نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ششدر گشادن: ششدر گشادن ؛ کنایه از کار بسته رارو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ششدر گشادن بر کسی: ششدر گشادن بر کسی ؛ کنایه از رهانید ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از ششدر خلاص دادن کسی را: از ششدر خلاص دادن کسی را ؛ رهانیدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درششدر ماندن یا بودن: اندر یا درششدر ماندن یا بودن ؛ سخت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اندرششدر ماندن یا بودن: اندر یا درششدر ماندن یا بودن ؛ سخت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بسته ششدر امدن: بسته ششدر آمدن ؛ سخت گرفتار شدن : م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بند بودن در ششدر فراق کسی: - بند بودن در ششدر فراق کسی ؛ کنایه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به ششدر فروماندن: به ششدر فروماندن ؛ درششدر افتادن. ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در ششدر افتادن: در ششدر افتادن ؛ به مشکل و معضلی دچ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به ششدر حرمان افتادن: در، یا به ششدر حرمان افتادن ؛ به مض ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در ششدر حرمان افتادن: در، یا به ششدر حرمان افتادن ؛ به مض ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در ششدر دیدن کسی را: در ششدر دیدن کسی را ؛ خجلت زده و حی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شش هزار: شش هزار ؛ ستة آلاف. ( یادداشت مؤلف ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شستش خبردار شدن: - شستش خبردار شدن ؛ به او الهام شدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سر شستن از مرض: سر شستن از مرض ؛ بهبود یافتن از آن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شش هزارساله: شش هزارساله ؛ آنکه یا آنچه شش هزار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سر کسی را از گرد شستن: سر کسی را از گرد شستن ؛ وی را از کا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر از شست برگشادن: تیر از شست برگشادن ؛ انداختن تیر. ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حجره ششدر: حجره ششدر ؛ کنایه از دنیاست : هرچه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شست بستن: شست بستن ؛ تیراندازی کردن. به تیر ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شستن دل: شستن دل ؛ پاک و طاهرگردانیدن آن. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ششدر تنگ: ششدر تنگ ؛ کنایه از دنیا و عالم است ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شست گرفتن: شست گرفتن ؛ نشانه گیری کردن. انگشت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شستن دل از چیزی: شستن دل از چیزی ؛ پاک کردن او از آن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ششدر فنا: ششدر فنا ؛ کنایه از ششدر تنگ است که ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شسته شدن: شسته شدن ؛ غسل میت یافتن. ( آنندراج ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ششدر شدن: ششدر شدن ؛ در بازی نرد گرفتار شدن د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شست افکندن: شست افکندن ؛ یا فکندن یا درفکندن ؛ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از اندیشه بد شستن کسی را: از اندیشه بد شستن کسی را ؛ دور کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ششدر کردن: ششدر کردن ؛ قرار دادن یک یا چند مهر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شست برکشیدن از اب: شست برکشیدن از ( ز ) آب ؛ یکباره نو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خواب از چشم کسی فروشستن: خواب از ( ز ) چشم کسی فروشستن ؛ بید ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شست برکشیدن ز اب: شست برکشیدن از ( ز ) آب ؛ یکباره نو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خواب ز چشم کسی فروشستن: خواب از ( ز ) چشم کسی فروشستن ؛ بید ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رخ دوستی را شستن: رخ دوستی را شستن ؛ مصفا و بی آلایش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شست ماهی: شست ماهی ؛ قلاب ماهیگیری : چو تیغ ن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روان را از چیزی شستن: روان را از چیزی شستن ؛ منصرف و روی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شستن دفتر یا اوراق: شستن دفتر یا اوراق ؛ محو کردن نوشته ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست از چیزی فروشستن: دست از چیزی فروشستن ؛ دست شستن از آ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست شستن از کسی یا چیزی: دست شستن از کسی یا چیزی ؛ از او به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شش پایه: شش پایه ؛ که شش تا پایه داشته باشد. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شسته و روفته: - شسته و روفته ؛ شسته و رفته. شسته ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شریعت محمدی: شریعت محمدی ؛ شریعت اسلام. دین اسلا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شش تیغه: شش تیغه ؛ نوعی چاقو که دارای شش تیغ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شسته گفتگو: شسته گفتگو ؛ گفتگوی صاف و بلاغت آمی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شستشو کردن: شستشو کردن ؛ غسل کردن. شستن تن : شس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شش حد: شش حد ؛ شش جهت. شش طرف. شش سو. جهات ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شریف الوجود: شریف الوجود ؛ عزیزالوجود و کسی که د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر خون کسی دست شستن: بر خون کسی دست شستن ؛ کشتن او را. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شش حرف: شش حرف ؛ ظاهراً کلمه ای که شش حرف د ...
١ سال پیش