نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ورچیدن: ورچیدن : برچیدن ، جمع کردن ، در خود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گرفتن و نشستن: گرفتن و نشستن : آغاز به نشستن کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
افتابش کردن: آفتابش کردن : پهن کردن جلو آفتاب ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چلوار: ( ( یک شلوار چلوار که تا مچ پاهاش ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به هم پریدن: به هم پریدن : به همدیگر حمله کردن ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به هم افتادن: به هم افتادن : به هم دیگر حمله کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
راست ایستادن: راست ایستادن: قد آختن. قد برافراشتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تندی افتادن: تندی افتادن : به شدت زمین خوردن ، ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تو خود پیچیدن: تو خود پیچیدن: به خود پیچیدن . از د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گاورو: گاورو : در کرانه های جنوب آبیاری مز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دست کسی را بستن: بسته شدن دست کسی : مقید و غیر آزاد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دکان خود را تخته کردن: دکان خود را تخته کردن ؛ از دعاوی عل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ایه 67 سوره ص: بر طبق رویات و احادیثی که در مورد ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ایه 1 سوره نبا: عَمَّ یَتَساءَلُونَ1عَنِ النَّبَإِ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
جراندن: جراندن از مصدر ترکی جیرماخ گرفته شد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بی پدر و مادر: بی پدر و مادر : بی اصل و نسب ، عاری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بیج: بیچ / بیچ : حرامزاده ( ( توی این خا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بی چاره کسی شدن: بی چاره کسی شدن : عاشق و دلباخته ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بی چیز هم نبودن: بی چیز ( ی ) هم نبودن: بی دلیل نبود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بی حواس: بی حواسّ : غافل ، بی توجه به موقعیت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ گلوی کسی را گرفتن: بیخ گلوی کسی را گرفتن : 1 - به گلوی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ گوش کسی: بیخ گوش کسی : بر چهره یا بناگوش کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بی خبر بودن از کسی: بی خبر بودن از کسی : بی اطلاع بودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از همه جا بی خبر: از همه جا بی خبر : فارغ البال، آسود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بالابالاهاش: بالابالاهاش : از همه بهترها ، از هم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بالابالاهاش گذاشتن: بالا بالا هاش گذاشتن : مقام خود را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بالا بردن ساختمان: بالا بردن ساختمان ؛ برآوردن آن. بمر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بالا بردن سال کسی یا سن کسی: بالا بردن سال کسی یا سن کسی ؛ زیاده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بالا بردن مقام کسی: بالا بردن مقام کسی ؛ برکشیدن وی. بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بالا بردن نرخ: بالا بردن نرخ ؛ افزودن بر بهای کالا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
بالا بردن: بالا بردن : 1 - ساختن بنا کردن ( هر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بالا بلند: بالا بلند/ بلند بالا : مفصّل ، طولا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اب تنقیه: آب تنقیه : مجازاً آنکه مدام در حال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اهل دود و دم: اهل دود و د َم : معتاد به مواد مخدر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور برگرد: دور بَر گَرد : محوطه ی نیم دایره ما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور خود گشتن: دور خود گشتن : کنایه از سرگردان بود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور دست کسی افتادن: دور دستِ کسی افتادن : کنایه از اوضا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور دور کسی بودن: دوردور کسی بودن: کنایه از قدرت در د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور را از دست کسی گرفتن: دور را از دست کسی گرفتن: کنایه از ق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور کسی را گرفتن: دور کسی را گرفتن: در پیرامون کسی حل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور کوچه ها: دور ِ کوچه ها : در کوچه ها ، توی کو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حساب صاف کردن: حساب صاف کردن: [ به زبان عامیانه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ناقه صالح: بسم الله الرحمن الرحیم کذبت ثمود بط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ایه 13 سوره شمس: بسم الله الرحمن الرحیم کذبت ثمود بط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راحت گذاشتن: راحت گذاشتن ( کسی را ) : ( ( دیگر م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خود را راحت کردن: خود را راحت کردن: ( ( کنایه از قضای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رادیو گرفتن: رادیو گرفتن : رادیو را روشن کردن ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راست رفتن و چپ امدن: راست رفتن و چپ آمدن : کنایه از پی د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راستش: راستش: ( قید ) در حقیقت، حقیقت را ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راستش را گفتن: راستش را گفتن : حقیقت را گفتن، چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
راستش را گفتن: راستش را گفتن : حقیقت را گفتن، چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اب از گلوی کسی پایین نرفتن: آب از گلوی کسی پایین نرفتن : کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
اب از گلوی کسی پایین نرفتن: آب از گلوی کسی پایین نرفتن : کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نبا عظیم: قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظیمٌ67أَنْتُمْ ع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اب افتادن: آب افتادن :1 - آب تراوش کردن ، آب ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روستای حصار: حصار ( زنجان ) ، روستایی از توابع ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ایه 1 سوره ملک: تَبارَکَ الَّذی بِیَدِهِ الْمُلْکُ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سیبل جان: سیبل جان که املای درست آن سیبیل جان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سیبیل جان: سیبیل جان: که نوشتن اسم او به شکل س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
conscientisation: conscientisation : آگاه سازی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
social consciousness: آگاهی اجتماعی : social consciousnes ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trade unions: اتحادیه های صنفی: Trade unions ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sapphic sexuality: احساسات جنسی سافیک، لزبینی: Sapphic ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
female ethic: اخلاقیات مؤنث : Female ethic ( من ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
social mythology: اسطوره شناسی اجتماعی : Social Mytho ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
myth of the vaginal orgasm: اسطوره ارگاسم مهبلی : Myth of the v ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beauty myth: اسطورۀ زیبایی : Beauty Myth ( منبع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رغبت صادق: رغبت صادق: میل راستین . ( مرزبان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
anxiety of authorship: anxiety of authorship : ( اضطراب نو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
national organization for women: National organization for women ( N ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sexual revolution: Sexual revolution: ( انقلاب جنسی ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
عزه: عزة به گفته راغب در مفردات حالتی اس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
عجاب: واژه عجاب مانند طوال ( بر وزن تراب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اختلاق: اختلاق از ماده خلق در اصل به معنی ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
فواق: فواق ( بر وزن رواق ) به طوری که بسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
الیشع: الیشع همان الیسع می باشد چون در عبر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اتراب: اتراب به معنی هم سن و سال توصیف دیگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مقتحم: مقتحم از ماده اقتحام به معنی وارد ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
انداد: انداد جمع ند ( بر وزن ضد ) به معنی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به گردن کسی حق داشتن: به گردن کسی حق داشتن : کسی را رهین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به گردن کسی انداختن: به گردن کسی انداختن : 1 - بر عهده ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گرد و قنبلی: گِرد و قُنبُلی : کم و بیش مدور ؛ کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از گردونه خارج شدن: از گردونه خارج شدن : کنایه از اخراج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گردویی: گَردُویی : آن که در کنار معابر مغز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از گرده کسی کار کشیدن: گرده کسی کار کشیدن : کسی را به کاره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
برنج گرده: برنج گرده : نوعی برنج نا مرغوب با د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گرفتار چیزی بودن: گرفتار چیزی بودن :درگیر چیزی بودن ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اجاره خط: اجاره خط : اجاره نامه ، ( ( مالک حس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اجاره داری: اجاره داری : شغل کسی که به اجاره دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اجاق زدن: اجاق زدن: اجاق و دیگر لوازم و مواد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اجاق کسی را روشن کردن: اجاق کسی را روشن کردن : کنایه از عق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به اجباری رفتن: به اجباری رفتن: خدمت نظام وظیفه خود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اجر خود را بردن: اجر خود را بردن: ارزش کار خود را با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
عجل پس گردن به کسی زدن: عجل پس گردن به کسی زدن: دست سرنوشت، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اجل معلق: اجل مُعَلّق: 1 - مرگ ناگهانی ۲ - مر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احترام خود را داشتن: احترام خود را داشتن: با ادب خود احت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احترام کسی دست خودش بودن: احترام کسی دست خودش بودن : به دیگری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احترام کسی را داشتن: احترام کسی را داشتن: برای کسی حرمت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احترام کسی را نگه داشتن: احترام کسی را نگه داشتن: کسی حرمت ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احتیاجش به کسی بودن: احتیاجش به کسی بودن: محتاج کسی بودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احتیاجش گرفتن: احتیاجش گرفتن: احتیاج به غذای حاجت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احتیاج کسی افتادن به کسی: احتیاج کسی افتادن به کسی : به او مح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احتیاجی: احتیاجی: مورد احتیاج . لازم . ضروری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احتیاط داشتن: احتیاط داشتن :مشکوک به نجس بودن. ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احدالناسی: احدالناسی: هیچکسی . ( آدم توی خانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احد و واحد: احد و واحد : یگانه و بی شریک. ( ( ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
احرامی: احرامی: پارچه دست بافت نسبتاً ضخیم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
احلیل خوردن: اِحلیل خوردن: کنایه از فریب خوردن . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احلیل زدن به کسی: اِحلیل زدن به کسی: کنایه از فریب دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احلیل کار: اِحلیل کار :حیله گر. حقه باز. فریبک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احمد شاهی: احمد شاهی: سکه ۵ ریالی نقره رایج در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احوالپرسی کردن با کسی: احوالپرسی کردن با کسی: هنگام دیدار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احوال کسی را گرفتن: احوال کسی را گرفتن : حال کسی را در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مقلید: ( له مقالید السماوات و الارض ) . م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مطویات: ( و الارض جمیعا قبضته یوم القیامة و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سیق: سیق از ماده سوق به معنی حرکت دادن ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
یجحدون: یجحدون از ماده جحد در اصل به معنی ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تفرحون: تفرحون از ماده فرح به معنی شادی و خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
غیر ممنون: ( ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات ل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به احوالپرسی کسی رفتن یا امدن: به احوالپرسی کسی رفتن یا آمدن : به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اخ کردن: اِخ کردن : به اکراه پولی پرداختن ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اختیار از دست کسی در رفتن: اختیار از دست کسی در رفتن : بی اراد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملیین: ملّیین : در علم کلام اسلامی به پیرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مرتد ملی: مرتد ملی : هرگاه یکی از اهل کتاب مس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادیان بومی: ادیان بومی :اصطلاح� ادیان بومی� ( I ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خپرر: خِپرَر: خداد بامداد مصریان. در مصر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اعجمی: اعجمی از ماده عجمة ( بر وزن لقمه ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مریب: ( و انهم لفی شک منه مریب ) . مریب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اکمام: اکمام جمع کم ( بر وزن جن ) به معنی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ایشار: ایشار : ایشار ( خدای مونث ) ، یکی ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اغریق: إغریق: � یونان در زبان های اروپایی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زئوس پاتروس: زئوس پاتروس : � یونانیان قدیم به خد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیوس پیتار: دیوس پیتار ( دیوس پدر ) : � یونانیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمیتر: دِمیتِر: دِمیتِر ( خدای مونث ، مادر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریسمان پاره کردن: ریسمان پاره کردن ؛ کنایه از شفا یاف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریسمان تافتن یا تابیدن بهر کسی: ریسمان تافتن یا تابیدن بهر کسی یا ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریسمان خوردن: ریسمان خوردن ؛ کنایه از کوتاه کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریسمان دادن: ریسمان دادن ؛ کنایه از تعریف بیجا و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریسمان دراز کردن: ریسمان دراز کردن ؛ کنایه از فرصت و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریسمان در دهان یا دهن افکندن: ریسمان در دهان یا دهن افکندن ؛ ظاهر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریسمان دفتر: ریسمان دفتر ؛ ریسمانی که جلد دفتر ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریسمان دیگران پنبه ساختن: ریسمان دیگران پنبه ساختن ؛ محنت برا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
هم ریسمان گسست هم دوک نشست: هم ریسمان گسست هم دوک نشست ؛ دیگر ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریسمان کشتی: ریسمان کشتی ؛ طناب سه چهارلایی که ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریسمان گسل: ریسمان گسل ؛ کسی که ریسمان پاره کند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ گوشش زرد است: بیخ گوشش زرد است ؛ بمعنی قرمساق. و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ و بند کردن: بیخ و بند کردن ؛ مانع و رادع و سد و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ و بن بکندن: بیخ و بن بکندن ؛ از ریشه درآوردن. ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ و بن برافکندن: بیخ و بن برافکندن ؛ از بنیاد و اساس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ گرفتن: بیخ گرفتن ؛ ریشه دار شدن. ریشه دوان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ کسی را کندن: بیخ کسی را کندن ؛ نابود کردن. نیست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ کسی را برداشتن: بیخ کسی را برداشتن ؛ او را نابود کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ عمر کسی را کندن: بیخ عمر کسی را کندن ؛ نیست و نابود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ زدن درد و غم: بیخ زدن درد و غم ؛ غمگین شدن. دردمن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ پیدا کردن کاری: بیخ پیدا کردن کاری ؛ دوام یافتن آن. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ بر شدن: بیخ بر شدن ؛ نابود شدن. نیست شدن. ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از بیخ عرب شدن: از بیخ عرب شدن ؛ بکلی انکار کردن. ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از بیخ منکر شدن: از بیخ منکر شدن ؛ مجازاً بالتمام ان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ زده: بیخ زده ؛ بیخ برکنده. ریشه قطع شده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از بیخ بکندن یا برکندن: از بیخ بکندن یا برکندن ؛ از ریشه در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شتر بر نردبان: شتر بر نردبان ؛ هویدا. آشکار. رسوا. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شتر را بوس زدن: شتر را بوس ( بوسه ) زدن ؛ کار احمقا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شتر گسسته مهار: شتر گسسته مهار ؛ شتری که زمام آن پا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یئوس: یئوس از ماده یاس به معنی وجود نومید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ظنوا: ( و ظنوا ما لهم من محیص ) و یقین می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
روضات: روضات جمع روضة به معنی محلی است که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
باغ باغ: باغ باغ ؛ کنایه از بسیار شکفته و خر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
باغ بالا و اسیای پائین داشتن: باغ بالا و آسیای پائین داشتن ؛ کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
باغ بدیع: باغ بدیع ؛ کنایه از بهشت. اشاره به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
باغ پر ستاره: باغ پر ستاره ؛ پر از گلهای شکفته. ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
باغ دیدن: باغ دیدن ؛ گردش کردن در باغ. تفرج د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
باغ رفیع: باغ رفیع ؛ بهشت.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
باغ رنگین: باغ رنگین ؛ گیتی و جهان. ( ناظم الا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
باغ سخا: باغ سخا ؛ گیتی و جهان و روزگار. ( ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
باغ فردوس: باغ فردوس ؛ باغ بهشت که هشت باب یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بار بر خر نهادن: بار بر خر نهادن ؛ رفتن. بگوش اندر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر خر خود نشانیدن کسی را: بر خر خود نشانیدن کسی را ؛ او را بپ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چو خر در گل خفتن: چو خر در گل خفتن ؛ واماندن : عقل در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چو خر در وحل ماندن: چو خر در وحل ماندن ؛واماندن : سمند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چو خر در یخ ماندن: چو خر دریخ ماندن ؛ واماندن : بس کسا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خر خود را از پل گذراندن: خر خود را از پل گذراندن ؛ با عدم اع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خر دادن و خیار ستدن: خر دادن و خیار ستدن ؛ چون گولان گرا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خر عیسی: خر عیسی ؛ زاهد خلوت نشین. ( از ناظم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سرخر شدن: سرخر شدن ؛ مزاحم شدن. موافق با امری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
محشر خر: محشر خر ؛ کنایه از شلوغی و درهم بره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نره خر: نره خر ؛ فحشی است که به آدمی قوی جث ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
امدن خر لنگ و بار کردن قافل: آمدن خر لنگ و بار کردن قافله ؛ دربا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از اسب فرودامد و بر خر نشست: از اسب فرودآمد و بر خر نشست . ( از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از خر بگو: از خر بگو ؛ در وقت سؤال از حال دشم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از خر شیطان پیاده شو: از خر شیطان پیاده شو ؛از این کار خط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خر به بوسه و پیغام اب نمی خورد: خر به بوسه و پیغام آب نمی خورد ؛ ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خر بیار و معرکه بار کن: خر بیار و معرکه بار کن . نظیر: خر ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خر پیشین خر پسین را پل بود: خر پیشین خر پسین را پل بود ؛ از عَث ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خر خرابی می کند از چشم گاو می بینند: خر خرابی می کند از چشم گاو می بینند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خر خود را سوارند: خر خود را سوارند ؛ کنایه از اینکه ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خر را جایی می بندند که صاحب خر راضی باشد: خر را جایی می بندند که صاحب خر راضی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خر را سرباز میکشد جوان را ماشأالل̍ه: خر را سرباز میکشد جوان را ماشأاللّ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خر را که به عروسی می برندبرای ابکشی است: خر را که به عروسی می برندبرای آبکشی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خر سیاه خر سیاه است: خر سیاه خر سیاه است ؛ چون غالباً بی ...
٢ سال پیش