نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
same: واژه ی انگلیسی same با واژه ی فارسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
سیب: سیب عاشقان : نوعی سیب است که نیمی ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
قبضه: لغت قبض یا گبز همریشه با واژه gava ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
بالین: بالین: در پهلوی بالن bālēn بوده است ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
سیاه داران: این واژه به کرار در تاریخ بیهقی آمد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
شکار: شکار : لغت شکار در اصل به معنای در ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
رفتگان: رفتگان : فراریان ، آنانکه ترک وطن ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
فغستان: فغستان: دکتر کزازی در مورد واژه ی " ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زین پلنگ: زین پلنگ: دکتر کزازی در مورد واژه ی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
street: street: واژه ی street با واژه ی صرا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
تیغ: تیغ در کسی در آوردن : او را کشتن و ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
کمان: کمان : تحریف خمان است ، خم به معنای ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
پدر: پدر: دکتر کزازی در مورد واژه ی "پدر ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
خشم: خشم: در پهلوی خِشم xēšm بوده است. ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
تیغ: تیغ انداختن: نور افکندن مه که بشب ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
لیمیت: لیمیت ( Limit ) :[ اصطلاح توییتر]وق ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
بخت: بخت : دکتر کزازی در مورد واژه ی بخت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
اه سرد از دل کشیدن: آه سرد از دل کشیدن: بی اندازه حسرت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
طبل: دکتر کزازی اعتقاد دارد واژه ی طبل ر ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
سنگ: سنگ : مرا خواست کآرد به کاری بچنگ د ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
عمل داری: عمل داری ؛ تکفل شغل دیوانی. رجوع به ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
عمل فرمودن: عمل فرمودن ؛ مأموریت دادن. حکومت د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به عمل برامدن: به عمل برآمدن ؛ انجام گرفتن. اجرا ش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به عمل درامدن: ه عمل درآمدن ؛ به استعمال درآمدن. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
عمل معمول: عمل معمول ؛ معامله پیشین. ( ناظم ال ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
عمل ید: عمل ید ؛ صنعت و هر کاری که با دست ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
علم و عمل: علم و عمل ؛ دانش و به کار بردن آن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از عمل افتادن: از عمل افتادن ؛ کنار رفتن از شغل دی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از عمل فروماندن: از عمل فروماندن ؛ از کار عاجز شدن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
عمل دادن: عمل دادن ؛ حکومت دادن. مأموریت داد ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
اسعد الله ایامکم: اسعدالله ایامکم: :[ اصطلاح آخوندی]خ ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چیزی در وقت پیدا کرده: چیزی در وقت پیدا کرده ؛ وظیفه. ( لغ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست از چیز کسان کوته کردن: دست از چیز کسان کوته کردن ؛ به مال ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به چیز برداشتن: به چیز برداشتن ؛به چیزی برداشتن. بح ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به چیز برنداشتن: به چیز برنداشتن ؛ ارزی ننهادن. ارجی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به چیزی نشمردن: به چیزی نگرفتن ؛ قابل توجه ندانستن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کسی را به چیزی نداشتن: کسی را به چیزی نداشتن ؛ قابل اعتنا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چیز گشتن: چیز گشتن ؛ مهم و با ارز و ارجمند و ...
١ سال پیش