نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش مورچه پی: ریش مورچه پی ؛ بسیار کوتاه زده شده ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریگ هبیر: ریگ هبیر ؛ اندر بیابان بادیه یک ریگ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش نادری: ریش نادری ؛ شاید ریش مشابه ریش نادر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریم خورده: ریم خورده ؛ چرکین. ریمناک. جامه ریم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش نداشتن: ریش نداشتن ؛ کنایه از عزت و حرمت و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریم دوزخ: ریم دوزخ ؛ غساق. غسلین. ( یادداشت د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریشی و پشمی بهم زدن: ریشی و پشمی بهم زدن ؛ کودکی را ریش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریم ور: ریم ور ؛ صاحب ریم. ریمناک : الاغثاث ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش و گیس بهم بافتن: - ریش و گیس بافتن یا ریش و گیس بهم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریم گوش: ریم گوش ؛ چرک گوش. ( ناظم الاطباء ) ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریو و رنگ: ریو و رنگ ؛ مکر و فریب. حیله و نیرن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش دادن و ریش گرفتن: ریش دادن و ریش گرفتن ؛ متعهد شدن. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش دلی: ریش دلی ؛ دل ریشی. آزردگی خاطر.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش در اسیا سفید کردن: ریش در آسیا یا از آسیا سفید کردن ؛ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ذات الریش: ذات الریش ؛ گیاهی مانند قیصوم. ( از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش از اسیا سفید کردن: ریش در آسیا یا از آسیا سفید کردن ؛ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریع دادن: ریع دادن ؛ افزون شدن. گوالش یافتن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریگ پیمودن: ریگ پیمودن ؛ پیمانه کردن ریگ. سنجید ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش در دست دیگری داشتن: ریش در دست دیگری یا کسی داشتن ؛ بی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش در دست کسی داشتن: ریش در دست دیگری یا کسی داشتن ؛ بی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ریگ درکفش داشتن: ریگ به کفش یا در کفش داشتن ؛ مقصودی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش سیه سپید: ریش سیه سپید ؛ لحیة لیثة. ( منتهی ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریگ در کفش کسی افتادن: ریگ در کفش یا موزه کسی افتادن ؛ به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریشش به نماز نیست: ریشش به نماز نیست ؛ ظاهراً یعنی است ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریگ ریزه: ریگ ریزه ؛ شن های بسیار خرد و ریز. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریشش درامدن: ریشش درآمدن ؛ غیر قابل انتفاع و بی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریگ زرگری: ریگ زرگری ؛ خاک کوره زرگری که آن را ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریشش را به خون سرش خضاب کردن: ریشش را به خون سرش خضاب کردن ؛ سرش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریگ مال کردن: ریگ مال کردن ؛ شستن با مالیدن به آب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش فتحعلیشاهی: ریش فتحعلیشاهی ؛ ریش دراز همانند ری ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریگ مالی: ریگ مالی ؛ ریگ مال کردن. ( یادداشت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش کپه: ریش کپه ( به فک اضافه ) ؛ ریش پهن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریگ مکی: ریگ مکی ؛ حجر مکی : از این ناحیت [ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش کشیدن: ریش کشیدن ؛ برقیاس ریش کندن ، کنایه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مثل ریگ پول خرج کردن: مثل ریگ پول خرج کردن ؛ پول فراوان و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریشش درامده: ریشش درآمده ؛ مبتذل شده است. نفع سا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش جوگندمی: ریش جوگندمی ؛ سیاه و سپید.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش چپرباف: ریش چپرباف ؛ ریش کلانی که مثل شانه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش چغز: ریش چغز ؛ ریشی که تا آن را چاک نکنن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به ریش کسی بستن: به ریش کسی بستن ؛ دختری زشت را به م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش حنایی: ریش حنایی ؛ که ریش خود را به حنا خض ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش روان: ریش روان ؛ ناسور. ناصور. ( بحر الجو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به ریش کسی پیاز خرد نکردن: به ریش کسی پیاز خرد نکردن ؛ از او ن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش خر: ریش خر ؛ پرسیاوشان. لحیةالحمار. ( ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش و دارو هردو به دست کسی بودن: ریش و دارو هردو به دست کسی بودن ؛ ه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به ریش کسی نگریستن: به ریش کسی نگریستن ؛ کنایه از متوسل ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش خروس: یش خروس ؛ غبغب خروس. رعثه. ( یادداش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی ریش: روی ریش ؛ که روی او مجروح باشد. خرا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به ریش نزدیک: به ریش نزدیک ؛ نوجوان. نوجوانی که ر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریش امدن دل: ریش آمدن دل ؛ مجروح شدن دل. به مجاز ...
١ سال پیش