نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
solidarity: اتحاد , هم بستگی – The feeling of ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inoculate: واکسینه کردن – We inoculate childr ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jolt: تکان ( خوردن ) [شدید] ؛ شوک ؛ کمی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
extendable: توسعه پذیر ؛ قابل تمدید – an exten ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
versatile: چندکاره , چند منظوره ؛ همه فن حریف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vulgar: مبتذل , رکیک ؛ سطح پایین , بی کلاس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alight: در حالی که قطار هنوز در حال حرکت اس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین ترجمه

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stick to: پایبند بودن به ؛ ادامه دادن # She ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reek: بوی گند ( دادن ) , بوی تند ( دادن ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shrink: آب رفتن , کوچک شدن , کم شدن ؛ فرار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
shut in: حبس کردن # I was shut in the room ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spank: در کونی زدن ( با دست ) # She gave ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
spleen: طحال ؛ خشم # The spleen is near th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spleen: طحال ؛ خشم # The spleen is near th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
slobbery: تف کاری # a big slobbery kiss
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
streak: دوره ( کوتاه ) ؛ رگه ؛ خصلت # a�wi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strike up: شروع کردن ( دوستی , مکالمه ) # We ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
therapeutic: آرامش بخش , درمانی – therapeutic e ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
technically: از لحاظ فنی ؛ در واقع – Her perfor ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
toadstool: قارچ سمی [poisonous fungus] – a gi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
throttle: خفه کردن ؛ سرکوب کردن – He tried t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tackle: حل کردن ( مشکل ) , سر و کله زدن ؛ ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
two edged: دو لبه ؛ دو پهلو ( حرف ) – a two ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
theorem: قضیه ( ریاضی ) – pythagorean theo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
touch upon: اشاره کردن به ( یک موضوع ) – The ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
touch upon: اشاره کردن به ( یک موضوع ) – The ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
uninvited: ناخوانده , دعوت نشده – an uninvite ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
zealous: مشتاق , پرشور [eager] – be zealous ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a sight for sore eyes: دیدن ( کسی یا چیزی ) مایه دلگرمی بو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stake: تیر , میله ( نوک تیز ) ؛ با چوب بست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
private: خصوصی , شخصی ؛ تودار ؛ سرباز وظیفه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fallen: افتاده , سقوط کرده ؛ کشته شده ( در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
subjective: شخصی ؛ ذهنی – Taste in art is a su ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
objective: هدف ؛ واقعی ؛ بی طرف – His main ob ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flutter: تکان خوردن , بال بال زدن ؛ به تپش ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fragrance: عطر , رایحه – the delicate fragran ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
iconic: سرشناس , معروف – It's a face that ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
springy: فنری , ارتجاعی – The grass was sof ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
turf out: بیرون کردن , بیرون انداختن – He wa ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fanatic: آدم متعصب ؛ طرفدار دو آتیشه – She ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
set back: مشکل , وقفه ( در روند کار ) – The ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
implement: ابزار , وسیله ؛ اجرا کردن , به کار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reproach: سرزنش ( کردن ) , ملامت کردن – He g ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
imperfection: عیب , نقص – She was aware of his i ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alarming: نگران کننده – alarming news – The ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
belgian: بلژیکی – I had assumed him to be a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
marooned: رها شده , گیر افتاده – He was maro ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
buccaneer: دزد دریایی [pirate] – He was a buc ...
٢ سال پیش