نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چنگول چنگولی: چنگول چنگولی: [عامیانه، اصطلاح] مجع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چنگولک: چنگولک: [عامیانه، اصطلاح] سست و ضعی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چوب اخر را زدن: چوب آخر را زدن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چوب به استین کسی کردن: چوب به آستین کسی کردن: [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چوب به سوراخ زنبور کردن: چوب به سوراخ زنبور کردن : [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چوب به مرده زدن: چوب به مرده زدن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چوب پا: چوب پا : [عامیانه، اصطلاح] دو چوب ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چوب پیش کسی گذاشتن: چوب پیش کسی گذاشتن : [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چوب حراج چیزی را زدن: چوب حراج چیزی را زدن: [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چوب حرفی: چوب حرفی : [عامیانه، کنایه ] چوب کو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چوب در چیزی کردن: چوب در چیزی کردن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چوب دو سر گهی: چوب دو سر گُهی: [عامیانه، اصطلاح] ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چوب دو سر نجس: چوب دو سر نجس: [عامیانه، اصطلاح] نگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چوب را از پهنا پرتاب کردن: چوب را از پهنا پرتاب کردن: [عامیانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چوب زیر دم کردن: چوب زیر دم کردن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چوب سیگار: چوب سیگار : [عامیانه، اصطلاح] نی سی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چوب شدن: چوب شدن : [عامیانه، اصطلاح] ساکت و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چوب علی موجود: چوب علی موجود: [عامیانه، اصطلاح] چو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چوبه ی اعدام: چوبه ی اعدام: [عامیانه، اصطلاح] تیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چوبی رقصیدن: چوبی رقصیدن: [عامیانه، اصطلاح] رقصی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چوچول باز: چوچول باز : [عامیانه، کنایه ] دغل، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چوچوله باز: چوچوله باز : [عامیانه، کنایه ] زنبا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چوروک افتادن: چوروک افتادن: [عامیانه، کنایه ] چین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چوروک خوردن: چوروک خوردن: [عامیانه، اصطلاح] چین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چول شدن: چول شدن: [عامیانه، اصطلاح] بور شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چول کردن: چول کردن: [عامیانه، اصطلاح] شرمنده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چهارابرو: چهار ابرو : [عامیانه، اصطلاح] دارای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چهار پادار: چهار پادار : [عامیانه، اصطلاح] کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چهارتا شدن چشم کسی: چهارتا شدن چشم کسی: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چهارچشم: چهار چشم: [عامیانه، اصطلاح] عینکی، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چهار چشمی پاییدن: چهار چشمی پاییدن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چهار چنگول شدن: چهار چنگول شدن: [عامیانه، کنایه ] خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چهار چنگول ماندن: چهار چنگول ماندن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چهار چوب ملا حیدر: چهار چوب ملا حیدر: [عامیانه، ضرب ال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چهار دیواری اختیاری: چهاردیواری اختیاری: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چهار دیواری کسی نشست کردن: چهار دیواری کسی نشست کردن : [عامیان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چهار صباح: چهار صبا ( چهار صباح ) : [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چهره شدن: چهره شدن : [عامیانه، اصطلاح] مورد ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چه صیغه ای است: چه صیغه ای است ؟ : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چه غلط ها: چه غلط ها ! : [عامیانه، اصطلاح] چه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چه کشکی چه پشمی: چه کشکی چه پشمی ! : [عامیانه، ضرب ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چیدن و واچیدن: چیدن و واچیدن : [عامیانه، اصطلاح] آ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چیز به هم بافتن: چیز به هم بافتن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چیز سرش بشو: چیز سرش بشو : [عامیانه، کنایه ] آدم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چیز فهم: چیزی بار کسی نبودن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چیزی را در کوزه گذاشتن و ابش را خوردن: چیزی را در کوزه گذاشتن و آبش را خور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چیزی شدن: چیزی شدن: [عامیانه، کنایه ] اهمیت و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چیزیش شدن: چیزیش شدن : [عامیانه، کنایه ] رازی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چیلک دان کسی را خالی کردن یا چیلک دان کسی راتکاندن: چیلک دان کسی را خالی کردن یا چیلک د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چیله جمع کردن: چیله جمع کردن : [عامیانه، کنایه ] گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چیلی: چیلی : [عامیانه، اصطلاح] بدبیاری.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چین چینی: چین چینی : [عامیانه، اصطلاح] پر چین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چین چین: چین دادن: [عامیانه، اصطلاح] تابدار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چین و چوروک: چین و چوروک: [عامیانه، اصطلاح] چین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چینه چینه خوردن: چینه چینه خوردن: [عامیانه، اصطلاح] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اخلاد: ( اخلاد ) به معنای ملازمت دائمی است ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
امطار: کلمه امطار به معنای نازل کردن چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حاج بادام: حاج بادام : [عامیانه، اصطلاح] گونه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حاجیت: حاجیت: [عامیانه، اصطلاح] بنده ( در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حاجی حاجی مکه: حاجی حاجی مکه : [عامیانه، اصطلاح] د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حاجی خرناس: حاجی خرناس : [عامیانه، اصطلاح] لولو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حاجی من شریک: حاجی من شریک: [عامیانه، اصطلاح] کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حاشا زدن: حاشا زدن: [عامیانه، اصطلاح] انکار ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حاشیه بندی: حاشیه بندی: [عامیانه، اصطلاح] گل کا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حاضر و غایب کردن: حاضر و غایب کردن: [عامیانه، اصطلاح] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حاضر به یراق: حاضر به یراق : [عامیانه، اصطلاح] حا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حالا حالاها: حالا حالاها : [عامیانه، اصطلاح] مدت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حال اوردن جگر: حال آوردن جگر: [عامیانه، کنایه ] بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حال امدن دل: حال آمدن دل: [عامیانه، کنایه ] بازی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حالا نه و کی: حالا نه و کی : [عامیانه، اصطلاح] از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حال کسی را گرفتن: حال کسی را گرفتن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حال و احوال: حال و احوال: [عامیانه، اصطلاح] وضعی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حال و احوال کردن: حال و احوال کردن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حال و بار: حال و بار : [عامیانه، اصطلاح] وضع ز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حال و حوصله: حال و حوصله نگا. حال و احوال.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حالی به حالی شدن: حالی به حالی شدن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حب جیم را خوردن: حَب جیم را خوردن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حبه را قبه کردن: حَبه را قُبه کردن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حبه کردن: حبه کردن : [عامیانه، اصطلاح] دانه د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حجله بستن: حجله بستن : [عامیانه، کنایه ] به پا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حجله خانه: حجله خانه: [عامیانه، کنایه ] اتاق ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حرام و حرس: حرام و حرس: [عامیانه، اصطلاح] ریخت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حرز جواد: حرز جواد: [عامیانه، اصطلاح] دعایی م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حرز جواد با خود کردن: حرز جواد با خود کردن: [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حرز جواد کسی بودن: حرز جواد کسی بودن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حرص کسی را دراوردن: حرص کسی را درآوردن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حرص گرفتن: حرص گرفتن : [عامیانه، کنایه ] ناراح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حرص و جوش: حرص و جوش: [عامیانه، کنایه ] عصبانی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حرف از دهن کسی قاپیدن: حرف از دهن کسی قاپیدن: [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حرف بری کردن: حرف بَری کردن سخن چینی کردن، خبرچین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حرف به حرف کردن: حرف به حرف کردن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حرف تو حرف اوردن: حرف تو حرف آوردن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حرف توی دهن کسی خشک شدن: حرف توی دهن کسی خشک شدن: [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حرف توی دهن کسی گذاشتن: حرف توی دهن کسی گذاشتن: [عامیانه، ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حرف چند پهلو: حرف چند پهلو : [عامیانه، کنایه ] سخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حرف دراوردن: حرف در آوردن : [عامیانه، کنایه ] شا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حرف دهن خود را نفهمیدن: حرف دهن خود را نفهمیدن : [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حرف روی حرف کسی اوزدن: حرف روی حرف کسی آوزدن: [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حرفشان شدن: حرفشان شدن: [عامیانه، اصطلاح] مشاجر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حرف کسی در رو داشتن: حرف کسی در رو داشتن : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حرف کسی را با شکر بریدن: حرف کسی را با شکر بریدن: [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حرف کسی شدن با کسی: حرف کسی شدن با کسی : [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حرف کشیدن از کسی: حرف کشیدن از کسی: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حرف گوش کن: حرف گوش کن: [عامیانه، کنایه ] حرف ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حرف نشنو: حرف نشنو: [عامیانه، کنایه ] خیره سر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حرف های صد تا یک قاز: حرف های صد تا یک قاز : [عامیانه، کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حرف های گنده تر از دهان: حرف های گنده تر از دهان: [عامیانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حرف پراندن: حرف پراندن: [عامیانه، کنایه ] بدون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حرم خانه: حرم خانه : [عامیانه، کنایه ] درون خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حریم گرفتن: حریم گرفتن: [عامیانه، اصطلاح] از کس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حساب انگشت بالا: حساب انگشت بالا : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حساب بازکردن: حساب باز کردن: [عامیانه، کنایه ] اف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حساب باز کردن برای کاری: حساب باز کردن برای کاری ( یا کسی ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حساب با کسی نداشتن: حساب با کسی نداشتن : [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حساب بالا اوردن: حساب بالا آوردن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حساب بردن: حساب بردن: [عامیانه، کنایه ] پروا د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حساب بی حساب: حساب بی حساب: [عامیانه، اصطلاح] سر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حساب پس گرفتن: حساب پس گرفتن: [عامیانه، کنایه ] به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حساب تراشیدن: حساب تراشیدن: [عامیانه، کنایه ] خرج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حساب حاج هادی زغالی: حساب حاج هادی زغالی: [عامیانه، ضرب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حساب خرده: حساب خرده : [عامیانه، کنایه ] اختلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حساب داشتن: حساب داشتن : [عامیانه، کنایه ] حساب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حساب راسته حسینی: حساب راسته حسینی: [عامیانه، ضرب الم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حساب سر انگشتی: حساب سرانگشتی : [عامیانه، کنایه ] ح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حساب سوخته: حساب سوخته: [عامیانه، کنایه ] بدهی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حساب کار را داشتن: حساب کار را داشتن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حساب کردن روی کسی: حساب کردن روی کسی ( یا چیزی ) : [عا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حساب کسی با کرام الکاتبین بودن: حساب کسی با کرام الکاتبین بودن : [ع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حساب کسی پاک بودن: حساب کسی پاک بودن : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حساب کسی را رسیدن: حساب کسی را رسیدن: [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حساب کشیدن: حساب کشیدن : [عامیانه، کنایه ] حساب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حساب کهنه: حساب کهنه : [عامیانه، کنایه ] نگا. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حساب ماست بندان یزد: حساب ماست بندان یزد: [عامیانه، کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حساب و کتاب: حساب و کتاب: [عامیانه، کنایه ] نگا. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حساب و کتاب از دست کسی خارج شدن: حساب و کتاب از دست کسی خارج شدن: [ع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حسرت به دل: حسرت به دل : [عامیانه، اصطلاح] آن ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حسرت به دل ماندن: حسرت به دل ماندن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حسرت به دلی: حسرت به دلی : [عامیانه، کنایه ] آرز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حسن دله: حسن دله: [عامیانه، اصطلاح] آدم ولگر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حسن سینه: حسن سینه: [عامیانه، اصطلاح] چاک کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حسین قلیخانی: حسینقلی خانی : [عامیانه، اصطلاح] با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حشر و نشر داشتن: حشر و نشر داشتن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حضرت عباسی: حضرت عباسی: [عامیانه، اصطلاح] راست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حضرت فیل: حضرت فیل : [عامیانه، اصطلاح] شخصی م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حق اب و گل: حق آب و گل : [عامیانه، اصطلاح] امتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حق اب و گل داشتن: حق آب و گل داشتن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حق کسی بودن: حق کسی بودن : [عامیانه، کنایه ] سزا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حق کسی را دادن: حق کسی را دادن: [عامیانه، کنایه ] آ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حق کسی را کف دست کسی گذاشتن: حق کسی را کف دست کسی گذاشتن : [عامی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حق گرفتن: حق گرفتن: [عامیانه، کنایه ] نگا. حق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حق بردن: حق بردن: [عامیانه، کنایه ] رشوه برد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حقه به کار بردن: حقه به کار بردن : [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حقه به کار زدن: حقه به کار زدن: [عامیانه، کنایه ] ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حکم حکم نادر و مرگ مفاجا: حکم حکم نادر و مرگ مفاجا : [عامیانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حکه ای: حِکِه ای : [عامیانه، اصطلاح] مردم آ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حکیم باشی را دراز کردن: حکیم باشی را دراز کردن: [عامیانه، ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حکیم جواب کرده: حکیم جواب کرده : [عامیانه، اصطلاح] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حکیم فرموده: حکیم فرموده: [عامیانه، اصطلاح] فرما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حلاجی کردن: حلاجی کردن: [عامیانه، کنایه ] بررسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حلال یابی: حلال یابی: [عامیانه، اصطلاح] طلبیدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حلال بودی: حلال بودی: [عامیانه، اصطلاح] نگا. ح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حلال به زنده ای: حلال به زنده ای: [عامیانه، اصطلاح] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حلال طلبی: حلال طلبی: [عامیانه، اصطلاح] نگا. ح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حلال وار: حلال وار : [عامیانه، اصطلاح] به صور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حلال واری: حلال واری: [عامیانه، اصطلاح] نگا. خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حلال و حرام کردن: حلال و حرام کردن : [عامیانه، اصطلاح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حلوا جوزی: حلوا جوزی : [عامیانه، اصطلاح] آدم س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حلوا حلوا کردن: حلوا حلوا کردن نهایت احترام و حق شن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
حلوا حلوا کردن: حلوا حلوا کردن نهایت احترام و حق شن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حلیله و ملیله: حلیله و ملیله : [عامیانه، اصطلاح] چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حلیم روغن: حلیم روغن: [عامیانه، اصطلاح] هریسه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حمامک مورچه داره: حمامک مورچه داره : [عامیانه، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حمله ای: حمله ای : [عامیانه، اصطلاح] مبتلا ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حنای کسی رنگ نداشتن: حنای کسی رنگ نداشتن اعتبار نداشتن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حواله روی یخ: حواله ی روی یخ: [عامیانه، کنایه ] ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حواله سر خرمن: حواله ی سر خرمن: [عامیانه، کنایه ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حوصله ی سر خاراندن نداشتن: حوصله ی سر خاراندن نداشتن: [عامیانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حوصله ی کسی سر رفتن: حوصله ی کسی سر رفتن : [عامیانه، کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حول و ولا: حول و ولا : [عامیانه، کنایه ] تقلا، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حیا را خوردن و ابرو را قی کردن: حیا را خوردن و آبرو را قی کردن: [عا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حیدری و نعمتی: حیدری و نعمتی : [عامیانه، کنایه ] گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حیوانکی: حیوانکی : [عامیانه، اصطلاح] کلمه ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سلوف: کلمه سلوف به معنای تقدم است ، و سنت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
قصوی: ( قصوی ) که گاهی آن را ( قصیا ) هم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ثقف: در مجمع البیان گفته : کلمه ( ثقف ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تشرید: در مجمع البیان گفته : کلمه ( تشرید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
جنوح: در مجمع البیان می گوید: کلمه ( جنوح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سبی: کلمه ( السبی ) موردش عمومی تر از کل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ثخن: کلمه ( ثخن ) - به کسر اول و فتح دوم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
انسلاخ: کلمه ( انسلاخ ) در اصل از ( سلخ الش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مرصد: ( مرصد ) اسم مکان از ماده ( رصد ) و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سقایت: کلمه ( سقایت ) بر وزن حکایت و جنایت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رحب: کلمه ( رحب ) به معنای وسعت مکان و ض ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سکینت: کلمه ( سکینت ) حالت قلبیی است که مو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مضاهاه: کلمه ( مضاهاه ) به معنای مشابهت و ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
عزیر: کلمه ( عزیر ) همان ( عزرا ) به زبان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
احبار: کلمه ( احبار ) جمع ( حبر ) - به فتح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خارج از محدوده: خارج از محدوده: [عامیانه، اصطلاح] ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خارج از مرکز: خارج از مرکز: [عامیانه، اصطلاح] مزا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خارج رفتن: خارج رفتن: [عامیانه، اصطلاح] بیرون ...
٢ سال پیش