نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پیشکی: پیشکی : [عامیانه، اصطلاح] جلوتر، از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیش کردن در: پیش کردن در : [عامیانه، اصطلاح] بست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیش پیشکی: پیش پیشکی : [عامیانه، اصطلاح] از پی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیش پای کسی: پیش پای کسی : [عامیانه، اصطلاح] لحظ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیسی سر کسی در اوردن: پیسی سر کسی در آوردن : [عامیانه، اص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیزی کاری داشتن: پیزی ِ کاری داشتن ( یا نداشتن ) : [ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پیزه شل: پیزه شُل : [عامیانه، اصطلاح] آن که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیزر در جوال گذاشتن: پیزر در جوال گذاشتن : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پیزر یا پیزی لای پالان کسی گذاشتن: پیزر به پالان کسی گذاشتن : [عامیانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پیر کفتار: پیر ِ کفتار : [عامیانه، اصطلاح] زن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیر کردن کسی را: پیر کردن کسی را : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیر شوی: پیر شَوی : [عامیانه، اصطلاح] عمرت د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پیر بی خواب: پیر بی خواب : [عامیانه، اصطلاح] کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیراهن بیش تر پاره کردن: پیراهن بیش تر پاره کردن : [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیداش کردن: پیداش کردن : [عامیانه، اصطلاح] کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیدایش شدن: پیداش شدن : [عامیانه، اصطلاح] نگا. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیچیدن نسخه: پیچیدن نسخه : [عامیانه، اصطلاح] آما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیچیدن به پر و پای کسی: پیچیدن به پر و پای کسی : [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیچ و مهره ی کاری در دست کسی بودن: پیچ و مهره ی کاری در دست کسی بودن : ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پیچ و خم خوردن: پیچ و خم خوردن : [عامیانه، اصطلاح] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیچاندن کسی: پیچاندن کسی : [عامیانه، کنایه ] کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیچ افتادن در کار: پیچ افتادن در کار : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پی جوری کردن: پی جوری کردن : [عامیانه، اصطلاح] پی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پی جور شدن: پی جور شدن : [عامیانه، اصطلاح] دنبا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پیت پیت کردن: پیت پیت کردن : [عامیانه، اصطلاح] پچ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پی پیش: پی پیش : [عامیانه، اصطلاح] کسی که ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پیاله فروش: پیاله فروش : [عامیانه، اصطلاح] میخا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیاز کسی کونه کردن: پیاز کسی کونه کردن : [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیاز خرد نکردن به ریش کسی: پیاز خرد نکردن به ریش کسی : [عامیان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیاده شو با هم بریم: پیاده شو با هم بریم : [عامیانه، اصط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پی اتش امدن: پی آتش آمدن : [عامیانه، کنایه] زیاد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پهن شدن افتاب: پهن شدن آفتاب : [عامیانه، اصطلاح] ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
افتاب پهن: پهن شدن آفتاب : [عامیانه، اصطلاح] ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پهن پا زدن: پِهِن پا زدن : [عامیانه، کنایه] بیک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پهن بار کسی کردن: پِهِن بار کسی کردن : [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پهن اباد: پَهن آباد : [عامیانه، اصطلاح] پول ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پهلو فنگ نگاه داشتن: پهلو فنگ نگاه داشتن : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پول و پله: پول و پله : [عامیانه، اصطلاح] پول .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پولکی بودن: پولکی بودن : [عامیانه، اصطلاح] عادت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پول سر راهی: پول سر راهی : [عامیانه، اصطلاح] پول ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پول چایی: پول چایی : [عامیانه، اصطلاح] انعام، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پول چای دادن: پول چای دادن : [عامیانه، اصطلاح] ان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پول پارو کردن: پول پارو کردن : [عامیانه، کنایه ] ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پول بالای چیزی دادن: پول بالای چیزی دادن : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پوست هندوانه زیر پای کسی گذاشتن: پوست هندوانه زیر پای کسی گذاشتن : [ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پوست و استخوان شدن: پوست و استخوان شدن : [عامیانه، اصطل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پوست کلفتی کردن: پوست کلفتی کردن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پوست کسی را پر از کاه کردن: پوست کسی را پر از کاه کردن : [عامیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پوست سگ به روی خود کشیدن: پوست سگ به روی خود کشیدن : [عامیانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پوست خربزه زیر پای کسی انداختن: پوست خربزه زیر پای کسی انداختن : [ع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پوست پلنگ پوشیدن: پوست پلنگ پوشیدن : [عامیانه، اصطلاح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پوست از سر کسی کندن: پوست از سر کسی کندن : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پوزه ی کسی را به خاک مالیدن: پوزه ی کسی را به خاک مالیدن : [عامی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پنجه کش: پنجه کش : [عامیانه، اصطلاح] نوعی نا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پنجه ی ابوالفضل: پنجه ی ابوالفضل : [عامیانه، اصطلاح] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پنجول زدن: پنجول زدن : [عامیانه، اصطلاح] با نا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پنج زاری: پنج زاری : [عامیانه، اصطلاح] سکه ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پنبه ی کسی را زدن: پنبه ی کسی را زدن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پنبه توی گوش کردن: پنبه توی گوش کردن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پنبه از گوش در اوردن: پنبه از گوش در آوردن : [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پله خوردن: پله خوردن : [عامیانه، اصطلاح] دارای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پل کسی ان سر اب بودن: پل کسی آن سر آب بودن : [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پلک روی هم نگذاشتن: پلک روی هم نگذاشتن : [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پلغ زده: پُلُغ زده : [عامیانه، اصطلاح] ورقلم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پل زدن در کار کسی: پل زدن در کار کسی : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پل خربگیری: پل خر بگیری : [عامیانه، اصطلاح] محل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پلیتیک زدن: پلیتیک زدن : [عامیانه، اصطلاح] سیاس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پل ان سوی رود بودن: پل آن سوی رود بودن : [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پلاس شدن: پلاس شدن : [عامیانه، اصطلاح] مدت زی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پا برهنه وسط حرف کسی دویدن: پا برهنه وسط حرف کسی دویدن: [عامیان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پابریده بودن: پا بریده بودن: [عامیانه، اصطلاح] تر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پا بند شدن: پابند شدن: [عامیانه، کنایه ] دلبستگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پاپی بودن: پاپی بودن : [عامیانه، اصطلاح] دنبال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پا پیچ کسی شدن: پا پیچ کسی شدن: [عامیانه، کنایه ] ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پاپی شدن کسی به کسی: پاپی شدن کسی به کسی: [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پا را توی یک کفش کردن: پا را توی یک کفش کردن : [عامیانه، ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پارسنگ برداشتن عقل کسی: پارسنگ برداشتن عقل کسی : [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پا سوخته ی کسی شدن: پا سوخته ی کسی شدن : [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پاسور زدن: پاسور زدن : [عامیانه، اصطلاح] پاسور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پاشنه ی خانه ی کسی را در اوردن: پاشنه ی خانه ی کسی را در آوردن : [ع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پاشنه در: پاشنه ی در : [عامیانه، کنایه ] چارچ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پاشنه ی دهان را کشیدن: پاشنه ی دهان را کشیدن : [عامیانه، ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پاشنه ی کسی را کشیدن: پاشنه ی کسی را کشیدن : [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پاشنه ی کفش ور کشیدن: پاشنه ی کفش ور کشیدن : [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پاشنه کوتاه: پاشنه کوتاه : [عامیانه، اصطلاح] کفش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پاشنه نخواب: پاشنه نخواب : [عامیانه، اصطلاح] کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پاگیر کسی شدن: پاگیر کسی شدن : [عامیانه، کنایه ] ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پالان افتاب گذاشتن: پالان آفتاب گذاشتن : [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پالان خر: پالان خر : [عامیانه، اصطلاح] دجال ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پالان خروس: پالان خروس : [عامیانه، کنایه ] پاکد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پالان کردن کسی: پالان کردن کسی : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پالان کسی را لوخ کردن: پالان کسی را لوخ کردن : [عامیانه، ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پالان کسی کج بودن: پالان کسی کج بودن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پالان گذاشتن بر کسی: پالان گذاشتن بر کسی : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پا لب گور داشتن: پا لب گور داشتن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پامال شدن: پامال شدن : [عامیانه، اصطلاح] از بی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پا منبری کردن: پا منبری کردن : [عامیانه، اصطلاح] د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پا ندادن: پا ندادن : [عامیانه، اصطلاح] امکانی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پا نوشت: پا نوشت : [عامیانه، کنایه ] زیر نوی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پا واکردن: پا واکردن : [عامیانه، اصطلاح] به را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پای پس: پای پس : [عامیانه، اصطلاح] عوض، تلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پای چوب ایستادن: پای چوب ایستادن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پای چیزی را جور کردن: پای چیزی را جور کردن : [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پای خود را جای پای دیگری گذاشتن: پای خود را جای پای دیگری گذاشتن : [ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پا روی خر کسی گذاشتن: پا روی خِر کسی گذاشتن : [عامیانه، ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پای کسی بازشدن: پای کسی بازشدن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پای کسی به سنگ امدن: پای کسی به سنگ آمدن : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پای کسی حساب کردن: پای کسی حساب کردن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پای کسی را گرفتن: پای کسی را گرفتن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پای کسی لنگیدن: پای کسی لنگیدن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پای کسی جایی بند نبودن: پای کسی جایی بند نبودن : [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پای کلاغ خط: پای کلاغ خط : [عامیانه، اصطلاح] بد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پای نقل کسی نشستن: پای نقل کسی نشستن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پایه دار: پایه دار : [عامیانه، اصطلاح] هر چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پایین تنه: پایین تنه : [عامیانه، کنایه ] از کم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پایین ریختن دل: پایین ریختن دل : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پایین نرفتن چیزی از گلو: پایین نرفتن چیزی از گلو : [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پپه بی عرضه: پَپِه بی عرضه : [عامیانه، اصطلاح] ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پت و پاره: پت و پاره : [عامیانه، اصطلاح] ژنده، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پت و پهن: پت و پهن : [عامیانه، اصطلاح] دارای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پته کسی را روی اب انداختن: پته ی کسی را روی آب انداختن : [عامی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پته ی کسی روی اب افتادن: پته ی کسی روی آب افتادن : [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پخ پخ کردن: پِخ پِخ کردن : [عامیانه، کنایه ] سر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پختن کسی: پختن کسی : [عامیانه، اصطلاح] کسی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پخ خوردن: پَخ خوردن : [عامیانه، اصطلاح] تیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پخ دار: پَخ دار : [عامیانه، اصطلاح] چیزی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پخی بودن: پُخی بودن : [عامیانه، اصطلاح] کاره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پخی شدن: پُخی شدن : [عامیانه، کنایه ] کاره ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پدر کسی در امدن: پدر کسی در آمدن : [عامیانه، اصطلاح] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پدر کسی پیش چشمش امدن: پدر کسی پیش چشمش آمدن : [عامیانه، ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پدر کسی را در اوردن: پدر کسی را در آوردن : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پر اشتها: پر اشتها : [عامیانه، اصطلاح] کسی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پر بدک: پر بدک : [عامیانه، اصطلاح] خیلی بد.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پر بودن خیک کسی: پر بودن خیک کسی : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پر به پر کسی دادن: پر به پر کسی دادن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پر پر امدن: پِر پِر آمدن : [عامیانه، اصطلاح] به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مکانت: ( مکانت ) به معنای منزلت و آن حالتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ذرء: کلمه ( ذرء ) به معنای ایجاد بر وجه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
املاق: کلمه ( املاق ) به معنای افلاس و ندا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
الزین: کلمه ( الزین ) در زبان عربی در مقاب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ادارکوا: کلمه ( ادارکوا ) در اصل ( تدارکوا ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
غواشی: ( غواشی ) جمع ( غاشیه ) و به معنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
سرین: سَرین در زبان ترکی می شود هوای خُنَ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پرپر زده: پر پر زده : [عامیانه، اصطلاح] ور پر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پرپری: پِر پِری : [عامیانه، اصطلاح] سخت نا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پر پری نشان دادن: پر پری نشان دادن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
پرتابل: پُرتابل : [عامیانه، اصطلاح] قابل حم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پرت افتادن: پرت افتادن : [عامیانه، کنایه ] دور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پرت شدن: پرت شدن : [عامیانه، اصطلاح] دور افت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پرت شدن حواس: پرت شدن حواس : [عامیانه، اصطلاح] از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حواس پرتی: پرت شدن حواس : [عامیانه، اصطلاح] از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پرت کردن حواس: پرت کردن حواس : [عامیانه، اصطلاح] ح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پرت گفتن: پرت گفتن : [عامیانه، اصطلاح] حرف بی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پر توپ: پُر توپ : [عامیانه، اصطلاح] خشمگین.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پر جبرئیل: پَر جبرئیل : [عامیانه، اصطلاح] چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پر دادن: پَر دادن : [عامیانه، اصطلاح] دل و ج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پر دراوردن: پر در آوردن : [عامیانه، اصطلاح] بسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پرز دادن روی اتش: پُرز دادن روی آتش : [عامیانه، اصطلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پر زور بودن سمبه: پر زور بودن سمبه : [عامیانه، اصطلاح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پرس و جو کردن: پرس و جو کردن : [عامیانه، اصطلاح] پ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پر شر و شور: پر شر و شور : [عامیانه، اصطلاح] پر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پر قیچی: پَرِ قیچی : [عامیانه، اصطلاح] پادو، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پر کردن کسی: پر کردن کسی : [عامیانه، اصطلاح] کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پر کسی به پر کسی گرفتن: پر کسی به پر کسی گرفتن : [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پرکوب: پُرکوب : [عامیانه، اصطلاح] حرکت سری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پر گوش: پَرِ گوش : [عامیانه، اصطلاح] پره و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پرنده پر نزدن در جایی: پرنده پر نزدن در جایی : [عامیانه، ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پرنفس: پر نفس : [عامیانه، اصطلاح] پر چانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پر و پا دادن: پر و پا دادن : [عامیانه، اصطلاح] ات ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پر و پاچه کسی را گرفتن: - پر و پاچه ٔکسی را گرفتن ؛ بشدت بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پر و پا داشتن: پر و پا داشتن : [عامیانه، اصطلاح] پ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پر و پخش: پر و پخش : [عامیانه، اصطلاح] پراکند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پرونده سازی: پرونده سازی : [عامیانه، اصطلاح] گرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پریدن خواب از سر کسی: پریدن خواب از سر کسی : [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پس افتاده: پس افتاده : [عامیانه، اصطلاح] بچه ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پس انداختن: پس انداختن : [عامیانه، اصطلاح] جمع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پس بودن: پس بودن : [عامیانه، اصطلاح] عقب افت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پس بودن هوا: پس بودن هوا : [عامیانه، اصطلاح] خرا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پس پس رفتن: پس پس رفتن : [عامیانه، اصطلاح] رو ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پس پناه: پس پناه : [عامیانه، اصطلاح] جای خلو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پستان به اسمان گرفتن: پستان به آسمان گرفتن : [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پستان مادر خود را گاز گرفتن: پستان مادر خود را گاز گرفتن : [عامی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پست خوردن کسی با کسی: پست خوردن کسی با کسی : [عامیانه، اص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پسرخاله ی دسته دیزی: پسرخاله ی دسته دیزی : [عامیانه، اصط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پس دادن درس: پس دادن درس : [عامیانه، اصطلاح] پاس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پس دیدن هوا: پس دیدن هوا : [عامیانه، اصطلاح] اوض ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پس کرایه: پسکرایه : [عامیانه، اصطلاح] بخشی از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پس کسی برامدن: پس کسی برآمدن : [عامیانه، کنایه ] ح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پس کشیدن: پس کشیدن : [عامیانه، اصطلاح] به عقب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پس کله ی کسی زدن: پس کله ی کسی زدن : [عامیانه، اصطلاح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پس کوچه: پس کوچه : [عامیانه، اصطلاح] کوچه ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پس گوش انداختن: پس گوش انداختن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پسله: پسله : [عامیانه، اصطلاح] جای پنهان، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پس هم بر امدن: پس هم بر آمدن : [عامیانه، اصطلاح] ح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پشت اندر پشت: پشت اندر پشت : [عامیانه، اصطلاح] نس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پشت بشقاب کشیدن: پشت بشقاب کشیدن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پشت بندی کردن: پشت بندی کردن : [عامیانه، کنایه ] ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پشت به کوه احد بودن: پشت به کوه اُحد بودن : [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پشت پا: پشت پا : [عامیانه، اصطلاح] فنی از ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیده بر پشت پا داشتن: دیده بر پشت پا داشتن ؛ سر از شرم و ...
٢ سال پیش