نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
refurbish: بازسازی کردن , نوسازی کردن – The h ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
interim: موقت # an interim solution # The i ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
provided: به شرط اینکه , در صورتی که # He wi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
downgrade: تنزل دادن , کاهش دادن ؛ تنزل ( رتبه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
plummet: افتادن , سقوط کردن ؛ کاهش پیدا کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lighten up: سخت نگیر , جدی نگیر [take it easy] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dazzling: خیره کننده # dazzling light # her ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
smudge: لکه ( شدن ) ؛ پخش کردن , پخش شدن ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get off your high horse: از غرورت دست بکش – Get down off yo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
amplify: تقویت کردن ( صدا ) – Amplify an e ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
burst into: زدن زیر ( خنده یا گریه ) # She bu ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
muster: جمع کردن , بسیج کردن – The general ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
oppressed: مظلوم , ستم دیده ؛ تحت فشار # wome ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
kinship: خویشاوندی , نزدیکی – He claimed ki ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
DIP: فرو بردن ( در مایع ) ؛ پایین رفتن , ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
handicraft: صنایع دستی # a shop selling handic ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grudging: با اکراه , بی میل # She was very g ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
frantic: بی تاب ( از درد یا نگرانی ) ؛ شتاب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grace: ظرافت ؛ ادب , نزاکت ؛ لطف و رحمت ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
redundant: زائد , اضافی ؛ از کار بیکار - The ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shun: دوری کردن , پرهیز کردن – an actor ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
refute: رد کردن ( درستی یک موضوع ) # We c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
immerse: فرو بردن , غوطه ور کردن ؛ غرق شدن ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hardwearing: بادوام , مقاوم # hard - wearing bo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inert: بی حرکت ؛ بی اثر ( از نظر واکنش شیم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
understaffed: دچار کمبود کارمند – The office is ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disdain: کسر شأن ( دانستن ) , عار دانستن – ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pendulum: پاندول , آونگ ؛ تغییر ( عقیده ) # ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mix up: اشتباه گرفتن ( با کسی ) ؛ قاطی کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
introduce: معرفی کردن ؛ مطرح کردن ؛ بکار گرفتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inaccessible: غیر قابل دسترس ؛ غیر قابل فهم – Th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
boon: موهبت , نعمت # Radio is a boon to ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hallucinate: توهم زدن ( از نوع خطای حسی ) # Dr ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
diligence: سخت کوشی # She shows great diligen ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
press on: ادامه دادن ( مصرانه ) [press ahead] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
revenue: درآمد ( دولت , شرکت ) # Taxes pro ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
principle: اصل , قانون ؛ اصول اخلاقی # The pr ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fluctuation: نوسان , تغییر # fluctuations in sh ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
intermittent: متناوب , قطع و وصل شونده # intermi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blubber: چربی ( زیر پوست ) ؛ گریه و زاری کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bounty: جایزه , مژدگانی ؛ سخاوت , بخشندگی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
serenity: آرامش , متانت # She was able to fa ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
forage: دنبال ( غذا ) رفتن ؛ خوراک دام , عل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
menstruate: پریود شدن # Girls start menstruati ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hang on: صبر کردن ؛ منتظر نگه داشتن ؛ محکم گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pull on: پوشیدن ؛ پک زدن , کشیدن # I pulled ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stake: تیر , میله ( نوک تیز ) ؛ با چوب بست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
paradigm: چهارچوب , الگو # cultural paradigm ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
breadth: عرض , پهنا ؛ گستره , وسعت # The le ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
beverage: نوشیدنی ( غیر از آب ) – Beer is t ...
٢ سال پیش