نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زبان را بچیزی یا بر چیزی راندن: زبان را بچیزی یا بر چیزی راندن ؛ آن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اشک راندن: اشک راندن ؛ اشک ریختن. سرشک جاری کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
برون راندن: برون راندن ؛ بیرون بردن. حرکت دادن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
کشتی ران: کشتی ران ؛ راننده کشتی. ناخدا.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سلطانی راندن: سلطانی راندن ؛ ادامه دادن سلطنت. گذ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سحر حلال راندن: سحر حلال راندن ؛ کنایه از جادوگری د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حیض راندن: حیض راندن ، بول و حیض راندن ؛ جاری ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سلطنت راندن: سلطنت راندن ؛ سلطنت کردن. پادشاهی ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیل راندن: پیل راندن ؛ سوق دادن پیل. سیر دادن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گاوران: گاوران ؛ راننده گاو. که گاو را بران ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خون راندن: خون راندن ؛ جاری ساختن خون. خون روا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راندن سنگ از کوه: راندن سنگ از کوه ؛ غلطاندن آن از کو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شادی راندن: شادی راندن ؛ شادی کردن. خوشحالی کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکر راندن: شکر راندن ؛ سپاس گفتن. ثنا گفتن : چ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رمه راندن: رمه راندن ؛ آهسته آهسته رمه را پیش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راندن اب جویی بجایی یا جویی دیگر: راندن آب جویی بجایی یا جویی دیگر ؛ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاهی راندن: شاهی راندن ؛ پادشاهی کردن. سلطنت را ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شنیده پیش کسی راندن: شنیده پیش کسی راندن ؛ بیان مسموع : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سپاه راندن: سپاه راندن ؛ لشکر کشیدن. سپاه بردن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راندن اب اندر جوی: راندن آب اندر جوی ؛ آب افکندن در آن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قصه راندن: قصه راندن ؛ داستان گفتن. قصه گفتن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رود خون راندن: رود خون راندن ؛ آن مایه کشتار کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سپه راندن: سپه راندن ؛ سپاه راندن. سوق دادن سپ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کلام راندن: کلام راندن ؛ سخن گفتن. تکلم کردن. ح ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شهوت راندن: - شهوت راندن ؛ شهوترانی کردن. رجوع ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ستور راندن: ستور راندن ؛ راندن چارپایان. برفتن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گفتنی پیش کسی راندن: گفتنی پیش کسی راندن ؛ بیان سخنهای د ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
عیش راندن: عیش راندن ؛ عشرت رانی کردن. هوسرانی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سرشک راندن: سرشک راندن ؛ اشک ریختن. اشک جاری کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جواب راندن: جواب راندن ؛ جواب دادن. پاسخ گفتن : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راندن و براندن شکم: راندن و براندن شکم ؛ اسهال. ( یاددا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حشمت راندن: حشمت راندن ؛ نشان دادن شکوه و قدرت. ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اب ران: آب ران ؛ روانه کننده آب. جاری سازند ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رانده کردن: رانده کردن ؛ مطرود کردن. مطرود ساخت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راکع بخدا: - راکع بخدا ؛ کسی که توکل و اعتماد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حرف راندن: حرف راندن ؛ سخن گفتن. گفتن. حرف زدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خوش خوش راندن: - خوش خوش راندن ؛ آهسته آهسته حرکت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شکم راندن: شکم راندن ؛ اسهال. اطلاق شکم. اسهال ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ارابه ران: ارابه ران ؛ که ارابه را براند. که ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رانده گردانیدن: رانده گردانیدن ؛مطرود ساختن. اخراج ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو اسبه راندن: دو اسبه راندن ؛ بتندی رفتن. شتافتن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ذم راندن: ذم راندن ؛ سرزنش کردن. بد گفتن. نکو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اندیشه راندن: اندیشه راندن ؛ بکار انداختن فکر. بج ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سیل ران: سیل ران ؛ کنایه از چشم گریان و اشکر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خوب و زشت راندن: خوب و زشت راندن ؛ انجام دادن کارهای ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اب از دیده راندن: آب از دیده راندن ؛ کنایه از گریه کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راز راندن: راز راندن ؛ راز گفتن. بیان راز کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چهار نعله راندن: چهار نعله راندن ؛ بشتاب و سرعت دوان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راندن از جایی: راندن از جایی ؛ از آنجا بتندی آمدن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دیوان راندن: دیوان راندن ؛ اجرای عدالت کردن. حکم ...
١ سال پیش