نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش خود را زدن: ریش خود را زدن ؛ اصلاح کردن ریش با ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش دل: ریش دل ؛ دل ریش. آزرده خاطر.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش بر باد دادن: ریش بر باد دادن ؛ کنایه از ریش تراش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش برکندن: ریش برکندن ؛ کندن موهای ریش. کنایه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش به دوغ سفید کردن: ریش به دوغ سفید کردن ؛ کنایه از مرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش و گیس گرو گذاشتن: ریش و گیس گرو گذاشتن ؛ ضمانت کردن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش پرباد: ریش پرباد ؛ با غرور و تکبر. ( از غی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش جوگندم: ریش جوگندم ؛ مرد میانه سال. کهل. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شربت ریواس: شربت ریواس ؛ شربتی که با عصاره ریوا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریواس دردادن: ریواس دردادن ؛ فریب دادن. گول زدن : ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
زامبی: زامبی ( Zombie ) : [اصطلاح بازی کام ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
دو: واژه ی " دو " با واژه های Two در ان ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
فرجام: فرجام: به انجام رسانیدن و به پایان ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
پلید: پلید :پَل در زبان لری به معنای ناپا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ایه 60 سوره کهف: ترجمه : وَإِذْ قَالَ مُوسَیٰ لِفَتَ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
بلغم: بلغم Phlegm ) ) :[ اصطلاح طب سنتی ] ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
مقاوله نامه: مقاوله نامه:[اصطلاح حقوق] نوشته حاک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ودکا: اصلا در روسیه به آبvody گفته می شود ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
قطب نما: قطب نما ( Compass ) [اصطلاح دریانور ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
نحله: نِحْلَةً:نحلة در لغت به معنی بدهی و ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
meta narratives: Meta narratives فراروایت ها
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
meta self: Meta self فراخود
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
moral paternalist: Moral paternalist اخلاق گرای پدر م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
new feminist: New feminist: فمینیسم نو
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
libertarian sexual ethics: Libertarian sexual Ethics: اخلاق جن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lesbian ethics: Lesbian Ethics: اخلاق همجنس گرایی ز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
naturalized epidemiologist: Naturalized seismologist : معرفت شن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
masturbatory insanely: Masturbatory insanely جنون استمنای ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریدکان سرای: ریدکان سرایی یا سرای ؛ غلامان سرایی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریخته کردن: ریخته کردن ؛ سد ساختن. بند ساختن. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رسن ریس: رسن ریس ؛ که رشته و رسن بریسد : آوی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مصرعه ریخته: مصرعه ٔریخته یا مصرع ریخته ؛ مصرعی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مصرع ریخته: مصرعه ٔریخته یا مصرع ریخته ؛ مصرعی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اسمان را از ریسمان نشناختن: آسمان را از ریسمان نشناختن ؛ بسیار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
معنی ریخته: معنی ریخته ؛ معنی که بی تکلف و بی ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اسمان و ریسمان: آسمان و ریسمان ؛ کنایه است از سخن د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از هم ریخته شدن: از هم ریخته شدن ؛ پراکنده شدن. پاشی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریسمان بودن اسمان در چشم: ریسمان بودن آسمان در چشم ؛ کنایه از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زبان ریخته: زبان ریخته ؛ زبان درهم و برهمی که م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریدکان سرایی: ریدکان سرایی یا سرای ؛ غلامان سرایی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریسمان تابیدن بهر کسی: ریسمان تافتن یا تابیدن بهر کسی یا ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پول ریختن برای کاری: پول ریختن برای کاری ؛ خرج کردن پول ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ریزش کردن: ریزش کردن ؛ افتادن قسمت دهانه چاه و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خاک برریختن: خاک برریختن ؛خاک انداختن. خاک ریختن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریس باف: ریس باف ؛ بافته شده از ریس.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریخته دم: ریخته دم ؛ تیغی یا کاردی که روی آن ...
١ سال پیش