نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از سوزن برون شدن: از سوزن برون شدن ؛ از سفت سوزن گذشت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تخم سوخته: تخم سوخته ؛ تخم فاسدشده. دانه بی اث ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جگرسوخته: جگرسوخته ؛ محنت دیده. مصیبت رسیده : ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گنج سوخته: گنج سوخته ؛ نام گنج پنجم از جمله هش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ایام السود: ایام السود ؛ روزگار بدبختی و نامساع ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سودای کج پختن: سودای کج پختن ؛ خیال کج. قصد باطل : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سودا بریدن: سودا بریدن ؛ کنایه از معامله را بهم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوخته مغز: سوخته مغز ؛ مغز فاسدشده : جز آن سبک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سودای صفرایی: سودای صفرایی ؛ باشد که نوعی از صفرا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوخته کسی بودن: سوخته کسی بودن ؛ سخت دوستار او بودن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سودا بر هم زدن: سودا بر هم زدن ؛ کنایه از معامله به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سودالبطون: سودالبطون ؛ لاغر. ( ناظم الاطباء ) ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوخته طالع: سوخته طالع ؛ بدبخت. بداقبال. بی ستا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سودای ترکانه کردن: سودای ترکانه کردن ؛ کنایه از معامله ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوخته طلب: سوخته طلب ؛ طلب لاوصول یا صعب الوصو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سودا بر هم خوردن: سودا بر هم خوردن ؛ بهم خوردن معامله ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سودالاکباد: سودالاکباد ؛ دشمنان. ( ناظم الاطباء ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوخته دامان: سوخته دامان ؛ دامان آتش گرفته : چرخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوء اتفاق: سوء اتفاق ؛ پیش آمد بد.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوءالحساب: سوءالحساب ؛ عدم مغفرت. ( منتهی الار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوختن ورقی: سوختن ورقی ؛ باطل شدن ورقی در قمار. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوءالعین: سوءالعین ؛ بدی چشم. بدبینی : پَرِّ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوء تدبیر: سوء تدبیر ؛ بداندیشی. تدبیر بد : چو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوء تربیت: سوء تربیت ؛ نیکو تربیت نکردن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوء ترکیب: سوء ترکیب ؛ ترکیب زشت و نادرست.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سوء تصادف: سوء تصادف ؛ سوء اتفاق. پیش آمد بد.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوء حادثه: سوء حادثه ؛ اتفاق بد.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوء حافظه: سوء حافظه ؛ فراموشکاری. نسیان.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوء حظ: سوء حظ ؛ بدی بخت. بدبختی.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوء دماغ: سوء دماغ ؛ مرض دماغ. ( غیاث ) .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوء سریرت: سوء سریرت ؛ بدطینتی. بدی طینت.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوء سلمان: سوء سلمان ؛ قسمی است که بچراغ افروخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوء سلوک: سوء سلوک ؛ بدرفتاری.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سوء شهرت: سوء شهرت ؛ بدنامی.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوء طریق: سوء طریق ؛ بدی راه و بدراهی. ( غیاث ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوء قضا: سوء قضا ؛ بدی سرنوشت.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوخت حمام: سوخت حمام . سوخت نانوائی. سوخت اجاق ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوء کلام: سوء کلام ؛ حرف بد و سخن باطل : چشم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوخت را بود کردن: سوخت را بود کردن ؛ قاعده ای بوده اس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوختگی نفس: سوختگی نفس ؛ تنگی دم که در حبس دم و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوء هضم: سوء هضم ؛ ناگوارد. ( یادداشت بخط مو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوختن ستاره: سوختن ستاره ؛ آن بود که با آفتاب به ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دماغ سوختن: دماغ سوختن ؛ بور شدن. خجل شدن. ( فر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دابه سوء: دابة سوء ؛ خروسک و مانند آن. ( منته ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روز را سوختن: روز را سوختن ؛ وقت گذراندن. اوقات ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مرض سنگین: مرض سنگین ؛ مرض شدید و سخت.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مهمانی سنگین: مهمانی سنگین ؛ مهمانی پرخرج.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ناخوشی سنگین: ناخوشی سنگین ؛ مرض شدید. ناخوشی شدی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نرخ سنگین: نرخ سنگین ؛ قیمت گران.
١ سال پیش