نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زیاده القمر: زیادةالقمر ؛ ماه که رو به فزونی دار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زیاد از سر کسی بودن: زیاد از سر کسی بودن ؛ زیاد از دهان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زیاد از دهان کسی بودن: زیاد از دهان کسی بودن ؛ زیاد از سر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زیاد کردن: زیاد کردن ؛ افزون کردن و علاوه و بی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زیادت بودن ماه: زیادت بودن ماه ، به زیادت بودن آن ؛ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حروف الزیاده: حروف الزیادة ؛ امان و تسهیل است. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
سیناپس: سیناپس: خلاصه ای از فیلمنامه دردو ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهرداده: زهرداده ؛ به زهر آغشته : حذر نمی کن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهر زدن بر چیزی: زهر زدن بر چیزی چون تیغ و جز آن ؛ ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهر زیر نگین: زهر زیر نگین ؛ زهری که برای روز بد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهر سبز: زهر سبز ؛ زاج سبز. ( ناظم الاطباء ) ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهرسنج: زهرسنج ؛ معروف. ( آنندراج ) : سیه م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهر شکستن: زهر شکستن ؛ مقاومت آن کردن. ( آنندر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهرنوش: زهرنوش ؛ معروف. ( آنندراج ) . نوشند ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پشت زهار: پشت زهار ؛ پایین تر شکم که مثانه در ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهرور: زهروَر ؛ سم دار و زهرآلود. ( ناظم ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
موی زهار: موی زهار ؛ موهای گرداگرد شرمگاه. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهر چیزی گرفتن: زهر چیزی گرفتن ؛ خشم و غضب و تندی و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
افتادن زهدان: افتادن زهدان ؛ سقوط رحم. ( ناظم الا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهر خود به کسی دادن: زهر خود به کسی دادن ؛ زهر خویشتن بر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهدانک: زهدانک ؛ رحم خرد. بچه دان کوچک : رخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهر خود به کسی ریختن: زهر خود به کسی ریختن ؛ کنایه از این ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهر به دندان مالیده: زهر به دندان مالیده ؛ یعنی بدزبان و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهر خود را ریختن: زهر خود را ریختن ؛ کنایه از کینه شد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهر پیکان: زهر پیکان ؛ کنایه از جراحت و زخم مه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهر خویشتن برکسی ریختن: زهر خویشتن برکسی ریختن ؛ کنایه از خ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهرخور کردن کسی را: زهرخور کردن کسی را ؛ به او زهر دادن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهر قاتل: زهر قاتل ؛ زهر کشنده و زهر هلاهل. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زور ورزی کردن: زورورزی کردن ؛ به کارهای زورخواه مش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زور و زر: زور و زر ؛ توانایی و ثروت و دارایی. ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زهر کردن: زهر کردن ؛ کنایه از تلخ کردن عیش اس ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شیرزور: شیرزور ؛ دارنده نیروی شیر. پرتوان. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهر کردن چیزی را: زهر کردن چیزی را ؛ کنایه از بی مزه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گاو زور: گاوزور ؛ بسیارزور. که زور گاو دارد. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یوم الزور: یوم الزور ؛ روزی است مر بکررا بر تم ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زهرکش: زهرکش ؛ بعض معدنیات که قدما عقیده د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زه بینی: زه بینی ؛ وترالانف و هو حجاب مابین ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهرکش جام بلا: زهرکش جام بلا ؛ نوشنده زهر بلا : چو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زه را به گوش اوردن: زه را به گوش آوردن ؛ در آخرین لحظه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهر گریستن: زهر گریستن ؛ از عالم خون گریستن. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زه شلوار: زه شلوار ؛ بند ازار : فارغ ز بد و ن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زه یکتایی: زه یکتایی ؛ نوعی از زه و آن رشته ای ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهر گوش: زهر گوش ؛ چرک گوش و سملاخ. ( ناظم ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زه چشم: زه چشم ؛ حاشیه و کناره چشم. ( فرهنگ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهرگون: زهرگون ؛ زهرفام. کشنده مانند زهر : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زه ناخن: زه ناخن ؛ گوشت که پیرامون ناخن است. ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زهرگین: زهرگین ؛ زهرآگین : ای که لبت طعم ان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زه پیراهن: زه پیراهن ؛ یقه ( یخه ) . طوقه یقه. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهر میغ: زهر میغ ؛ کنایه از قطرات باران است. ...
١ سال پیش