضطر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل توی دل نبودن: دل توی دل نبودن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دلجور: دلجور: [عامیانه، اصطلاح] همدل.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دلچرک: دلچرک: [عامیانه، اصطلاح] ناخوشایند، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دلچرکی: دلچرکی: [عامیانه، اصطلاح] ناخوشایند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از چیزی دلچرکین بودن: از چیزی دلچرکین بودن ؛ آنرا قلباً ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دل چرکین شدن: دلچرکین شدن ؛ متنفر شدن از چیزی. بد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل خالی کردن: دل خالی کردن : [عامیانه، کنایه ] کی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دلخور بودن: دلخور بودن : [عامیانه، کنایه ] گله ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دلخور شدن از کسی یا از چیزی: دلخور شدن از کسی یا از چیزی ؛ دل تن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دلخور کردن: - دلخور کردن ؛ رنجانیدن. افسرده کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل دل را خوردن: دل دل را خوردن: [عامیانه، کنایه ] ع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل را اب کردن: دل را آب کردن: [عامیانه، کنایه ] سخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل غشه گرفتن: دل غشه گرفتن : [عامیانه، کنایه ] مت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل فرو ریختن: دل فرو ریختن: [عامیانه، کنایه ] سخت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل قرصی: دل قرصی: [عامیانه، اصطلاح] اطمینان.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل قرصی دادن: دل قرصی دادن: [عامیانه، کنایه ] اطم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل کسی اب شدن: دل کسی آب شدن: [عامیانه، کنایه ] به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل کسی برای چیزی لک زدن: دل کسی برای چیزی لک زدن: [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل کسی تاقچه نداشتن: دل کسی تاقچه نداشتن : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل کسی تو ریختن: دل کسی تو ریختن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل کسی خون بودن: دل کسی خون بودن سخت رنجیده بودن، بس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل کسی را به دست اوردن: دل کسی را به دست آوردن: [عامیانه، ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل کسی را خون کردن: دل کسی را خون کردن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل کسی را زدن: دل کسی را زدن : [عامیانه، کنایه ] س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل کسی روی دل ادم بودن: دل کسی روی دل آدم بودن: [عامیانه، ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل کسی گرفتن: دل کسی گرفتن: [عامیانه، کنایه ] غمگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دلنگ و دلنگ: دلنگ و دلنگ : [عامیانه، اصطلاح] صدا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل و جگر چیزی را بیرون اوردن: دل و جگر چیزی را بیرون آوردن: [عامی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دل و جگر: دل و جگر چیزی را بیرون آوردن: [عامی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل و جگر زلیخا: دل و جگر زلیخا: [عامیانه، کنایه ] ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دلو حاجی میرزا اقاسی: دلو حاجی میرزا آقاسی : [عامیانه، ضر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل و حوصله: دل و حوصله : [عامیانه، اصطلاح] آماد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل و دماغ نماندن برای کسی: دل و دماغ نماندن برای کسی: [عامیانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دل و دماغ: دل و دماغ نماندن برای کسی: [عامیانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دل و دماغ نداشتن: دل و دماغ نماندن برای کسی: [عامیانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل و روده بالا امدن: دل و روده بالا آمدن: [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دل و روده: دل و روده بالا آمدن: [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دل و روده دراوردن: دل و روده ی چیزی را در آوردن اجزای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل و روده ی چیزی را در اوردن: دل و روده ی چیزی را در آوردن [عامیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل و قلوه: دل و قلوه : [عامیانه، اصطلاح] احشای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل و قلوه ای: دل و قلوه ای: [عامیانه، اصطلاح] کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دله بازی: دله بازی: [عامیانه، اصطلاح] رفتار آ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دله دزدی: دله دزدی : [عامیانه، اصطلاح] عمل دل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دله کاری: دله کاری : [عامیانه، اصطلاح] پرداخت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دلی دلی: دلِی دلِی: [عامیانه، اصطلاح] حاشا، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمار از کسی دراوردن: دمار از کسی درآوردن: [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ تیز داشتن: دماغ تیز داشتن: [عامیانه، کنایه ] ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ چاق بودن: دماغ چاق بودن : [عامیانه، کنایه ] س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ چاقی: دماغ چاقی: [عامیانه، اصطلاح] احوال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ خشکی: دماغ خشکی : [عامیانه، اصطلاح] بی مغ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ را بالا کشیدن: دماغ را بالا کشیدن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دماغ سوختگی: دماغ سوختگی: [عامیانه، اصطلاح] خجال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ سوخته شدن: دماغ سوخته شدن: [عامیانه، کنایه ] ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ کسی چاق بودن: دماغ کسی چاق بودن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دماغ کسی راسوزاندن: دماغ کسی را سوزاندن : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ گنده: دماغ گنده : [عامیانه، اصطلاح] ثروتم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دمامه: دمامه : [عامیانه، اصطلاح] زن خشن، ز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمب چیزی را چسبیدن: دَمب چیزی را چسبیدن: [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دمبکی: دمبکی : [عامیانه، اصطلاح] دمبک زن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم به خمره زدن: دم به خمره زدن: [عامیانه، کنایه ] ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم به دست دادن: دُم به دست دادن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم به ساعت: دم به ساعت: [عامیانه، اصطلاح] هر سا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم پر کسی رفتن: دَم ِ پَر کسی رفتن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم پهن: دَم پهن : [عامیانه، اصطلاح] نوعی ان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم توی پا گرفتن: دُم توی پا گرفتن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم توی تاقچه گذاشتن: دُم توی تاقچه گذاشتن : [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم حجله کشتن گربه: دم حجله کشتن گربه : [عامیانه، ضرب ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
گربه: دم حجله کشتن گربه : [عامیانه، ضرب ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم خروس از استین کسی پیدا بودن: دم خروس از آستین کسی پیدا بودن: [عا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم خروس در دست داشتن: دم خروس در دست داشتن: [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم خود را روی کول گذاشتن: دم خود را روی کول گذاشتن : [عامیانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دم سیاه: دُم سیاه: [عامیانه، اصطلاح] نوع مرغ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم سیخ شدن: دُم سیخ شدن: [عامیانه، کنایه ] سقط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم سیخ کردن: دُم سیخ کردن: [عامیانه، کنایه ] نگا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم علم کردن: دُم عَلم کردن: [عامیانه، کنایه ] اظ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم کار گرفتن: دم کار گرفتن : [عامیانه، اصطلاح] به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دم کسی را توی بشقاب گذاشتن: دُم کسی را توی بشقاب گذاشتن : [عامی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم کسی را دیدن: دَم کسی را دیدن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم کسی را گرفتن: دُم کسی را گرفتن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم کسی لای تله گیر کردن: دم کسی لای تله گیر کردن : [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دم کشیدن: دَم کشیدن : [عامیانه، اصطلاح] رسیدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم کله پز را گرفتن: دُم کله پز را گرفتن: [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم کوتوله: دم کوتوله : [عامیانه، اصطلاح] کوتاه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم گاو به دست اوردن: دم گاو به دست آوردن : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دم موشی: دم موشی: [عامیانه، اصطلاح] هر چیز ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم نقد: دَم نقد: [عامیانه، اصطلاح] آماده، ح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم و دستگاه چیدن: دم و دستگاه چیدن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم و دود: دم و دود: [عامیانه، اصطلاح] مجلس گر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دم هم کردن: دُم ِ هم کردن : [عامیانه، کنایه ] م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمیدن توی لوله ی شیپور: دمیدن توی لوله ی شیپور : [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دنبال کسی فرستادن: دنبال کسی فرستادن: [عامیانه، اصطلاح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دنبال کسی گذاشتن: دنبال کسی گذاشتن: [عامیانه، اصطلاح] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دنبال کون کسی افتادن: دنبال کون کسی افتادن: [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دنبال نخود سیاه فرستادن کسی: دنبال نخود سیاه فرستادن کسی : [عامی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نخود سیاه: دنبال نخود سیاه فرستادن کسی : [عامی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دنبه تاو دادن برای کسی: دنبه تاو دادن برای کسی : [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دنبه: دنبه تاو دادن برای کسی : [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دندان پر کردن: دندان پر کردن : [عامیانه، اصطلاح] ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دندان طمع از چیزی کشیدن: دندان طمع از چیزی کشیدن: [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دندان عاریه: دندان عاریه: [عامیانه، اصطلاح] دندا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دندان کسی پیش کسی گیر کردن: دندان کسی پیش کسی گیر کردن : [عامیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دندان کسی را شمردن: دندان کسی را شمردن : [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دنده چاق کردن: دنده چاق کردن : [عامیانه، کنایه ] س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دنده کج: دنده کج : [عامیانه، اصطلاح] کج خلق، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دنده کسی خاریدن: دنده ی کسی خاریدن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دنده کشیدن: دنده کشیدن : [عامیانه، اصطلاح] دنده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دنگ انداختن: دنگ انداختن : [عامیانه، کنایه ] نزد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دنگ کسی گرفتن: دنگ کسی گرفتن : [عامیانه، کنایه ] ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دنگ و دیوانه: دنگ و دیوانه: [عامیانه، اصطلاح] خُل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دنیا امدن: دنیا آمدن: [عامیانه، اصطلاح] زاده ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دنیا دست کیست: دنیا دست کیست؟: [عامیانه، اصطلاح] پ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوا به خورد کسی دادن: دوا به خورد کسی دادن: [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوا خور کردن: دوا خور کردن : [عامیانه، اصطلاح] عر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوا خوری: دوا خوری: [عامیانه، اصطلاح] عرق خور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دوا درمان: دوا درمان : [عامیانه، اصطلاح] مداوا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوا شور: دوا شور : [عامیانه، اصطلاح] شستن فر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوا شور کردن: دوا شور کردن: [عامیانه، اصطلاح] شست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوا گلی: دوا گُلی دوا قرمز، پرمنگنات.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوا قرمز: دوا قرمز : [عامیانه، اصطلاح] پرمنگن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوال بازی کردن: دُوال بازی کردن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دو امدن: دو آمدن : [عامیانه، اصطلاح] دور برد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو بامبی: دو بامبی : [عامیانه، اصطلاح] دو دست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوبله ایستادن: دوبله ایستادن: [عامیانه، اصطلاح] نگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو به دست کسی افتادن: دو به دست کسی افتادن : [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو به دست کسی دادن: دو به دست کسی دادن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو به هم انداز: دو به هم انداز : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو به هم اندازی: دو به هم اندازی : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو پا داشتن دو پا هم قرض کردن: دو پا داشتن، دو پا هم قرض کردن: [عا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو پا در یک کفش کردن: دو پا در یک کفش کردن : [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو پشته سوار شدن: دو پشته سوار شدن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو پول: دو پول : [عامیانه، اصطلاح] مبلغ بسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو پولی: دو پولی : [عامیانه، اصطلاح] کالای ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوختن چشم: دوختن چشم : [عامیانه، اصطلاح] زل زد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دوخته فروش: دوخته فروش :کسی که پارچه بخرد، از آ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود از کله کسی برخاستن: دود از کله ی کسی برخاستن : [عامیانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود چراغ: دود چراغ: [عامیانه، اصطلاح] کشیدن ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود دادن سبیل کسی: دود دادن سبیل کسی: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو دستی تقدیم کردن: دو دستی تقدیم کردن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود شدن و به هوا رفتن: دود شدن و به هوا رفتن : [عامیانه، ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود کلفت: دود ِ کلفت: [عامیانه، اصطلاح] دود م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود نازک: دود ِ نازک: [عامیانه، اصطلاح] دود س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود و دم داشتن: دود و دم داشتن: [عامیانه، کنایه ] ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو دو زدن: دو دو زدن : [عامیانه، اصطلاح] تکان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دو دوزه بازی: دو دوزه بازی :دو رویی، کلک زنی.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور از جناب: دور از جناب: [عامیانه، اصطلاح] بلان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور از شما: دور از شما : [عامیانه، اصطلاح] بلان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوربین انداختن: دوربین انداختن : [عامیانه، اصطلاح] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور تسبیح: دور تسبیح : [عامیانه، اصطلاح] بسیار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور چیزی را خط کشیدن: دور چیزی را خط کشیدن : [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور چیزی را قلم گرفتن: دور چیزی را قلم گرفتن : [عامیانه، ک ...
٢ سال پیش