نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
عمیت: و کلمه ( عمیت ) ماضی مجهول از باب ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ازریت: راغب در مفردات میگوید: وقتی گفته می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نصح: و لا ینفعکم نصحی ان أردت أن انصح لک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اردت: کلمه ( اردت ) از مصدر ( اراده ) است ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ابتئاس: و اوحی الی نوح انه لن یومن من قومک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مجراها: و قال ارکبوا فیها بسم اللّه مجریها ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اقلاع: و قیل یا ارض ابلعی ماک و یا سمأ اقل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حنیذ: و لقد جأت رسلنا ابراهیم بالبشری قال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اوجس: فعل ( اوجس ) ماضی از باب افعال ( ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ضحکت: ( و امراته قائمة فضحکت فبشرناها باس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
منیب: کلمه ( منیب ) اسم فاعل از مصدر اناب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
منیب: کلمه ( منیب ) اسم فاعل از مصدر اناب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اهراع: و جأه قومه یهرعون الیه و من قبل کان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نضد: کلمه ( نضد ) به معنای نظم و ترتیب ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مکیال: کلمه ( مکیال ) و همچنین کلمه ( میزا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اوفوا: کلمه ( اوفوا ) امر حاضر از باب ( ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رفد: کلمه ( رفد ) به معنای عطیه ( بخشش ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ایه 47 سوره طه: فَأْتِیَاهُ فَقُولَا إِنَّا رَسُولَ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جگر خون گرداندن: جیگر خون گرداندن: که از غم و اندوه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جوهر اتش: جوهر آتش: مطابق هیئت بطلیموس پس از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جهان خورده: جهان خورده:سالخورده . ( ( پیش شه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جهان نوی: جهان نوی : جهانی که دم بدم دستخوش ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جهود کده: جهود کده: جایگاه جهودان، خیبر و در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جیب المیل: جَیْب المیل: جیب به فتح اول و سکون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جیش عسرت: جیش عُسرت: اشاره است به تجهیز سپاهی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
عجاف: کلمه ( عجاف ) جمع عجفأ - به معنای ل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تعبرون: کلمه ( تعبرون ) از ماده ( عبر ) که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
تعبیر: کلمه ( تعبیر ) از ماده ( عبر ) که ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
یغاث: کلمه ( یغاث ) ماخوذ از ( غیث ) به م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تبوء: کلمه ( تبوء ) به معنای جای گرفتن اس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
احاطه: کلمه ( احاطه ) از ماده ( حاط ) به م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
صواع: کلمه ( صواع ) به ضمه صاد - به معنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
استعجال: در مجمع البیان گفته : کلمه ( استعجا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مثلات: کلمه ( مثلات ) به معنای عقوبتها است ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
صواعق: کلمه ( صواعق ) جمع صاعقه است که عبا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
قالپاق: قالپاق یک واژه ی ترکی است که تغییر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
قوچعلی: قوچ در زبان ترکی استعاره از مرد شجا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mail: mail: واژه یmail به معنی پست می باش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تجرع: کلمه ( تجرع ) به معنای نوشیدن مشروب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اساغه: کلمه ( اساغه ) به معنای جریان دادن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
قالپاق: دوست گرامی جناب آقای فرتاش عزیز! لط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پاچه خیزک: در زبان ترکی به پاچه خیزک، " تومانا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خشو: خشو. : به زبان بوشهر ی یعنی خوشمزه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ترکمون: ترکمون: کلمه ای در مقام توهین و دشن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ترکمون زدن: ترکمون زده : [عامیانه، اصطلاح] نوعی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اقور: اقور: این واژه به شکل اغور هم ثبت ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
فکل: فکل:کراوات. ( ( شیخ محمود: شما در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
انف: انف: دماغ، مغز . ( ( این شما هستی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
قبراق: واژه ی قبراق در زبان ترکی در اصل به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سالخاق: واژه ی سالخاق در زبان ترکی در اصل ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
بالینی: مطالعه بالینی یعنی پزشک به شکل عملی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
albucacis: ابوالقاسم الزهراوی که در قرون وسطی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ابوالقاسم زهراوی: الزهراوی که در قرون وسطی نزد اروپائ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
دجال: واژه ی دجّال از دو قسمت تشکیل شده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ایه 20 سوره کهف: آیه 20 سوره کهف: إِنَّهُمْ إِنْ یَظ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ایه 40 سوره توبه: آیه 40 سوره توبه. إِلَّا تَنْصُرُوه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیا و برو داشتن: بیا و برو داشتن : [ لهجه و گویش تهر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درشازده: دَرشازده: احتمالا در گذشته نام محلی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دروازه سعدی: دروازه سعدی: یکی از محلات قدیمی شیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
لب اب محله: محله لب آب: یکی از محلات قدیمی شیرا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شاه داعی الله: شاه داعی الله: یکی از محلات قدیمی ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گله بگله: گُله بُگله: جای جای اینجا و آنجا. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در جای خود خشک شدن: در جای خود خشک شدن : [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در چاه افتادن: در چاه افتادن: [عامیانه، کنایه ] فر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درچین و ورچین: درچین و ورچین : [عامیانه، کنایه ] ج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درخت اگر: درخت اگر: [عامیانه، اصطلاح] امید پو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
درخت مراد: درخت مراد: [عامیانه، اصطلاح] درختی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در خط چیزی بودن: در خط چیزی بودن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در خود را گذاشتن: در خود را گذاشتن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دردانه حسن کبابی: دردانه ی حسن کبابی: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دردر کردن: دردر کردن : [عامیانه، اصطلاح] چو ان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دردسر تراشیدن: دردسر تراشیدن: [عامیانه، کنایه ] ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دردش بودن: دردش بودن : [عامیانه، اصطلاح] درد ز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در دل امدن: در دل آمدن: [عامیانه، اصطلاح] به دل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دردو: دِردو: [عامیانه، اصطلاح] سر زبان دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درد و بلا: درد و بلا: [عامیانه، اصطلاح] نفرینی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درد و بلای کسی به جان خوردن: درد و بلای کسی به جان خوردن : [عامی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در دهان افتادن چیزی: در دهان افتادن چیزی : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در دهان را چفت کردن: در دهان را چفت کردن : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در دهان ها افتادن: در دهان ها افتادن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در رفتن از جا: در رفتن از جا : [عامیانه، کنایه ] ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در رفتن با کسی: در رفتن با کسی: [عامیانه، اصطلاح] ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در رفتن پاتیل کسی: در رفتن پاتیل کسی : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در رفتن تلنگ: در رفتن تلنگ: [عامیانه، کنایه ] باد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در رفتن سخن از دهن: در رفتن سخن از دهن: [عامیانه، اصطلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در رفتن کار از دست کسی: در رفتن کار از دست کسی : [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درز را اب دادن: درز را آب دادن: [عامیانه، اصطلاح] ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درس خود را از بر بودن: درس خود را از بر بودن: [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درش را گذاشتن: درش را گذاشتن: [عامیانه، کنایه ] سک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در عالم هپروت سیر کردن: در عالم هپروت سیر کردن: [عامیانه، ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در غورگی مویز شدن: در غورگی مویز شدن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در قال را گذاشتن: در قال را گذاشتن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در قوطی هیچ عطاری یافت نشدن: در قوطی هیچ عطاری یافت نشدن: [عامیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
درقی: درقی: [عامیانه، اصطلاح] صدای افتادن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در ک رفتن: دَرَ ک رفتن: [عامیانه، کنایه ] برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در کشتی نشستن و با ناخدا جنگیدن: در کشتی نشستن و با ناخدا جنگیدن : [ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در کوزه گذاشتن و ابش را خوردن: در کوزه گذاشتن و آبش را خوردن : [عا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در کون کسی را چسبیدن: در کون کسی را چسبیدن : [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در گوش کسی یاسین خواندن: در گوش کسی یاسین خواندن : [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در لاک خود فرو رفتن: در لاک خود فرو رفتن : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در معامله را گذاشتن: در معامله را گذاشتن: [عامیانه، اصطل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در و تخته به هم خوردن: در و تخته به هم خوردن: [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در و تخته را مهر کردن: در و تخته را مهر کردن: [عامیانه، اص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دروغ به هم بافتن: دروغ به هم بافتن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دروغ درامدن: دروغ درآمدن : [عامیانه، اصطلاح] معل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دروغ دسته نقاشی: دروغ دسته نقاشی : [عامیانه، اصطلاح] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دروغ دون: دروغ دون : [عامیانه، اصطلاح] مطالب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درویش کردن چشم ها: درویش کردن چشم ها : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در هچل افتادن: در هچل افتادن : [عامیانه، اصطلاح] د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در هچل انداختن: در هچل انداختن: [عامیانه، اصطلاح] ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درهم بودن: در هم بودن: [عامیانه، اصطلاح] پریشا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در هم رفتن سگرمه: در هم رفتن سگرمه : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در هم لولیدن: در هم لولیدن: [عامیانه، اصطلاح] توی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در یک جوی نرفتن اب کسی با کسی: در یک جوی نرفتن آب کسی با کسی : [عا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درینگ درینگ: درینگ درینگ : [عامیانه، اصطلاح] صدا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دری وری گفتن: دری وری گفتن: [عامیانه، اصطلاح] سخن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دزدبازار: دزد بازار : [عامیانه، اصطلاح] پر هر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزد حاضر و بز حاضر: دزد حاضر و بز حاضر : [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دزد زدن: دزد زدن : [عامیانه، اصطلاح] مورد دز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دزد سرگردنه: دزد سر گردنه: [عامیانه، کنایه ] کاس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزد و حیز: دزد و حیز : [عامیانه، اصطلاح] نادرس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزد و دغل: دزد و دغل: [عامیانه، اصطلاح] نادرست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزدیدن قد: دزدیدن قد: [عامیانه، اصطلاح] خود را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزدی گرگی: دزدی گرگی : [عامیانه، اصطلاح] دله د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست از پا خطا نکردن: دست از پا خطا نکردن : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دست از پا درازتر: دست از پا دراز تر: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست از سر کچل کسی بر نداشتن: دست از سر کچل کسی بر نداشتن: [عامیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست از همه جا کوتاه شدن: دست از همه جا کوتاه شدن: [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست انداختن به روی چیزی: دست انداختن به روی چیزی: [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست اندر کار شدن: دست اندر کار شدن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست بالا را گرفتن: دست بالا را گرفتن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست بالا کردن: دست بالا کردن: [عامیانه، کنایه ] پی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست بده داشتن: دست بده داشتن: [عامیانه، کنایه ] بخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست بردار نبودن: دست بردار نبودن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دستبرد زدن: دستبرد زدن: [عامیانه، اصطلاح] دزدید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست بردن در چیزی: دست بردن در چیزی: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به اب رسانیدن: دست به آب رسانیدن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به جیب: دست به جیب: [عامیانه، کنایه ] بخشند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به چماق: دست به چماق: [عامیانه، کنایه ] چماق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به چیزی شدن: دست به چیزی شدن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به دامان کسی شدن: دست به دامان کسی شدن : [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به دست دادن: دست به دست دادن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به دست کردن: دست به دست کردن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به دست گرفتن: دست به دست گرفتن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به دست گشتن: دست به دست گشتن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به دست مالیدن: دست به دست مالیدن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به دل کسی گذاشتن: دست به دل کسی گذاشتن: [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دست به دهن: دست به دهن: [عامیانه، اصطلاح] کسی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به دهن رسیدن: دست به دهن رسیدن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به روی کسی بلند کردن: دست به روی کسی بلند کردن : [عامیانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به ریش کشیدن: دست به ریش کشیدن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به ریش گرفتن: دست به ریش گرفتن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به سر کردن کسی: دست به سر کردن کسی: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به سر و روی چیزی کشیدن: دست به سر و روی چیزی کشیدن: [عامیان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به سینه ایستادن: دست به سینه ایستادن: [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به عصا راه رفتن: دست به عصا راه رفتن : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به فرار کسی خوب بودن: دست به فرار کسی خوب بودن : [عامیانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به کار نرفتن: دست به کار نرفتن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به کیسه شدن: دست به کیسه شدن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به گردن: دست به گردن : [عامیانه، کنایه ] در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دست به گریبان شدن: دست به گریبان شدن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دست به یقه شدن: دست به یقه شدن: [عامیانه، کنایه ] ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست پایین را گرفتن: دست پایین را گرفتن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست پیش را گرفتن: دست پیش را گرفتن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دست چپ: دستِ چپ : [عامیانه، اصطلاح] سمت چپ.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست چپ از دست راست ندانستن: دست چپ از دست راست ندانستن: [عامیان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دست چپی: دست چپی: [عامیانه، اصطلاح] از جناح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دست کسی را خواندن: دست کسی را خواندن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست خالی برگرداندن: دست خالی برگرداندن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست خالی بودن: دست خالی بودن : [عامیانه، کنایه ] ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست خدا به همراه: دست خدا به همراه: [عامیانه، اصطلاح] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
دستخوش: دست خوش ! : [عامیانه، اصطلاح] آفرین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست داشتن در کاری: دست داشتن در کاری: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دست دستی: دست دستی : [عامیانه، اصطلاح] سرسری، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست دلبر: دستِ دلبر: [عامیانه، اصطلاح] گران ق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست را بند کردن: دست را بند کردن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دست راستی: دست راستی: [عامیانه، اصطلاح] از جنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست زیر بال کسی کردن: دست زیر بال کسی کردن: [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست شستن از چیزی: دست شستن از چیزی: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست شما درد نکند: دست شما درد نکند: [عامیانه، اصطلاح] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست شما را می بوسد: دست شما را می بوسد: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست علی به همراه: دست علی به همراه : [عامیانه، اصطلاح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دست فرمان: دست فرمان: [عامیانه، اصطلاح] مهارت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دستک دمبک: دستک دمبک : [عامیانه، اصطلاح] بهانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستک دمبک دراوردن: دستک دمبک درآوردن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست کسی افتادن: دست کسی افتادن: [عامیانه، اصطلاح] گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست کسی امدن: دست کسی آمدن: [عامیانه، اصطلاح] آگا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست کسی به دهانش رسیدن: دست کسی به دهانش رسیدن: [عامیانه، ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست کسی در کار بودن: دست کسی در کار بودن : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست کسی را از پشت بستن: دست کسی را از پشت بستن : [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست کسی را پس زدن: دست کسی را پس زدن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست کسی را توی پوست گردو گذاشتن: دست کسی را توی پوست گردو گذاشتن: [ع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست کسی را بند کردن: دست کسی را بند کردن : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست کسی را کوتاه کردن: دست کسی را کوتاه کردن : [عامیانه، ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست کسی رو شدن: دست کسی رو شدن: [عامیانه، کنایه ] م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست کشیدن از کار: دست کشیدن از کار : [عامیانه، اصطلاح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست گرفتن کسی: دست گرفتن کسی : [عامیانه، کنایه ] م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست گرفتن برای کسی: دست گرفتن برای کسی : [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستگیره خطر: دستگیره ی خطر: [عامیانه، اصطلاح] وس ...
٢ سال پیش