نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
عیش رقیق الحواشی: عیش رقیق الحواشی ؛ زندگی فراخ و پرن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقص کچگاه: رقص کچگاه ؛ نوعی از رقص. ( آنندراج ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفعت جوی: رفعت جوی ؛ برتری طلب. افزون طلب. بر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از جای رفته: از جای رفته یا ( رفته ز جای ) ؛ از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقص کچول: رقص کچول ؛ از انواع رقص است و کَچول ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقیق البدن: رقیق البدن ؛ نرم و نازک بدن و ظریف. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقیق اللفظ: - رقیق اللفظ ؛ آنچه از سخن سهل و عذ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفعت قدر: رفعت قدر ؛ بلندپایگی. بلندی مقام و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقص کن: رقص کن ؛ رقص کننده. رقاص. که پایکوب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بخشم رفته: بخشم رفته ؛ خشمگین. خشمناک. غضبناک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفع گردیدن: رفع گردیدن ؛ مرتفع شدن. برطرف شدن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفع گفتگو کردن: رفع گفتگو کردن ؛ قطع نزاع و جدال نم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقص روباه: رقص روباه ؛ کنایه از تجاهل و تغافل ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقص شتر: رقص شتر ؛ حرکاتی که از شتر در حالت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفع نقاب کردن: رفع نقاب کردن ؛ برداشتن پرده و رو ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رقص شکم: رقص شکم ؛ به پیچ و تاب درآوردن و لر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
مایه: مایه دکتر کزازی در مورد واژه ی مای ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
مورچه: مورچه : از مور به معنای حشره گرفته ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
قصر: قصر تنگبار :قصری که راه یافتن به آن ...
١ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به استین خون مژگان رفتن: - به آستین خون مژگان رفتن ؛ پاک کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از خویشتن رفتن: از خودیا از خویشتن رفتن ؛ بیخود شدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از راهی رفتن: با ( از ) راهی رفتن ؛ روش و رفتار خ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رغم یکی را کاری کردن: رغم یکی را کاری کردن ؛ برای مخالفت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جفا یا جور رفتن: جفا یا جور رفتن ؛ واقع شدن آن. ( آن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خانمان کسی رفتن: خانمان کسی رفتن ؛ بر باد دادن آن : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راه رفتن اراستن: راه رفتن آراستن ؛ عازم شدن. حرکت کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جنگ رفتن: جنگ رفتن ؛ درگرفتن جنگ. واقع شدن : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در فکرت فرو رفتن: در فکرت فرورفتن یا بفکرت فرورفتن ؛ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن خانه: رفتن خانه ؛ گردیدن خانه. ( آنندراج ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حال یا حالت رفتن: حال یا حالت رفتن ؛ حال پیش آمدن. وض ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به فکرت فرو رفتن: در فکرت فرورفتن یا بفکرت فرورفتن ؛ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن قضا یا تقدیر: رفتن قضا یا تقدیر ؛ حتم شدن قضا و ق ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گرد فرو رفتن از چیزی: گرد فرورفتن از چیزی ؛ گردگیری کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن ستاره: رفتن ستاره ؛ برجستن. بردویدن شهاب. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن کار برکسی: رفتن کار وشغل برکسی ؛ یا بر دست کسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن ستور: رفتن ستور ؛ حرکت کردن ستور و آن را ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مغز کسی رفتن: مغز کسی رفتن ؛ سخنان بیهوده در نزد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن گرد سر: رفتن گرد سر ؛ گردیدن بر گرد سر. ( آ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن شغل بر کسی: رفتن کار وشغل برکسی ؛ یا بر دست کسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در فکر فرو رفتن: در فکر فرورفتن ؛ فکر کردن. بسیار در ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن کاری: رفتن کاری ، یا کار از کسی رفتن ؛ ان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفته شدن: رفته شدن ؛ رفتن. جاری شدن. انجام گر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قربان صدقه رفتن: قربان صدقه رفتن ؛ در تداول عامّه گف ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن چراغ: رفتن چراغ ؛ کنایه است از خاموش شدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اگهی رفتن: آگهی رفتن ؛ آگهی رسیدن. اطلاع داده ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سست رغبت: سست رغبت ؛ ضعیف میل. که میل و خواهش ...
١ سال پیش