نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ناله در گلو شکستن: ناله در گلو شکستن ؛ حبس کردن ناله د ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست در دل و در پشت بودن: - شکست در دل و در پشت بودن ؛ رنجیده ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن شتر: شکستن شتر ؛ قلم شدن پای او. شکسته ش ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جناب شکستن: جناب شکستن ؛ جناغ کشیدن. ( یادداشت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن رنگ: شکستن رنگ ؛ باخته شدن رنگ. ( از آنن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن خنده در دهان: شکستن ( درشکستن ) خنده در دهان ؛ لب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن سد: شکستن سد ؛ ویران شدن آن. ( یادداشت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن گرما: شکستن گرما ؛ از میان رفتن آن. زایل ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بازار چیزی را شکستن: بازار کسی ( چیزی ) را شکستن ، شکستن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درشکستن استین: درشکستن آستین ( پاچه و غیره ) ؛ ورم ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن سپاه: - شکستن سپاه ؛ شکست خوردن. مغلوب شد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست قیمت: شکست قیمت ؛ کنایه از کم شدن بها از ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بند کسی را شکستن: بند کسی را شکستن ( برشکستن ) ، از ب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن سرما: شکستن سرما ؛ از میان رفتن آن. پایان ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در شکستن خنده در دهان: شکستن ( درشکستن ) خنده در دهان ؛ لب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن قلب کسی: شکستن قلب کسی ؛ شکستن دل وی را. دل ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به هم درشکستن توبه: به هم درشکستن توبه ؛باطل کردن آن. ت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن روزه: شکستن روزه ؛ باطل کردن با افطار در ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درشکستن ارزو: شکستن ( درشکستن ) آرزو ؛ برآورده شد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست کار: شکست کار ؛ کنایه از بی رونقی. ( آنن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درشکستن شب: درشکستن شب ؛ بیوقت شدن ، و شب از مو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بند کسی را بر شکستن: بند کسی را شکستن ( برشکستن ) ، از ب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن مال: شکستن مال ، مال شکستن ؛ کم آمدن. از ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن دشمن: شکستن سپاه ( لشکر، دشمن ، خصم ) ( س ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
عشا شکستن: عشا شکستن ؛ شکستن ناشتا. چیزی ناشتا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن طعام در معده: شکستن طعام در معده ؛ گواریدن آن. ( ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن جاده: شکستن جاده ( راه ) ؛ خراب شدن آن. ( ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن دست کسی: شکستن دست کسی ؛ خرد کردن استخوان دس ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن بند: شکستن بند ؛ خراب شدن آن. آب بردن آن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
در شکستن: درشکستن ؛ شکستن. رجوع به در هم شکست ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست اوردن در عهد: شکست آوردن در عهد ؛ شکستن پیمان. نق ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تخم لق در دهان کسی شکستن: تخم لق در دهان کسی شکستن ؛ به نویدگ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اب در گلو شکستن: آب در گلو شکستن ؛ آب به گلو جستن. ( ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن شام: شکستن ( درشکستن ) شام ( شب ) ؛ شکست ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن کار و بار: شکستن نرخ ؛ ارزان کردن آن. پایین آو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن نام: شکستن نام ، نام شکستن ؛ از بین بردن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته گردیدن درد: شکستن ( شکسته گردیدن ) درد ؛ زایل ش ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن گریه در گلو: شکستن گریه در گلو، گریه در گلو شکست ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ناهار شکستن: - ناهار شکستن ؛ شکستن ناشتا. چیزی ن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
با حق درشکستن: با حق درشکستن ؛ درافتادن و عاصی شدن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن درد: شکستن ( شکسته گردیدن ) درد ؛ زایل ش ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به دین شکست اوردن: - به دین شکست آوردن ؛ از رونق انداخ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن راه: شکستن جاده ( راه ) ؛ خراب شدن وی. ( ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیغ حجت در حلق کسی شکستن: تیغ حجت در حلق کسی شکستن ؛ مغلوب کر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن در چیزی: شکستن در چیزی ؛ بند شدن و بند کردن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن شرشب: شکستن شرشب ؛ دو ثلث از شب گذشتن ( ا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست اندر اوردن به کار کسی: شکست آوردن ( اندرآوردن ) به کار کسی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تازیانه بر سر کسی شکستن: تازیانه بر سر کسی شکستن ؛ سخت تنبیه ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خار در ره کسی شکستن: خار درراه ( ره ) کسی شکستن ؛ کارشکن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خار درراه کسی شکستن: خار درراه ( ره ) کسی شکستن ؛ کارشکن ...
١٠ ماه پیش