نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ قلمی: دماغ قلمی ؛اَنْقی ̍. باریک بینی. مق ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ ارایش دادن: دماغ آرایش دادن ؛ دماغ رسیدن. سرخوش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ خشک: دماغ خشک ؛ مغزی که ازنیروی اندیشه و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمادم کردن: دمادم کردن ؛ پی در پی هم کردن. به ه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ رساندن: دماغ رساندن ؛ مست و سرخوش شدن. ( آن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمادم کسی رفتن: دمادم کسی رفتن ؛ درست در پی رفتن. ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ رسیدن: دماغ رسیدن ؛ سرخوش شدن و شکفته کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
صرصردمار: صرصردمار ؛ مرگبار همچون باد هلاک : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ ساز بودن: دماغ ساز بودن ؛ دماغ چاق بودن و رسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کیوان دمار: کیوان دمار ؛ مرگبار و هلاک آور چون ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ شستن: دماغ شستن ؛ پاک کردن دماغ از وساوس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمار از جان کسی براوردن: دمار از جان ( نهاد، هستی ، دماغ ، م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمار ازدل خود براوردن: دمار ازدل خود برآوردن ؛ خود را در م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمادم امدن کسی: دمادم آمدن کسی ( سپاهی ، گروهی ) ؛ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ بیهوده پختن: دماغ بیهوده ( بیهده ) پختن ؛ کنایه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بددماغ بودن: بددماغ بودن ؛ بدحال بودن. نشاط و شا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نهنگ دمان: نهنگ دمان ؛ نهنگ خشمگین و مهیب و خر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ فروختن: دماغ فروختن ؛ دماغ کردن. نخوت و غرو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمادم چیزی روان گشتن: دمادم چیزی روان گشتن ؛ با فاصله کم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بی دماغ بودن: بی دماغ بودن ؛ افسرده و ملول بودن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ کردن: دماغ کردن ؛ دماغ فروختن. نخوت و غرو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
هزبر دمان: هزبر دمان ؛ شیر غران و خشمگین : دری ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ پختن: دماغ پختن ؛ دماغ سوختن. کنایه است ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمادم رسیدن سپاهی: دمادم رسیدن سپاهی ( عده ای ) ؛ به د ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خوش دماغ: خوش دماغ ؛ خوش مشرب. مجلس آرا. بذله ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمادم فرستادن: دمادم فرستادن ؛ پی درپی فرستادن. به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ تر: دماغ تر ؛ دماغ چاق ، و با لفظ دادن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ بالا بردن: دماغ بالا بردن ؛ دماغ بالا رفتن. در ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در دماغ داشتن: در دماغ داشتن ؛ در دماغ آمدن. نخوت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ باخته: دماغ باخته ؛ دماغ آشفته. ( آنندراج ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ گرفتن از چیزی: دماغ گرفتن از چیزی ؛ دماغ دزدیدن از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در دماغ امدن: در دماغ آمدن ؛ دماغ بالا بردن. نخوت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رطل دمادم: رطل ( جام ، شراب ) دمادم ؛ جام شراب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ چاقی کردن: دماغ چاقی کردن ؛ احوالپرسی کردن. پر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از دماغ افتاده بودن: از دماغ ( از دل و دماغ ) افتاده بود ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ بالا رفتن: دماغ بالا رفتن ؛ دماغ بالابردن. کنا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمان امدن: دمان آمدن ؛ تند آمدن. سریع آمدن. شت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ به جوش برامدن: دماغ به جوش برآمدن ؛ سخت به هیجان آ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمان تاختن: دمان تاختن ؛ تند راندن اسب. بسرعت ر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مار دمان: مار دمان ؛ مار خشمگین و قوی : به حک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ نرم کردن: دماغ نرم کردن ؛ به وجدو حال درآوردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
توختن: توختن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
عزیز: عزیز از نظر معنی لغت به کسی گفته می ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پر باد و دم: پر باد و دم ؛ پر از فریب و خدعه : م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دلیل فقاهی: دلیل فقاهی ؛ ( اصطلاح اصول ) حکم وا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در دم شدن: در دم شدن ؛ در پی آمدن. ( یادداشت م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم عیسوی: دم عیسوی ؛ نفسی چون نفس حضرت مسیح. ...
١ سال پیش