نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شایسته مزاج: شایسته مزاج ؛ ملایم و متواضع و حلیم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شایسته هستی: شایسته هستی ؛ بمعنی شایسته بود. واج ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نشایسته: نشایسته ؛ ناشایسته. نالایق. ناسزاوا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاید و باید: شاید و باید ؛ سزاوار و ضروری. لایق ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
هر چه شاید و باید گفتن: هر چه شاید و باید گفتن ؛ چیزی فروگذ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شاهی اشرفی: شاهی اشرفی ؛ سکه های شاهی و اشرفی م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهی عباسی: شاهی عباسی ؛ مسکوک منسوب بشاه عباس. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهی عراقی: شاهی عراقی ؛ قسمی مسکوک قدیم. ( فره ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهین زرین: شاهین زرین ؛ علامت و نشانی بود علم ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شایستگی کردن: شایستگی کردن ؛ کفایت نمودن. لیاقت د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جامه شاهوار: جامه شاهوار ؛ جامه شاهانه. جامه ممت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جشن شاهوار: جشن شاهوار ؛ جشن بزرگ و مجلل و پرشک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در شاهوار: دُرِّ شاهوار ؛ دری که بی بها بود و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خبر شایع: خبر شایع ؛ پراکنده و فاش. خبری مستف ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
لؤلؤ شاهوار: لؤلؤ شاهوار، یا لؤلؤ ملکی ؛ اشر ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
دشنه: دشنه: دشنه در پهلوی دشنک dašnag بود ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
mouse: Mouse تغییر یافته ی موش فارسی در زب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قام شاه: قام شاه ؛ خود را بلند کردن و بپا خو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهد شاه فلک: شاهد شاه فلک ؛ کنایه از خورشید جهان ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شاهد بودن: شاهد بودن ؛ شاهد بر شی یا کسی بودن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهد طارم فلک: شاهد طارم فلک ؛ کنایه از آفتاب است. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهدالحال: شاهدالحال ؛ گواه حاضر و ناظر : بر چ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهد طغان چرخ: شاهد طغان چرخ ؛ کنایه از نیر اعظم ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهد قضیه بودن: شاهد قضیه بودن ؛ گواه و ناظر حادثه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهد مجلس: شاهد مجلس ؛ معشوق و زیباروی محفل و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهد امین: شاهد امین ؛ آن کس که به امانت شهادت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهدکردار: شاهدکردار ؛ چون شاهدان. که رفتار مع ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دختر شاهد: دختر شاهد ؛ شاهد دختر، زنی زیبا و خ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زن شاهد: زن شاهد ؛ زن خوبروی. زن زیبا و خوبر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهدروی: شاهدروی ؛ دارای روئی چون شاهدان. زی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهد علم: شاهد علم ؛ غلبه علم بردل. ( از تعری ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهد وجد: شاهد وجد ؛ غلبه و جد و حال بر دل. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهد فاستقم: شاهد فاستقم ؛ اشاره بحضرت رسول صلی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهد لعمرک: شاهد لعمرک ؛ بمعنی شاهد فاستقم است ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
صلوهالشاهد: صلوةالشاهد ؛ نماز مغرب. ( منتهی الا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهد جان: شاهد جان ؛ کنایه از مقصود جان باشد. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهد رخ زرد: - شاهد رخ زرد ؛ کنایه از آفتاب عالم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاه استاد: شاه استاد ؛ استاد ماهر در هنرخود. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهد روحانی: - شاهد روحانی ؛ محبوب روحانی. مقابل ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاه استادکار: شاه استادکار ؛ استاد ماهر در هنر خو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهد روز: شاهد روز ؛ بمعنی شاهد رخ زرد باشد ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
أعواد الشا: أعواد الشاه ؛ سواره های شطرنج. ( د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهد زربفت پوش: شاهد زربفت پوش ؛ کنایه از آسمان است ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاه الرقعه: شاه الرقعة ؛ شاه شطرنج. - || مجاز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهد زعفران: شاهد زعفران ؛ بمعنی شاهد رخ زرد است ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شاه قام: شاه قام ؛ آن است که کسی خود را در ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهد زعفرانی: شاهد زعفرانی ؛ بمعنی شاهد رخ زرد اس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهد عادل: شاهد عادل ؛ گواه که از نظر موازین ش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهد عدل: شاهد عدل ؛ گواه بر حق. ( بهار عجم ) ...
١ سال پیش