نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رسیدن دست کسی به کسی: رسیدن دست کسی به کسی ؛ دسترسی پیدا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به طاقت رسیدن: به طاقت رسیدن ؛ تمام شدن تاب و طاقت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
علی رزم: علی رزم ؛ که مثل حضرت علی رزم کند. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رسیدن به حق خود: رسیدن به حق خود ؛ نائل آمدن. ( یادد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زمان رسیدن کسی را: زمان رسیدن کسی را ؛ گاه مرگ او فرار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ازرق رز: ازرق رز ؛ کبودرنگ : پر ازمیوه و سای ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اهل الرس: اهل الرس ؛ اصحاب رس. قوم یا اهل رس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به مراد رسیدن: به کام ( آرزو، مراد، مقصود ) رسیدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دبیران رسالت: دبیران رسالت ؛ منشیانی که زیر نظر ص ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به مقصود رسیدن: به کام ( آرزو، مراد، مقصود ) رسیدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
صاحبدیوان رسالت: صاحب دیوان رسالت ؛ آنکه متصدی و رئی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رسیدن مشق چیزی: - رسیدن مشق چیزی ؛به کمال رسیدن به ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ام رساله: اُم رسالة ؛ کرکس . رَخَمة، و آن به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رسیدن اب چشم اب اورده: رسیدن آب چشم آب آورده ؛ وقت قدح و م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رخشنده اجزا: رخشنده اجزا ؛ که اجزای رخشان داشته ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رخشنده چهر: رخشنده چهر ؛ دارای چهره درخشان. دار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رخص و رفاه: رخص و رفاه ؛ ارزانی و آسایش و راحت. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رخنه بهم امدن: رخنه بهم آمدن ؛ بسته شدن سوراخ. بهم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رخنه شمشیر: رخنه شمشیر ؛ زخم شمشیر. بریدگی که ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حروف رخوه: حروف رخوة ؛ سیزده حرف است بدین تفصی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رد کردن سائل: رد کردن سائل ؛ محروم بازگردانیدن او ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رد و قبول: رد و قبول ؛ نپذیرفتن و پذیرفتن. رد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رد چیزی: رد چیزی ؛ بازپس دادن آن : باﷲ ار مر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به سمع کسی رسیدن: به سمع کسی رسیدن ؛ شنیدن او. به گوش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رد جواب به کسی: رد جواب به کسی ؛ فرستادن آن. بازگرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به جان رسیدن: به جان رسیدن ، به جان رسیدن کارد ؛ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رد سلام: رد سلام ؛ جواب سلام. ( ناظم الاطباء ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رد و قدح: رد و قدح ؛ مباحثه و مناقشه و منازعه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به شهادت رسیدن: به شهادت رسیدن ؛ شهید شدن. کشته شدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رد و بد گفتن: رد و بد گفتن ؛ بد و بیراه گفتن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به عرض رسیدن: به عرض رسیدن ؛ گفته شدن. اظهار شدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ردیف دومعنی: ردیف دومعنی ؛ در اصطلاح شعر آن است ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پری رخسارگی: پری رخسارگی ؛ پریرویی. زیبارویی. زی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ردیف متجانس: ردیف متجانس ؛ در عرف شعرا دو معنی د ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ترک رخساره: ترک رخساره ؛ زیباروی. ترک روی. زیبا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ردیف محجوب: ردیف محجوب ؛ در عرف شاعران لفظی است ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رخش شدن: رخش شدن ؛ رنگین گشتن. سرخ شدن. گلگو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ثوب رذل: ثوب رذل و رذیل ؛ جامه ریمناک و چرکی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رخش برانگیختن: رخش برانگیختن ؛ اسب به جولان آوردن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ثوب رذیل: ثوب رذل و رذیل ؛ جامه ریمناک و چرکی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رخش بهار: رخش بهار ؛ نسیم بهار یا ابر بهار. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اتش رز: آتش رز ؛ شراب. ( یادداشت مؤلف ) . ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رخش بیجاده نعل: رخش بیجاده نعل ؛ مراد از گلبن. ( آن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تاک رز: تاک رز ؛ شاخه درخت انگور : از آن آب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رخش تکاور: رخش تکاور ؛ اسب تندرو. اسب تیزرو : ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خون رز: خون رز ؛ شراب. می. ( یادداشت مؤلف ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رخش درافکندن: رخش درافکندن یا فکندن ؛ به جولان آو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رز ارمانوش: رز ارمانوش ؛ ناصرخسرو گوید: از آنجا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رخش افکندن: رخش درافکندن یا فکندن ؛ به جولان آو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رخش روان کردن: رخش روان کردن ؛ اسب دواندن به جایی. ...
١ سال پیش