نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور چیزی یا کسی خط کشیدن: دور چیزی یا کسی قلم گرفتن یا خط کشی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور چیزی یا کسی گردیدن: دور چیزی یا کسی گشتن ( یا گردیدن ) ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوست فزا: دوست فزا ؛ دوست افزا. که بر شماره د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوست و دشمن: دوست و دشمن ، درتداول عامه ؛ چشم و ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دور اخر: دور آخر ؛ آخرین دوره گردش جام شراب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور به سر بردن: دور به سر بردن ؛ به اتمام رساندن نو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوست تر: دوست تر ؛ گرامی تر و عزیزتر : بیش ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دورگه شدن صوت: دورگه شدن صوت ؛ جهوری شدن آن چنانکه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به دولاب گردیدن: به دولاب گردیدن ؛ دولاب گردانی. به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور قمر: دور قمر ؛ دور قمری : تا بداند سعد و ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
صدای دورگه: صدای دورگه ؛ آوازی چون آواز کسی که ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دولاب به بازاری: دولاب به بازاری ؛ کنایه از جمعیت مر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور قمری: دور قمری ؛ دور آخر کواکب سیاره ، چه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دولت اورد: دولت آورد ؛ که بخت و دولت آن را آور ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
طبل دورو: طبل دورو ؛ که از زیر و زبر به پوست ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دولاب وار: دولاب وار ؛ مانند دولاب گردان. چون ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دولتبا: دولتبا ؛ آش دولت. طعام سعادت و دولت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اطاق دورو: اطاق دورو ؛ که از دوسوی برابر هم به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور گنبد دوار: دور گنبد دوار ؛ گردش آسمان. دور چرخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر شده دولاب: بر شده دولاب ؛ کنایه است از آسمان : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دولت باقی: دولت باقی ؛ حکومت و شوکت جاودانی. س ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کمر دورویه: کمر دورویه ؛ پشت و رو یکی : جوزا کم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دولاب پیروزه: دولاب پیروزه ؛ کنایه از آسمان و فلک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور گیتی: دور گیتی ؛ دور جهان. گردش چرخ.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دولاب کبود: دولاب کبود ؛ کنایه است از آسمان. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دارهای دورویه: دارهای دورویه ؛ دارها که در برابر ه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دولت بیدار: دولت بیدار ؛ بخت بیدار : دولت بیدار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دورمدام: دورمدام ؛ حرکت دایم. ( ناظم الاطباء ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دولاب مینا: دولاب مینا ؛ کنایه از آسمان است. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دورویه ایستادن: دورویه ( یا به دورویه ) ایستادن ( ی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دولت تیز: دولت تیز ؛ اقبالی که مردم را یکایک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ربح دور شرعی: ربح دور شرعی ؛ سود و منفعت و مرابحه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گردنده دولاب: گردنده دولاب ؛ کنایه از آسمان و چرخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو رویه سپاه: دورویه سپاه ( یا سپه ) ؛ دو سپاه مق ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از دولت فلان: از دولت فلان ؛ به دولت فلان. ( آنند ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
فتنه دور قمر: فتنه دور قمر ؛ کنایه از معشوق است ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
برگشته دولت: برگشته دولت ؛ بخت برگشته. مدبر. بدب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو رویه صف زدن: دورویه ( یا از دورویه ) صف زدن ؛ دو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور کمال: دور کمال ؛ عصر کمال. روزگار کمال. ع ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به دولت فلان: به دولت فلان ؛ به یمن وجود و اقبال ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور هلالی: دور هلالی ؛ دور کودکی. ( خسرو و شیر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سپاه دو رویه: سپاه دورویه ؛ دورویه سپاه. دو لشکر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیداردولت: بیداردولت ؛ جوان دولت. دولتمند و کا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جور دور: جور دور ؛ ظلم دهر و صدمه روزگار. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مهمانی دوره: مهمانی دوره ؛ مهمانی دسته جمعی عده ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر دوش کردن: بر دوش کردن ؛ بر دوش انداختن. روی د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوگانه زاینده: دوگانه زاینده ؛ زنی که از یک شکم دو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور دهر: دور دهر ؛ دور چرخ. گردش روزگار. دور ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از دوران تک بردن: از ( ز ) دوران تک بردن ؛ در گردش و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوگانه بگزاردن: دوگانه بگزاردن ( یا گزاردن ) ؛ نماز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به دوش بردن: به دوش بردن ؛ روی دوش بردن. کسی را ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور سپهر: دور سپهر ؛ دور آسمان. گردش چرخ. دور ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خاتم دوران: خاتم دوران ؛ خاتم روزگار. ختم کننده ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوگانه گزار: دوگانه گزار ؛ که نماز صبح بگزارد. ن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به دوش دراوردن: به دوش درآوردن ؛ روی دوش گرفتن. برش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور سمایی: دور سمایی ؛ گردش آسمان. دور آسمانی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دورباش زدن: دورباش زدن ؛ دورباش گفتن : چو در خا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خردول: خردول ؛ بی حیای نادان و احمق : خردو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور شمسی: دور شمسی ؛ یکبار حرکت زمین به دور خ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دورباش خوردن: دورباش خوردن ؛ نیزه خوردن. هدف اصاب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور فلک: دور فلک ؛ چرخ گردون. گردش آسمان. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دول دادن: دَول دادن ؛ ازسر باز کردن و بتأخیر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دورباش دوشاخی: دورباش دوشاخی ؛ قلم نی. کلک نی که د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اشتر دولاب: اشتر دولاب ؛ شتری که گرداندن دولاب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور فلکی: دور فلکی ؛ دور آسمانی. دور گردون : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور اسمانی: دور آسمانی ؛ کنایه است از تصادفات و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوغ ترکمانی: دوغ ترکمانی ؛ دوغی که ترکمانان بدست ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوران دهر: دوران دهر ؛ گردش روزگار. دور زمان. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوسر خشت یا خشت دوسر: دوسر خشت یا خشت دوسر ؛ نیزه کوتاه ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوک پشم: دوک پشم ؛ چرخی است که در آن پشم ریس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوران عالم: دوران عالم ؛ گردش جهان. گردش گیتی. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور به کام کسی رفتن: دور به کام کسی رفتن ؛ دور به کام کس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوران کوکب: دوران کوکب ؛ چرخ آن. گردش آن. ( یاد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوسر سود: دوسرسود ؛ سود دوجانبه. هم در خرید و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوگانه زادن: دوگانه زادن ؛ زاییدن و دو بچه از یک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور جهان: دور جهان ؛ گردش دنیا. دورگردون : دو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو سر شدن: دو سر شدن ؛ دورو و دورنگ شدن. مزور ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوران گردون: دوران گردون ؛ گردش آسمان. چرخ فلک : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مأمت المراه: مأمت المراءة؛ دوگانه زادن زن. ( من ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوش دیدن: دوش دیدن ؛ خواب دیدن در شب گذشته. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور چرخ: دور چرخ ؛ حرکت افلاک. ( ناظم الاطبا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
هفت دوران: هفت دوران ؛ کنایه است از ادوار هفت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوستکام داشتن: - دوستکام داشتن ؛ کامیاب کردن. خوشب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوره کردن ریش: دوره کردن ریش ؛ زیر زنخ را از بن گو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از خدا دور: از خدا دور ؛ غافل از خدا. از خدا بی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دوشاخه کردن: دوشاخه کردن ؛ کنایه از بر دار کشیدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوره کردن گیوه: دوره کردن گیوه ؛ دورتا دور درز میان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوستکام شدن: دوستکام شدن ؛ بر مراد و آرزو و کام ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوشاب فروشی: دوشاب فروشی ؛ فروختن دوشاب و شیره.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوشیدن کسی را: دوشیدن کسی را ؛ پول و مال او را به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خدا دور: خدا دور ( یا خدا به دور ) ؛ از خدا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوره کردن کسی را: دوره کردن کسی را ؛ پیرامون او گردید ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوسر دهلیز: دوسر دهلیز ؛ چهارعنصر. ( ناظم الاطب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دور کشیدن: دور کشیدن ؛ دیر کشیدن. مدتی زیاد گذ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوشیزه قریب البلوغ: دوشیزه ٔقریب البلوغ. عسلوجة؛ دوشیزه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوره کردن درس را: دوره کردن درس را ؛ درس های خوانده ه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوسر قندیل: دوسر قندیل ؛ کنایه از هفت سیاره. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوشیزگان جنت: دوشیزگان جنت ؛ کنایه از حوران بهشتی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور اندر شدن: دور اندر شدن ؛ به گود افتادن. گود ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوران الفلک: دوران الفلک ؛ جنبش پی درپی چرخ یکی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ترازوی دوسر: ترازوی دوسر ؛ ترازوی دوکفه. ترازو ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوشیزه ناخواسته: دوشیزه ناخواسته ؛ برج سنبله. ( از ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مار دوسر: مار دوسر ؛ ماری که دارای دو رأس با ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوران دم: دوران دم ؛ گردش خون. ( لغات فرهنگست ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور اسمان: دور آسمان ؛ گردش چرخ. دور فلک. گذشت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دولت عالی: دولت عالی ؛ بخت بلند : به فر دولت ع ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور بادا دور: دور بادا دور ؛ برکنار باد. مباد : چ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور نیست که: دور نیست که ؛ بعید نیست که. استبعاد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور از کسی: دور از کسی ؛ در فراق او. بی حضور او ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به دور جام چشانیدن کسی را: به دور جام چشانیدن کسی را ؛ در باده ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از دور و نزدیک: از دور و نزدیک ؛ از بیگانه و خویش.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوره دوختن به: دوره دوختن به ؛ دوختن چیزی بر درزها ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مار دوش: ماردوش ؛ اژدهادوش. که مار بر دوش دا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو شاخه گشا: دو شاخه گشا ؛ تیرانداز. آن که خدنگ ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور از اینجا: دور از اینجا ؛ دور از ایدر. دور از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور از این خجسته سرای: دور از این خجسته سرای ؛ دور از اینج ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور از تو: دور از تو ( یا از شما ) ؛ دور از جن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور از جان تو: دور از جان تو ؛ جان تو از گزند آن ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور از جناب تو: دور از جناب تو ؛ حاشاک. ( یادداشت م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور از حاضرین: دور از حاضرین ( یا حاضران ) ؛ از وج ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور از حضور: دور از حضور ؛ دور از جناب. دور از م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور از دوستان: دور از دوستان ؛ دور از حاضران. دور ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور از رو: دور از رو ؛ دور از جناب. دور از حضو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور از کار: دور از کار ؛ خارج از کار و مخالف ار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور از ما: دور از ما ؛ خارج از ما و مخالف با م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور از مجلس: دور از مجلس ؛ دور از جناب. رجوع به ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دور باد: دور باد ؛ برکنار باد. بیرون باد. خا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دودل شدن: دودل شدن ؛ مردد شدن. به تردید افتاد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خنبره ٔ دودناک: خنبره دودناک ؛ گنبد دودناک. کنایه ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گنبد دودناک: گنبد دودناک ؛ کنایه است از آسمان : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اب دوده: آب دوده ؛ کنایه است از مرکب : من ز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوده مرکب: دوده مرکب ؛ به معنی مداد و حبر است. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مثل دوده مرکب: مثل دوده مرکب ؛ نهایت سیاه شده مخصو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
از دور دست بر اتش داشتن: از دور دست بر آتش داشتن ؛ خطابی طعن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از دور رسیده: از دور رسیده ؛ مرادف از راه دور آمد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به دور رفتن از چیزی: به دور رفتن از ( ز ) چیزی ؛ فاصله گ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چشم بد دور: چشم بد دور ؛ چشم بد بر کنار باد. از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور امدن: دور آمدن ؛ دور برآمدن. بدبخت و بی ن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور از صواب: دور از صواب ؛ ناصواب. نادرست. دور ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور بودن از کسی: دور بودن از کسی ؛ فاصله داشتن از وی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور خواستن تن از سر کسی: دور خواستن تن از ( ز ) سر کسی ؛ جدا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور گرفتن خود را از چیزی یا کاری: دور گرفتن خود را از چیزی یا کاری ؛ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور نگریستن: دور نگریستن ؛ دوربینی کردن. زمان آی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سر کسی را دور دیده بودن: سر کسی را دور دیده بودن ؛ در غیاب ن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از این شهر دور: از این شهر دور ؛ دور از این شهر. دو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به دور افکندن: به دور افکندن ؛ دور افکندن. دوراندا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دودمان زاینده: دودمان زاینده ؛ بسیاری از جانوران پ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بادودمان: بادودمان ؛ اصیل. والاتبار. با اصل و ...
١ سال پیش
نوع مدال

پاسخ با حداقل ٥ رای

-
بپرس
-
( بگذار در کوزه آبش را بخور ) مع ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوبالا گشتن: دوبالا گشتن ( یا گردیدن ) ؛ دوبرابر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چشم دوختن بر چیزی یا به چیزی یا کسی یا جایی: چشم دوختن بر چیزی یا به چیزی یا کسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل از چیزی پر غم و دود کردن: دل از چیزی پر غم و دود کردن ؛ اندوه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ناز دوبالا کردن: ناز دوبالا کردن ؛ ناز دوبرابر کردن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
فرودوختن چشم به چیزی: فرودوختن چشم به چیزی ؛ پابند و نگرا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل خانه دود گشتن: دل خانه دود گشتن ؛ کنایه از جایگاه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوتا کعبتین: دوتا کعبتین ؛ شب و روز. ( ناظم الاط ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود و گرد: دود و گرد ؛ خاطرآزرده. - || پریشا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلف دوتا: زلف دوتا ؛ زلفین. دو رشته زلف. زلف ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بر دوختن: بردوختن ؛ دوشیدن. بردوشیدن : بجای خ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سر پر از دود بودن: سر پر از دود بودن ؛ غمناک شدن. ( از ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پشت دو تا: پشت دوتا ( با فک اضافه ) ؛ با قد خم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوخت رفتن: دوخت رفتن ؛ در اصطلاح خیاطان آن قسم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پشت دوتا داشتن: پشت دوتا داشتن ؛ قد خمیده داشتن. خم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سر چیزی پر از دود گشتن: سر چیزی پر از دود گشتن ؛ تیره و تار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چرخ یا گنبد دوتا: چرخ یا گنبد دوتا ؛ آسمان خمیده پشت. ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ماشین دوخت: ماشین دوخت ؛ دستگاه کوچک دستی یا بز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوتا اندر اوردن: دوتا اندر آوردن ؛ دوتا کردن. خم کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوخت کردن: دوخت کردن ؛ کراهت داشتن. نفرت داشتن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوتاماندن: دوتاماندن ؛ خم ماندن. خمیده پشت مان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دودقز: دودقز ؛ کرم پیله. دودالقز. دودالحری ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوتو شدن: دوتو شدن ؛ انحناء. ( دهار ) . خم شد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود از کنده برمی خیزد: دود از کنده برمی خیزد ؛ در تداول عا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوتو گشتن: دوتو گشتن ؛ خمیده شدن. دوتا گشتن : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود سوی نکویان رود: دود سوی نکویان رود ؛ یعنی روزگار هم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوچار خوردن: دوچار خوردن ؛ روبروشدن. مواجه شدن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود ابگینه گران: دود آبگینه گران ؛ دخان القواریر. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود براوردن یا انگیختن از دوده یا دودمان: دود برآوردن یا انگیختن از دوده یا د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود برکردن: دود برکردن ؛ دود برانگیختن. دود برآ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود به سر یا بر سر کسی رفتن: دود به سر یا بر سر کسی رفتن ؛ دود ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دوده چراغ: دوده چراغ ؛ دوده ای که ازچراغ برای ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چو دود: چو دود ؛ تند. زود. به سرعت بسیار. ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چشم دوختن از کسی یا چیزی: چشم دوختن ( یا بردوختن ) از کسی یا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوانیدن اب در لوله لاستیکی: دوانیدن آب در لوله لاستیکی ؛گذرانید ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چشم شادی دوختن: چشم شادی دوختن ؛ در شادی بستن. از ن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکمش را پردود کردن: شکمش را پردود کردن ؛ در تداول لوطیا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوانیدن بند در نیفه به وسیله بندکش: دوانیدن بند در نیفه به وسیله بندکش ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
کم دود: کم دود ؛ که در سوختن دود اندک از آن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چشم نیرنگ بردوختن: چشم نیرنگ بردوختن ؛ دیده مکر کسی را ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوانیدن پود در تار: دوانیدن پود در تار ؛ داخل کردن پود ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مانند دود: مانند [ یا بمانند ] دود ؛ به سرعت ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چشم یا دیده دوختن: چشم یا دیده دوختن ( یا بردوختن یا ف ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوانیدن ریشه: دوانیدن ریشه ؛ ریشه بیرون کردن و ری ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اهل دود نبودن: اهل دود نبودن ؛ عادت به کشیدن سیگار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چشم یا دیده کسی را دوختن: چشم یا دیده کسی را دوختن ( یا بردوخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اشک دوانیدن چشم: اشک دوانیدن چشم ؛ پراشک شدن آن. ( ز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود به سرداشتن: دود به سرداشتن ؛ غرور و نخوت داشتن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهان کسی را دوختن: دهان کسی را دوختن ؛ بستن دهان او را ...
١ سال پیش