نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زمام دادن: زمام دادن ؛ با لفظ دادن و نهادن و س ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلف خطا: زلف خطا ؛ بمعنی خطا. گناه و تقصیر ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زمام سپردن: زمام سپردن ؛ زمام دادن. زمام نهادن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زمام ستاندن: زمام ستاندن ؛ سلب اختیار کردن : ملا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلف دار: زلف دار ؛ از عالم خالدار. ( آنندراج ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زمام کشتی: زمام کشتی ؛ خِطام کشتی. مهار کشتی. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلف در پس گوش نهادن: زلف در پس گوش نهادن ؛ معروف. ( آنند ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زمام کشیدن با کسی: زمام کشیدن با کسی ؛ همعنانی کردن با ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زکام زده: زکام زده ؛ زکام آلود. مزکوم. ثطاعی. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زفر زبرین: زفر زبرین ؛ فک اعلی. ( یادداشت بخط ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلف عنبرین: زلف عنبرین ؛ گیسوی معطر و به رنگ عن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زفر زیرین: زفر زیرین ؛ فک اسفل. ( یادداشت بخط ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زلفک: زلفک ؛ زلف کوتاه. ج ، زلفکان. ( یاد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلف کشیدن: زلف کشیدن ؛ دست در زلف معشوق زدن. ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلف گاه: زلف گاه ؛ جای روییدن زلف و آنرا به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلال بقا: زلال بقا ؛ زلال زندگی. آب بقا. ( آن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلف گسستن: زلف گسستن ؛ از هم جدا شدن. ( آنندرا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلال زندگی: زلال زندگی ؛ زلال بقا. آب بقا. ( از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلف گلخن: زلف گلخن ؛ کنایه از شعله آتش : بدست ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلزال افکندن: زلزال افکندن ؛ لرزه افکندن. لرزاندن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلف و چتر: زلف و چتر ؛ آرایشی که زنان تازه عرو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلزال فنا: زلزال فنا ؛ لرزه نیستی : زلزال فنا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلزله افتادن: زلزله افتادن ؛ زلزله فتادن. زلزله د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلف و خال: زلف و خال ؛ گیسو و خال. ( فرهنگ فار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلزله داشتن: زلزله داشتن ؛ لرزان بودن. با طپش بو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلق الامعاء: زلق الامعاء ؛ بیماریی است مر معده ی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلزله صور: زلزله صور ؛ کنایه از برانگیختگی دنی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلق الکلیه: زلق الکلیة ؛ ذیابیطس است. ( منتهی ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلزله گرفتن: زلزله گرفتن ؛ گرفتار آشوب و ویرانی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زله برداشتن: زله برداشتن ؛ ریزه طعام برداشتن. پس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلف از عارض کشیدن: زلف از عارض کشیدن ؛ زلف به انگشت کش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زله بستن: زله بستن ؛ عمل زله برگرفتن از خوان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلف بچه: زلف بچه ؛ قسمتی از موی سر که زنان چ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زله بند: زله بند ؛ کسی که طعام پس مانده یک و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زفت بحری: زفت بحری ؛ شبیه به قطران سیاه و سیا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلف ساختن: زلف ساختن ؛ کنایه از آرایش دادن زلف ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زمام مراد به کسی دادن: زمام مراد به کسی دادن ؛ اختیار کام ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زفت بری: زفت بری ؛ زفت جبلی و آن از درخت قضم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلف شکستن: زلف شکستن ؛ زلف شوراندن. ( آنندراج ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زمام ناحیه ای به دست کسی دادن: زمام ناحیه ای به دست کسی دادن ؛ او ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زفت جبلی: زفت جبلی ؛ زفت یابس است. ( تحفه حکی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلف شوراندن: زلف شوراندن ؛ کنایه از زلف خم کردن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زمام نهادن: زمام نهادن ؛ زمام دادن. زمام سپردن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زفت رطب: زفت رطب ؛ صمغ خمیری شکل حاصل از گیا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلف صبا: زلف صبا ؛ استعاره مقرری است در کلام ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
هو زمام الامر: هو زمام الامر ؛ یعنی وی ملاک و ستون ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زفت رومی: زفت رومی ؛ مومیایی. ( فرهنگ فارسی م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلف عروس: زلف عروس ؛ نام گلی است شبیه به زلف ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ایه 71 سوره کهف: ترجمه : فَانْطَلَقَا خضر و موسی به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
هو زمام قومه: هو زمام قومه ؛ یعنی او مقدم و صاحب ...
١ سال پیش