نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
جان: به جان رسیدن : مردن ، ار به جان نرس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
welcome: به نظر می رسد come در زبان انگلیسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر نهار: بر نهار ؛ ناشتا: انا علی الریق ؛ بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر نهار اشامیدن: بر نهار آشامیدن ؛ به ناشتا خوردن. ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نهار شکستن: نهار شکستن ؛ ناشتائی خوردن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نهار خوردن: نهار خوردن ؛ نهاری خوردن. ناهاری خو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر نهار بودن: بر نهار بودن ؛ ناشتا بودن. ( یادداش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نهار چیدن: نهار چیدن ؛ نهاری بر سفره نهادن. سف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نهار کشیدن: - نهار کشیدن ؛ غذا در ظرف کردن. غذا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نهار کردن: نهار کردن ؛ ناشتائی خوردن. نهار شکس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
شات: شات ( Shot ) : [ اصطلاح اینستا گرام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
خط یازده سوار شدن: خط یازده سوار شدن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
قوروت: قوروت: ( ghoroot ) : [ اصطلاح چوپان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
مندال: مندال ( mandal ) : [ اصطلاح چوپانی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
مقتل: مقتل: [اصطلاح مداحی ] کنایه از کتاب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
عفص: عفص[ اصطلاح طب سنتی ]به کسر فا طعم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
منبت: منبت:[ اصطلاح طب سنتی ] که ملحم نیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
نطق پیش از دستور: نطق پیش از دستور : [ اصطلاحات مجلسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
عرصه: عرصه: [ اصطلاح معماری و شهر سازی ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
تفنگ سرپر: تفنگ سرپر: [ اصطلاح شکار ] تفنگی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
کومه: کومه: [ اصطلاح شکار ] پناهگاهی برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
دوش فنگ: دوش فنگ: [ اصطلاح نظامی ]قرار گرفتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
لولی: لولی: کولی ( ( گاه ناهید، لولی ِ ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
فلفل: فلفل : در زبان انگلیسی Pepper . این ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
فحل: فحل شموس: نر چموش و سرکش، کنایه از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
چپ: چپ : [ اصطلاحات مجلسی ] این اصطلاح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
میخ کوب: میخکوب ( ابزار نجاری ) میخ کوب ابز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
چین بلاک: چین بلاک ( chain block ) چین بلاک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
قشقرق: قشقرق : یک واژه ی ترکی است از مصدر" ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
دایرکت: دایرکت ( Direct ) :[ اصطلاح توییتر] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
کپشن: کپشن ( caption ) : [ اصطلاح اینستا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
قوچعلی: قوچ در زبان ترکی استعاره از مرد شجا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
بهانه: بهانه : بها به معنای قیمت می باشد و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
دفتر: دفتر:کتاب دکتر کزازی در مورد واژه ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خوش ارزو: خوش آرزو ؛ نیک گزین. به گزین : ریدک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بهارام: به آرام ؛ ساکن. ساکت. آسوده. مأمون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ارزو امدن: آرزو آمدن ؛ آرزو دست دادن. آرزو پید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نفس ارزو: نفس آرزو ؛ قُوّت شَهویه. نفس حیوانی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ارزو خاستن کسی چیزی را: آرزو خاستن کسی چیزی را ؛ اشتهاء آن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ارزو بردن: آرزو بردن ؛ آرزو کردن. تَمنی. ( دها ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ارزو شکستن: آرزو شکستن ْ کسی و خاصه بیماری را ؛ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ارزو شکستن در دل: آرزو شکستن در دل ؛ یأس و نومیدی از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به ارزو اوردن: به آرزو آوردن ؛ تشویق.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ارزو رساندن: آرزو رساندن ؛ آرزو و حاجت کسی را بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر ارزوی: برآرزوی ، به آرزوی ؛ به اراده. به ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ارزو خواستن: آرزو خواستن ، آرزو کردن ؛ خواهش کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ارزو بجوانان عیب نیست: آرزو بجوانان عیب نیست ؛ بمزاح ، این ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
تفریغ: تَفْریق/ تَفْریغ: این دو کلمه را نب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
تفهیم: تفهیم و تفهّم/ تفاهم: تفهیم یعنی "ف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یکدیگر را در اغوش کشیدن: یکدیگر را در آغوش کشیدن ؛ تعانق. مع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اراستن رود و مانندان: آراستن رود و مانندآن ؛ کوک کردن آن. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اغوش بستن کتاب: آغوش بستن کتاب ؛ ضبر کتب. ( ادیب نط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل بکسی اراستن: دل بکسی آراستن ؛ دل بدو دادن : تو پ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اراستن دل: آراستن دل ؛ مستعد کردن آن. حاضر کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اراستن جامه به تن: آراستن جامه به تن ؛ راست کردن آن بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اراستن جنگ یا رزم: آراستن جنگ یا رزم ؛ ترتیب ، تنظیم ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اراستن خلعت: آراستن خلعت ؛ دادن یا آماده و حاضر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اراستن زن خود را: آراستن ِ زن ْ خود را ؛ تشوف. جلوه ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اراستن زبان به: آراستن زبان به ؛ تکلم کردن با آن. گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اراستن لشکر: آراستن لشکر ؛ بصف کردن. تعبیه آن. م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اراستن خویشتن: آراستن خویشتن ؛ تصنع. ( دهّار ) .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در چشم کسی اراستن چیزی را: در چشم کسی آراستن چیزی را ؛ تسویل. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اراستن سخن: آراستن سخن و پاسخ و امثال آن ؛ ادا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
بالقوه: دکتر کزازی واژه ی " درتوان" را در ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر ناوک: تیر ناوک ؛تیری که از میان لوله یا ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تیر نشانه: تیر نشانه ؛ هدف و جای نشانه تیر. ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر نشستن بر چیزی: تیر نشستن بر چیزی و در چیزی ؛ کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر گز: تیر گز ؛ نوعی از تیر بغایت معروف. ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر ناوکی: تیر ناوکی ؛ منسوب به ناوک : آن دیده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر نشستن در چیزی: تیر نشستن بر چیزی و در چیزی ؛ کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تیرنی: تیر نی ؛ تیر کوچکی است که در خاک کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر و کمان حنا: تیر و کمان حنا ؛ و تنها حنا رسم ولا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر خراس: تیر خراس ؛ تیر عصاری. ( از فرهنگ جه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر خانه: تیر خانه ؛ شاه تیر و حمال و تیربزرگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر اسیا: تیر آسیا ؛ قطب الرحا. محور : وآنک چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیرپوش: تیرپوش ؛ سقفی پوشیده به تیر. ( یادد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیردستی: تیردستی ؛ به معنی عصا. ( غیاث اللغا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تیربالا: تیربالا ؛ تیرقامت. ازاسماء محبوب اس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر یتاق: تیر یتاق ؛ بهره پاسبانی خلوت خاص. . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر سقف: تیر سقف ؛ تیر پالار خانه. ( ناظم ال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر بندوق: تیر بندوق ؛ گلوله بندوق و توپ باشد. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیرقامت: تیرقامت ؛ تیربالا. ازاسماء محبوب اس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر عصاری: تیر عصاری ؛ غنگ. و آن چوبی است دراز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادم ندار را سر نمیبرند: آدم ندار را سر نمیبرند ؛ المفلس فی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادم به ادم بسیار ماند: آدم به آدم بسیار ماند ؛ آنکس نیست ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادم به ادم می رسد: آدم به آدم می رسد ؛ مردمان بایدبیکد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادم با ادم خوش است: آدم با آدم خوش است ؛ لذت حیات در مع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادم بدحساب دو بار میدهد: آدم بدحساب دو بار میدهد ؛ بدمعاملگی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادم به ادم میرسد کوه بکوه نمیرسد: آدم به آدم میرسد کوه بکوه نمیرسد ؛ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادم با کسی که علی گفت عمر نمیگوید: آدم با کسی که علی گفت عمر نمیگوید ؛ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادم از کوچکی بزرگ میشود: آدم از کوچکی بزرگ میشود ؛ خضوع و فر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادم نترس سر سلامت بگور نمیبرد: آدم نترس سر سلامت بگور نمیبرد ؛ ناپ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادم حسابش را پیش خودش میکند: آدم حسابش را پیش خودش میکند ؛ از شر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادم تا کوچکی نکند بزرگ نشود: آدم تا کوچکی نکند بزرگ نشود؛ خضوع م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادم بی اولادپادشاه بی غم است: آدم بی اولادپادشاه بی غم است ؛ پرور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادم دو بار به این دنیا نمی اید: آدم دو بار به این دنیا نمی آید ؛ با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادم مال را پیدا میکند مال ادم را پیدا نمیکند: آدم مال را پیدا میکند، مال آدم را پ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادم دو دفعه نمی میرد: آدم دو دفعه نمی میرد ؛ گاه دفاع از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادم که از زیر بته بیرون نیامده است: آدم که از زیر بته بیرون نیامده است ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادم لخت کرباس پهنادار خواب بیند: آدم لخت کرباس پهنادار خواب بیند ؛ ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادم نمیداند بکدام سازش برقصد: آدم نمیداند بکدام سازَش برقصد ؛ هر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادم یک بار پایش بچاله میرود: آدم یک بار پایش بچاله میرود ؛ از مص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادم یک دفعه میمیرد: آدم یک دفعه میمیرد ؛ ترس و هراس از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اهوکان: آهوَکان ؛ آهوان خُرد.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اهوی سپید: آهوی سپید ؛ رئم. ج ، اَرْآم ، آرام.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اهو شدن: آهو شدن ؛ در تداول عوام ، برای یافت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ماده اهو: ماده آهو ؛ظبیه.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اهوی مانده: آهوی مانده ( آهوی لنگ ) گرفتن ؛ زبو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اهوی ناگرفته بخشیدن: آهوی ناگرفته بخشیدن ؛ چیز را که در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به اهو گوید دو بتازی گوید گیر: به آهو گوید دو بتازی گوید گیر ؛دو ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر از کمان بدررفتن: تیر از کمان بدررفتن ؛ تیر از شست بد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مثل اهو: - مثل آهو ؛ تند در تک. - || با چش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر برگشاد: تیر برگشاد ؛ بالاضافت ، تیر ازکمان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر به تاریکی افکندن: تیر به تاریکی افکندن ؛ تیر به تاریک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر بدخشان: تیر بدخشان ؛ تیر دوسر. ( ناظم الاطب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر بر نشانه زدن: تیر بر نشانه زدن ؛ به مقصود رسیدن. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر بیله: تیر بیله ؛ بیلک : اگر که رستم پیلی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر تام: تیر تام ؛ تیر تمام که بکار تیرانداز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر بسنگ خوردن: تیر بسنگ خوردن ؛ به مقصود نرسیدن و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر چارپر: تیر چارپر ؛ نوعی از تیر که چارپر دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر تیزپر: تیر تیزپر ؛ تیری که به سرعت و تندی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر خاکی: تیر خاکی ؛ نوعی از تیر که پیکانش از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیردوزکردن: تیردوزکردن ؛ با تیر دوختن. تیر فراو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر در جعبه گذاشتن: تیر در جعبه گذاشتن ؛ تیر در ترکش نگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر روی ترکش: تیر روی ترکش ؛ به معنی تیر خوب و به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر دوکمانه: تیر دوکمانه ؛ تیری که چون گشاد یابد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر ریختن: تیر ریختن ؛ تیر زدن بر چیزی. ( آنند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر سبک زخمه: تیر سبک زخمه ؛ تیر شکرزخمه. مراد از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر شکرزخمه: تیر شکرزخمه ؛ تیری که هر جا زنند بص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر قرعه: تیر قرعه ؛دو تیر باشد که بدان فال گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر قمار: تیر قمار ؛ قدح. ( منتهی الارب ) . ز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر کاکل ربا: تیر کاکل ربا ؛ به معنی تیری که از س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
یکدستی زدن: یکدستی زدن: [ اصطلاح در تداول عامه] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
وزر: وزر در لغت به معنی سنگینی است ، واژ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
زر قلب: زر قلب:زر نا خالص ، طلای نا خالص " ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ترمال: ترمال، [ اصطلاح بازی اسکی ] یک لایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
برابر: برابر : همسان ، هم سنگ ، همبر "بر" ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
تیز: تیز: تیز در پهلوی تِز tēz و تخ tēx ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
قوم: معادل واژه ی قوم در سنسکریت کوتوم k ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
پاره: پاره: دکتر کزازی در مورد واژه ی "پا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
طبخ: واژه ی طبخ در اصل به شکل تبخ بوده و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
توده: دکتر کزازی در مورد واژه ی " توده" م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ائتلاف: ائتلاف ( هم پیمانی ) Coalition: [ ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
رای: رای: دکتر شفیعی کدکنی در مورد واژه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
خروس: خروس: دکتر کزازی در مورد واژه ی " خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
رابطه علی: رابطه ی علّی CAUSAL RELATIONSHIP :[ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
غائط: کلمه غائط به معنای محلی است که نسبت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
چاه کن همیشه ته چاه است: چاه کن همیشه ته چاه است : [ عامیانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ازار: آزار : غمی گشت و سوداوه را خوار کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ایا: ایا: دکتر کزازی در مورد واژه ی " ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
اوزمان: اوزمان ( اصطلاح خیاطی ) : فضای ایجا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
تذییل: تذییل : پَی آورد، گونه ای از فراخی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
دادن: دادن : آفریدن بدو گفت سوداوه :همتای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
التفات: آرایه ی التفات : آرایه ی وانگری دک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
افدرزادگان: اَفدَرزادگان: عمو زادگان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
حکاک: حکاک: [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی به خا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
سازمند: سازمند: ساخته و پرداخته سازمند از ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
جاکلیدی: جا کلیدی ابزاری است که معمولا برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
کاغذ a4: کاغذ A4 ( اقلام مصرفی اداری ) کاغذ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
رانینگ: کفش ورزشی رانینگ کفش ورزشی رانینگ: ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
شلوارک: انواع شلوارک شلوارک خیلی کوتاه : ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
جوراب: جوراب مردانه جوراب بلند: به جوراب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
شیرینگ پگ: واژه انگلیسی شرینک ( shrink ) به مع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
تراز: تراز آهنربایی تراز آهنربایی پرکاربر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
چینی: سرویس چینی ( ظروف آشپزخانه ) ظروف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
تیکمه داش: تیکمه داش در زبان آذری به معنی سنگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
از: آز تغییر یافته ی واژه آج بوده که در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
تا نباشد چوب تر فرمان نبر گاو خر: تا نباشد ، چوب تر فرمان نبر گاو خر: ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شراب قورق: - شراب قورق ؛ شرابی که بجهت منع سلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شراب گذشته: شراب گذشته ؛ باده بی مزه از کیف افت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شراب کهربائی: شراب کهربائی ؛ نوعی از شراب که رنگش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شراب گور: شراب گور ؛ این رایج هندوستان است و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شراب متوسط: - شراب متوسط؛ شراب که شش ماه بر او ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شراب لب شیرین: شراب لب شیرین ؛ شرابی که تلخ و تند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شراب مروق: شراب مروق ؛ شرابی است که خبز کعک را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شراب معسل: شراب معسل ؛ پنج جزء از آن و یک جزء ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شراب مثلث: شراب مثلث ؛ سیکی. شراب مغسول. ( یاد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شراب مغسول: شراب مغسول ؛ سیکی. شراب مثلث. ( بحر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شراب موصل: شراب موصل ؛ شرابی که در یک من آن چه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شراب ممزوج: شراب ممزوج ؛ در طب ، شراب به آب آمی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شراب نوش گوار: شراب نوش گوار ؛ شراب عسل. شراب بی خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شراب یک منی: شراب یک منی ؛ شراب که در ظرف یک منی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شراب یهود: شراب یهود ؛ باده ای که پنهان و کم خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مرد شراب: مرد شراب ؛ دوستدار باده. حریف میخوا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شراب ارزن: شراب ارزن ؛ غبیراء. ( یادداشت مؤلف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شراب اجاص: شراب اجاص ؛ در اصطلاح اطباء فشرده ا ...
٢ سال پیش