نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو زدن کفه: مو زدن کفه ؛ مو زدن ترازو. مو در تر ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو در میان دو کس نگنجیدن: و اندر میان ( در میان ) دو کس نگنجی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو نزدن: مو نزدن ؛تمام مساوی بودن دو کپه سنگ ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو براوردن چشم: - مو برآوردن چشم ؛ چشم را آزار رسان ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یک سر مو: یک سر مو ؛ سر مویی. ذره ای. ( یاددا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
طبقه موهای کشنده: طبقه موهای کشنده ؛ یک طبقه سلولهای ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
موهای کشنده: - موهای کشنده ؛ ضمایم یک سلولی بافت ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
موی نرگس: - موی نرگس ؛ در اصطلاح گیاه شناسی چ ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
موی پیاله: موی پیاله ؛ درزی باریک که در چینی و ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
موی چینی: موی چینی ؛ موی کاسه چینی. موی پیاله ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اسکاگوی: این شهر: • در جنوب شرقی آلاسکا قرار ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
داوسن سیتی: داوسن سیتی ( Dawson City ) شهری کوچ ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو به درز چیزی نرفتن: مو به درز چیزی نرفتن ؛ کامل و بی نق ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو به درز کسی نرفتن: مو به درز کسی نرفتن ؛ کنایه از خسیس ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
منی اوردن: منی آوردن ؛ عجب و خودپسندی نمودن : ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو به کف برامدن: مو به کف برآمدن ؛ موی بر کف دست برآ ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
منی داشتن: منی داشتن ؛ خودخواهی و خودپسندی داش ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو در پیراهن رفتن: مو در پیراهن رفتن ؛ مضطرب و سراسیمه ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو در چیزی یا در میان ان نگنجیدن: مو در چیزی یا در میان آن نگنجیدن ؛ ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
منی کردن: منی کردن ؛ عجب و خودستائی کردن. خود ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو در دیده رستن: مو در دیده رستن ؛ سخت آزردن از چیزی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
منی نمودن: منی نمودن ؛ خودستائی نمودن. خودخواه ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو در دیده گرفتن: مو در دیده گرفتن ؛ مو برآوردن چشم. ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
منیر رازی: - منیر رازی ؛ نوعی پارچه ٔدوپوده از ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو در میان ناگنجیدن: مو در میان ناگنجیدن ؛ فاصله در میان ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به مویی اویختن چیزی را: به مویی آویختن چیزی را ؛ سخت در محل ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو ریختن از کسی: مو ریختن از کسی ؛ سخت از او ترس داش ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به مویی اویخته بودن: به مویی آویخته بودن ؛ به مویی بسته ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو گرفتن چشم: مو گرفتن چشم ؛مو در چشم شکستن. مو ب ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به مویی بسته بودن امری: به مویی بسته بودن امری یا چیزی ؛ سخ ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو لای درز چیزی نرفتن: مو لای درز چیزی نرفتن ؛ اتصال تمام ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به مویی بسته بودن چیزی: به مویی بسته بودن امری یا چیزی ؛ سخ ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
موی بینی: موی بینی ؛ موی دماغ. رجوع به ترکیب ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چون مو باریک شدن: چون مو باریک شدن ؛ سخت لاغر شدن. نا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مویی از سر کسی کم شدن: مویی از سر کسی کم شدن ؛ اندک تعب به ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو از خمیر کشیدن: مو از خمیر کشیدن ؛ آسان شدن کار. ( ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یک تار مو شدن: یک تار مو شدن ؛ سخت نحیف و نزار شدن ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو از درز سخن یا چیزی نگذشتن: مو از درز سخن یا چیزی نگذشتن ؛ کامل ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یک مو: یک مو ؛ یک موی. مویی. رجوع به ترکیب ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو از دیده براوردن: مو از دیده برآوردن ؛ مو برآوردن چشم ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مثل مو: مثل مو ؛ سخت باریک ولاغر و نزار. ( ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو از زبان برامدن: مو از زبان برآمدن ؛ کنایه از عاجز ش ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مویش را اتش زدند: مویش را آتش زدند ؛ یعنی در همان لحظ ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مشکین مو: - مشکین مو ؛ مشک مو. گیسوی سیاه مان ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو بر اندام راست شدن: مو بر اندام ( یا تن ) راست شدن ؛ غض ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو بربستن: - مو بربستن ؛ ظاهراً مراد آن است که ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو بر زبان امدن: مو بر زبان آمدن ؛ مو از زبان برآورد ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو بر زبان خامه امدن: مو بر زبان خامه آمدن ؛ کنایه ازفراخ ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گذرگاه چیلکوت: گذرگاه �چیلکوت� ( Chilkoot Pass ) ی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مو بر زبان سبز شدن: مو بر زبان سبز شدن ( یا گشتن ) ؛ مو ...
٢ ماه پیش