نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زبان ریخته: زبان ریخته ؛ زبان درهم و برهمی که م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریدکان سرایی: ریدکان سرایی یا سرای ؛ غلامان سرایی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریسمان تابیدن بهر کسی: ریسمان تافتن یا تابیدن بهر کسی یا ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پول ریختن برای کاری: پول ریختن برای کاری ؛ خرج کردن پول ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ریزش کردن: ریزش کردن ؛ افتادن قسمت دهانه چاه و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خاک برریختن: خاک برریختن ؛خاک انداختن. خاک ریختن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریس باف: ریس باف ؛ بافته شده از ریس.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریخته دم: ریخته دم ؛ تیغی یا کاردی که روی آن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ابرو ریختن: آبروی یا آب رخ ریختن ؛ بردن. محو کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اب ریزی کردن: آب ریزی کردن ؛ آب ریختن : ز دریای ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اب رخ ریختن: آبروی یا آب رخ ریختن ؛ بردن. محو کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ابر سیلاب ریز: ابر سیلاب ریز ؛ ابری که باران سیل آ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اب کسی را ریختن: آب کسی را ریختن ؛ آبروی وی بردن : ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جرعه ریز کردن: جرعه ریز کردن ؛ جرعه جرعه ریختن : س ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خونابه ریز: خونابه ریز ؛ اشک ریز. اشک خونین ریز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریختن دم شمشیر: ریختن دم شمشیر ؛ خندیدن شمشیر.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریختن صفرا: ریختن صفرا ؛ دور کردن آتش کینه. ( آ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریز و مریز: ریز و مریز ؛ ریزه نقش. کوچک اندام. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رود خون ریختن: رود خون ریختن ؛ جاری ساختن رود از خ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریزی بریز: ریزی بریز ؛ کلمه دعا، یعنی رحمت کن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ستاره ریختن: ستاره ریختن ؛ کنایه از اشک ریختن و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریز حساب: ریز حساب ؛ صورت جزء حساب. ( لغات فر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خشم کسی را بر کسی ریختن: خشم کسی را بر کسی ریختن ؛ بجای یکی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اب از دیده ریختن: آب یا آب گرم از دیده ریختن ؛ کنایه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ریزخوار: ریزخوار ؛ میکروفاژ . ( لغات فرهنگست ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اب گرم از دیده ریختن: آب یا آب گرم از دیده ریختن ؛ کنایه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ریزدانه: ریزدانه ؛ میکرولیتیک ؛ به معنی سنگه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خون بر رخسار ریختن: خون بر رخسار یا بر رخ ریختن ؛ کنایه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خون بر رخ ریختن: خون بر رخسار یا بر رخ ریختن ؛ کنایه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
پرچم: پرچم: این واژه در اصل ترکی و به معن ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
خریدن: خریدن : درقدیم به معنای خر کردن مشت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
پانچو: پانچو: [ اصطلاح نظامی ] روپوش برزنت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
عین: کذَلِک وَ زَوَّجْنَهُم بحُور عِین ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
کوشش: کوشش: در این زبان ، کوخششن kōxšišn ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
ابر: اَبَر: در پهلوی اپر apar بوده است . ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
فقیر: واژه ی فقیر از فاقره گرفته شده است ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
اهن: آهن کسی زر شدن : کنایه است از ثروتم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریحان فروش: ریحان فروش ؛ گلفروش. که به فروش ریح ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریحان ملکی: ریحان ملکی ؛ ریحان الملک. شاه اسپرغ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریحان نعنع: ریحان نعنع، ریحان النعنع ؛ به لغت م ...
١ سال پیش