نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن مصاف: شکستن مصاف ، مصاف شکستن ؛ بر هم زدن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن کاسه و کوزه بر سر کسی: شکستن کاسه و کوزه بر سر کسی ؛ گناه ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پست شکستن: پست شکستن ؛ سخت خرد و درهم شکسته شد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خفور: خفور، خفر؛ شکستن پیمان را و غدر کرد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن طره: شکستن طره ( زلف ) ؛ خم دادن آن. دوت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن قوت چیزی: شکستن قوّت چیزی ؛ کم اثر ساختن آن. ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن پرده: شکستن پرده ؛ ( اصطلاح موسیقی ) تغیی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پل بر سر کسی شکستن: پل بر سر کسی ( بر کسی ) شکستن ؛ او ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن نفس: شکستن نَفْس ، نَفْس شکستن ؛ غلبه کر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن توبه: شکستن توبه ، توبه شکستن ؛ نقض و ابط ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن زلف: شکستن طره ( زلف ) ؛ خم دادن آن. دوت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دل شکستگی: دل شکستگی ؛ حزن و اندوه. ( از ناظم ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پل بر کسی شکستن: پل بر سر کسی ( بر کسی ) شکستن ؛ او ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن هوای نفس: شکستن هوای نفس ؛ مغلوب کردن آن. از ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
توبه شکستن: شکستن توبه ، توبه شکستن ؛ نقض و ابط ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن خاطر کسی: شکستن خاطر کسی ، خاطر کسی را شکستن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن کلاه: شکستن ( برشکستن ) کلاه ؛ برزدن قسمت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بادلشکستگی: بادلشکستگی ؛ با آزردگی. با ناامیدی.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در شکستن ارزو: شکستن ( درشکستن ) آرزو ؛ برآورده شد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به هم در شکستن توبه: به هم درشکستن توبه ؛باطل کردن آن. ت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست کار و بار: شکست کار و بار ؛ بیرونقی و کسادی کا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن کسی را: شکستن کسی را؛ قهر کردن بدو. آزردن و ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل کسی درهم شکستن: دل کسی درهم شکستن ؛ وی را آزرده خاط ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به هم اندرشکستن: به هم اندرشکستن ؛ دوتو کردن. بهم فر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن حدت چیزی: شکستن حدت چیزی ؛ بی تأثیر کردن آن. ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن خصم: شکستن سپاه ( لشکر، دشمن ، خصم ) ( س ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن بیع: شکستن بیع ؛ فسخ بیع. ( یادداشت مؤل ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن امانت: شکستن امانت ، امانت شکستن ؛ زایل شد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سر و دست شکستن برای چیزی: سر و دست شکستن برای چیزی ؛ سخت مرغو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن حرارت: شکستن حرارت ؛ دفع کردن گرما. ( فرهن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به هم اندر شکستن: به هم اندرشکستن ؛ دوتو کردن. بهم فر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اندر شکستن: اندرشکستن ؛ در بیت زیر از فردوسی ظا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن بیعت: - شکستن بیعت ؛ نقض آن. فسخ آن. عدم ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن امید در دل: شکستن امید در دل ؛ قطع امید کردن. ن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به هم برشکستن: به هم برشکستن ؛ بر هم زدن. بر هم کو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
برشکستن مجلس: برشکستن مجلس ؛ کنایه از برهم خوردن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن خمار: - شکستن خمار ؛ دفع کردن خمار بوسیله ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن تخمه: شکستن تخمه ، تخمه شکستن ؛ بیرون کرد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به هم برشکستن زلف: - به هم برشکستن زلف ؛ فراهم آوردن. ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
برشکستن: برشکستن ؛ خرد کردن. شکستن. ( یادداش ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن پرهیز: شکستن پرهیز، پرهیز شکستن ؛ نقض و اب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن تب: شکستن تب ، تب شکستن ؛ بریده شدن آن. ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
برشکستن زلف: برشکستن زلف ؛ بسوی بالا شکستن آن. ش ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر هم شکستن: بر هم شکستن ؛درهم شکستن. بردریدن. خ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن چشم کسی را: شکستن چشم کسی را ؛ فروخواباندن چشم ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن عطش: شکستن عطش ( تشنگی ) ؛ نشاندن تشنگی. ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن چیزی را بر سر کسی: شکستن چیزی را بر سر کسی ؛ زدن بر سر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بهم در شکستن: بهم درشکستن ؛ داخل هم گردیدن. در هم ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن ارزو: شکستن ( درشکستن ) آرزو ؛ برآورده شد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بازار کسی را شکستن: بازار کسی ( چیزی ) را شکستن ، شکستن ...
١٠ ماه پیش