نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mutual: دو طرفه , متقابل # They parted by ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
soothe: آرام کردن , تسکین دادن – The music ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
peck: نوک زدن ؛ ماچ ( کردن ) – Chickens ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
head master: مدیر مدرسه # He resigned his post ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dismiss: برکنار کردن , بیرون کردن ؛ مرخص کرد ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
intrigue: مجذوب کردن , کنجکاو کردن ؛ توطئه , ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
implore: خواهش کردن , التماس کردن – She imp ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
obstruction: گرفتگی , انسداد , مانع ؛ کارشکنی – ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rotation: چرخش , دوران # The speed of rotati ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be pushed for: در مضیغه بودن ( از نظر زمانی یا مال ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
loot: غارت کردن , دزدیدن ؛ غنایم , اموال ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
curl: فر ( کردن ) ؛ حلقه ( کردن ) # Her ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
virtually: تقریبا ؛ به طور مجازی # Their twin ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
decay: خرابی , خراب کردن ؛ فاسد شدن – The ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scout: پیشاهنگ , مامور شناسایی ( مواضع دشم ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pike: سر نیزه ؛ اردک ماهی # a soldier wi ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sturgeon: ماهی خاویار – Caviar is sturgeon r ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
woodpecker: دارکوب – The woodpecker was peckin ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pubic: شرمگاهی , مربوط به نواحی جنسی # th ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
retract: پس گرفتن , تکذیب کردن ؛ جمع کردن , ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
conjecture: حدس ( زدن ) , گمانه ( زدن ) # on ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bargain: معامله , حراج ؛ چانه زدن # I'll ma ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
interchangeable: قابل تعویض , قابل جایگزین # interc ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
omission: قصور , کوتاهی ؛ حذف , از قلم افتادگ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
marrow: مغز استخوان ؛ کدو # The regret pen ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rubble: آوار , خرابه # There were piles of ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
upcoming: آتی , پیش رو – the upcoming presid ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rough: ناهموار , زبر ؛ خشن ؛ متلاطم ؛ سخت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
enforce: اجرا کردن ( قانون ) # The new law ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
zoologist: جانور شناس – The zoologist has liv ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
discourage: دلسرد کردن , ناامید کردن ؛ بازداشتن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bustling: پر جنب و جوش , پر هیاهو # the bust ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
chime: زنگ ( زدن ) [ساعت , ناقوس] # The c ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spotlight: نور افکن ؛ مرکز توجه # The stage w ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lowlife: پست فطرت # He turned out to be a r ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
crux: اصل ( مطلب , مشکل ) # Now we come ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
crooked: کج و کوله ؛ شیاد , حقه باز # His f ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reverence: احترام , تکریم # He removed his ha ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scorn: تحقیر ( کردن ) – His poetry was t ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disapproving: مخالف , ناراضی ؛ ناخوشایند # She g ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sloping: شیب دار # sloping handwriting # Th ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dawn on: روشن شدن ( موضوع برای کسی ) # The ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
intimate: صمیمی , دوست صمیمی ؛ کامل , دقیق ؛ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
strike up: شروع کردن ( دوستی , مکالمه ) # We ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wildfire: آتش سوزی جنگل # Major wildfires ha ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scour: پاک کردن ؛ زیر و رو کردن , جستجو کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rue: پشیمان شدن [regret] # He will rue ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
craftsmanship: مهارت ساخت # a high standard of cr ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
regulator: کنترل کننده ؛ نهاد نظارتی – a pres ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
multitude: انبوهی ( از ) ؛ جمعیت زیاد – The c ...
١ سال پیش
١