نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
هوای ملایم: - هوای ملایم ؛ هوایی نه گرم و نه سر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بی ملام: بی ملام ؛ بدون نکوهش. بدون سرزنش. آ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
با ملایمت: باملایمت ؛ بانرمی و باآهستگی و با د ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملایمت کردن: ملایمت کردن ؛ انسانیت و مردمی کردن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر ملا افتادن: بر ملا افتادن ؛ آشکارا شدن. علنی شد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در ملا: در ملا ؛ به آشکارا. آشکارا. علنی : ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملا رفتن: ملا رفتن ؛ مکتب رفتن و سبق خواندن. ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملبس به فلان لباس گردیدن: ملبس به فلان لباس گردیدن ؛ فلان لبا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ملبس شدن: ملبس شدن ؛ پوشیدن. در بر کردن. ( یا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملایم طبع بودن: - ملایم طبع بودن یا نبودن ؛ با طبع ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اب ملایم: آب ملایم ؛ آب نیم گرم. آبی که نه سر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملایم طبع نبودن: - ملایم طبع بودن یا نبودن ؛ با طبع ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اتش ملایم: آتش ملایم ؛ نار لینه. نار رقیقه. ( ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ملایم شدن: ملایم شدن ؛ نرم خو شدن. خوشخو شدن. ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
توتون ملایم: توتون ملایم ؛ مقابل توتون تند. ( یا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بادشکن: بادشکن ؛کاسرالریاح. ( ناظم الاطباء ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سرشکن کردن: سرشکن کردن ؛ خرجی یا زیانی را سرانه ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
طاقت شکن: طاقت شکن ؛ بی طاقت کننده. عاجزنماین ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گردن شکن: گردن شکن ؛ شکننده گردن : ز پولاد تر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پیوند شکمی: پیوند شکمی ؛ قسمی پیوند درخت که در ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سطح شکمی: سطح شکمی ؛ آن بخش از بدن که جانور ب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکلش را به در خلا بکشند افتابه رم میکند: شکلش را به درِ خلا بکشند آفتابه رم ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکلک به کسی ساختن: شکلک به کسی ساختن ؛ به کسی بازخمانی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکلک ساختن: - شکلک ساختن ؛ ورچیدن و کج کردن روی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکلک کردن: - شکلک کردن ؛ شکلک درآوردن. ( فرهنگ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مثل شکمبه: مثل شکمبه ؛ پارچه سست بافته شده. ( ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکن اوردن: شکن آوردن ؛ سوز و گداز ایجاد کردن : ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکن جامه: شکن جامه ؛ تای جامه. ( ناظم الاطباء ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکن کام: - شکن کام ؛ چین های سقف دهان. ( ناظ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پرشکن: پرشکن ؛ پر از جعد و شکنج. سخت مجعد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلف پرشکن: زلف پرشکن ؛ گیسوی پرچین و سخت مجعد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شکن برشکن: شکن بر شکن ؛ پرشکن. که شکن بسیار دا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکن اب: شکن آب ؛ موجهای خفیف. چین روی آب از ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکن افکندن: شکن افکندن ؛ چین انداختن. موجهای کو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکن گرفتن: شکن گرفتن ؛ موج آوردن. موج برداشتن. ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکن امدن از کسی بر کسی: شکن آمدن از کسی یا چیزی بر کسی ؛ شک ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکن امدن از چیزی بر کسی: شکن آمدن از کسی یا چیزی بر کسی ؛ شک ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکن امدن بر کسی: شکن آمدن بر کسی ؛ شکست یافتن. شکسته ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکن درامدن بر کسی: شکن درآمدن بر کسی ؛ شکست وارد شدن ب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکن دیدن: شکن دیدن ؛ شکست دیدن. شکست یافتن : ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته نامی: شکسته نامی ؛ بدنامی. رسوایی : در اه ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته کسی: شکسته کسی ؛ ارادتمند و فروتن و متوا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قیمت چیزی شکسته شدن: قیمت چیزی شکسته شدن ؛ ارزان و کم ار ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکل بدیهی الانتاج: شکل بدیهی الانتاج ؛ آن است که حد او ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته قامت: شکسته قامت ؛ که قدش دوتا شده باشد : ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکل طبیعی: شکل طبیعی ؛ اشکال اجسام که بر حسب ط ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
کار شکسته: کار شکسته ؛ کار بی رونق و خراب. ( ا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته گونه: شکسته گونه ؛ پریشان حال. پریشان گون ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکل قسری: شکل قسری ؛ شکل طبیعی. ( فرهنگ علوم ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گلزار شکسته: گلزار شکسته ؛ گلزار بی رونق و خراب. ...
١٠ ماه پیش