نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از دام جستن: از دام جستن ؛ از دام رستن. رها شدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
صید دام: صید دام ؛اسیر شده. گرفتار آمده. اسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بسته دام: بسته دام ؛ گرفتار دام. گرفتار و اسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
کمان: کمان : تحریف خمان است ، خم به معنای ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
روزگار: روزگار: دکتر کزازی در مورد واژه ی ر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
لگ: لگ ( Lag ) : [اصطلاح بازی کامپیوتری ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
داغ چیزی بدل کسی گذاشتن: داغ چیزی بدل کسی گذاشتن ؛ او را در ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درد و داغ: درد و داغ ؛ رنج وغم : همی بودیک ماه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل بداغ داشتن: دل بداغ داشتن ؛ غمین بودن : مدار از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گرم کردن داغ: گرم کردن داغ ؛ تازه کردن درد. بیاد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دافع الحراره: دافعالحرارة ؛ دوردارنده گرمی.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دافع النوم: دافع النوم ؛ دورکننده خواب.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دافع تب: دافع تب ، دافع حمی ؛ تب بر.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شیرداغ: با داغ ؛ با درد. بدرد : چو جاماسب ز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
با داغ کسی زادن: با داغ کسی زادن ؛ از آغاز داغ او را ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بداغ بندگی: بداغ بندگی ؛ با نشان بندگی : بداغ ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
داغ از سرین شستن: داغ از سرین شستن ؛ کار بیهوده کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
داغ از دل ستاندن: داغ از دل ستاندن ؛ دفع غم و اندوه ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
داغ بدل برافکندن: داغ بدل برافکندن ؛ در دل غمی داشتن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
داغ بر جان کسی نهادن: داغ بر جان کسی نهادن ؛ او را در اند ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گرم داغ: گرم داغ ؛ که تأثیر سوختگی داغ هنوز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
داعی حق را اجابت کردن: داعی حق را اجابت کردن ؛ مردن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نقره داغ کردن کسی را: نقره داغ کردن کسی را ؛ جریمه نقدی س ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
داعی الفلاح: داعی الفلاح ؛ مؤذن.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
داغ و دود: داغ و دود ؛ آتش و دود : جهان تا جها ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از داغ رخ اراستن: از داغ رخ آراستن ؛ نشان داغ بر چهره ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
فتیله بر داغ گذاشتن: فتیله بر داغ گذاشتن و بر داغ نهادن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
باداغ: باداغ ؛ داغدار : درافکند در گوش گور ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
با داغ کسی: با داغ کسی ؛ با نقش و نشان نام آن ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
داغ برران: داغ برران ؛ دارای اثر و نشان داغ بر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر دار زدن: بر دار زدن ؛ بر دار کردن. بر دار کش ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
داغ بررخ: داغ بررخ ؛ داغ برروی.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
داغ بر سرین داشتن: داغ بر سرین داشتن ؛ دارای نقش داغ ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
داغ بسرین بودن: داغ بسرین بودن ؛ نشان بندگی داشتن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر دار کشیدن: بر دار کشیدن ؛ بر دار کردن. بدار زد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
داغ بسرین داشتن: داغ بسرین داشتن ؛ بنده بودن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
داغ خادمی بر روی: داغ خادمی بر روی ؛داغ بندگی بر چهره ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بداشتن: بداشتن ؛ ایستانیدن در جائی. نصب کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
داغ ناامیدی: داغ ناامیدی ؛ نشان یأس. علامت حرما ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل بدخمه داغ کردن: دل بدخمه داغ کردن ؛ مردن. نابود شدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
اشکار: آشکار دکتر کزازی در مورد واژه ی آشک ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
علیق دادن: علیق دادن ؛ خوراک دادن ستور را.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ناهار دادن: ناهار دادن ؛ ناهار خوراندن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
غلت دادن چیزی را: غلت دادن چیزی را ؛ غلطانیدن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نم پس دادن: نم پس دادن ؛ تراوش کردن و تراویدن ر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کام دادن کسی را: کام دادن کسی را ؛ برآوردن کام او.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کسره دادن: کسره دادن ؛ زیر دادن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کش دادن شاه شطرنج را: کِش دادن شاه شطرنج را ؛ با یکی از م ...
١ سال پیش