نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن تب: شکستن تب ، تب شکستن ؛ بریده شدن آن. ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
برشکستن زلف: برشکستن زلف ؛ بسوی بالا شکستن آن. ش ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر هم شکستن: بر هم شکستن ؛درهم شکستن. بردریدن. خ ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن چشم کسی را: شکستن چشم کسی را ؛ فروخواباندن چشم ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن عطش: شکستن عطش ( تشنگی ) ؛ نشاندن تشنگی. ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن چیزی را بر سر کسی: شکستن چیزی را بر سر کسی ؛ زدن بر سر ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بهم در شکستن: بهم درشکستن ؛ داخل هم گردیدن. در هم ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن ارزو: شکستن ( درشکستن ) آرزو ؛ برآورده شد ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بازار کسی را شکستن: بازار کسی ( چیزی ) را شکستن ، شکستن ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ناله در گلو شکستن: ناله در گلو شکستن ؛ حبس کردن ناله د ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست در دل و در پشت بودن: - شکست در دل و در پشت بودن ؛ رنجیده ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن شتر: شکستن شتر ؛ قلم شدن پای او. شکسته ش ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جناب شکستن: جناب شکستن ؛ جناغ کشیدن. ( یادداشت ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن رنگ: شکستن رنگ ؛ باخته شدن رنگ. ( از آنن ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن خنده در دهان: شکستن ( درشکستن ) خنده در دهان ؛ لب ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن سد: شکستن سد ؛ ویران شدن آن. ( یادداشت ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن گرما: شکستن گرما ؛ از میان رفتن آن. زایل ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بازار چیزی را شکستن: بازار کسی ( چیزی ) را شکستن ، شکستن ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درشکستن استین: درشکستن آستین ( پاچه و غیره ) ؛ ورم ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن سپاه: - شکستن سپاه ؛ شکست خوردن. مغلوب شد ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست قیمت: شکست قیمت ؛ کنایه از کم شدن بها از ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بند کسی را شکستن: بند کسی را شکستن ( برشکستن ) ، از ب ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن سرما: شکستن سرما ؛ از میان رفتن آن. پایان ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در شکستن خنده در دهان: شکستن ( درشکستن ) خنده در دهان ؛ لب ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن قلب کسی: شکستن قلب کسی ؛ شکستن دل وی را. دل ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به هم درشکستن توبه: به هم درشکستن توبه ؛باطل کردن آن. ت ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن روزه: شکستن روزه ؛ باطل کردن با افطار در ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درشکستن ارزو: شکستن ( درشکستن ) آرزو ؛ برآورده شد ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست کار: شکست کار ؛ کنایه از بی رونقی. ( آنن ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درشکستن شب: درشکستن شب ؛ بیوقت شدن ، و شب از مو ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بند کسی را بر شکستن: بند کسی را شکستن ( برشکستن ) ، از ب ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن مال: شکستن مال ، مال شکستن ؛ کم آمدن. از ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن دشمن: شکستن سپاه ( لشکر، دشمن ، خصم ) ( س ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
عشا شکستن: عشا شکستن ؛ شکستن ناشتا. چیزی ناشتا ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن طعام در معده: شکستن طعام در معده ؛ گواریدن آن. ( ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن جاده: شکستن جاده ( راه ) ؛ خراب شدن آن. ( ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن دست کسی: شکستن دست کسی ؛ خرد کردن استخوان دس ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن بند: شکستن بند ؛ خراب شدن آن. آب بردن آن ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
در شکستن: درشکستن ؛ شکستن. رجوع به در هم شکست ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست اوردن در عهد: شکست آوردن در عهد ؛ شکستن پیمان. نق ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تخم لق در دهان کسی شکستن: تخم لق در دهان کسی شکستن ؛ به نویدگ ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اب در گلو شکستن: آب در گلو شکستن ؛ آب به گلو جستن. ( ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن شام: شکستن ( درشکستن ) شام ( شب ) ؛ شکست ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن کار و بار: شکستن نرخ ؛ ارزان کردن آن. پایین آو ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن نام: شکستن نام ، نام شکستن ؛ از بین بردن ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته گردیدن درد: شکستن ( شکسته گردیدن ) درد ؛ زایل ش ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن گریه در گلو: شکستن گریه در گلو، گریه در گلو شکست ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ناهار شکستن: - ناهار شکستن ؛ شکستن ناشتا. چیزی ن ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
با حق درشکستن: با حق درشکستن ؛ درافتادن و عاصی شدن ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن درد: شکستن ( شکسته گردیدن ) درد ؛ زایل ش ...
١١ ماه پیش