پیشنهاد‌های راهنما_اِریس (٧٢)

بازدید
٥٤٨
تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد

در تائید ملاقات و تلاقی لغات ذهن ، یا قسمت روشن ذهن که دل است محل صحنه سازی توهم و تخیل و تصور و تجسم و تفکر و تعقل از مغز است که بر پرده دل جاری می ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

۵۲ عامل روان در ریشه ذهن و مغز آدمی هستند که بر روی حس های بدن ارزش گذاری نموده و انواع احساسات در آدمی پدیدار می شود. همچنین بر روی خاطرات و احساسا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
-١٠

سخنرانی اغراق آمیز همراه با کر و فر و ادعاهای واهی و با استفاده از بزرگ نمائی و عظمت دادن به متن سخنرانی . سخنرانی پر طمطراق .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

ریشه ذهن یا مغز آدمی دارای ۵۲ عامل روان می باشد . این عاملهای روان پایه ( ۱۳ عدد ) هستند که موجب پدیدار شدن دانستگی / آگاهی از موضوع می شوند . موضو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

در جریان مراقبه و مشاهده گری ، پس از آنکه سالک یک آگاهی مشاهده گر در دل پدیدار نمود و توجه اش بر آگاهی داننده بود حالا در آگاهی داننده ، توجه را بر ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد

عزیزان تورک زبان دقت کنید جان در ادبیات عرفانی فارسی ایران زمین ، بمعنی آگاه بودن است . این کد واژه در تمامی اشعار صوفیان ایران زمین به یک شکل بکا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد

Sink to / through the floor از خجالت آب شدن و رفتن توی زمین/ کف اتاق. ( از خجالت ) در واقع در معنی اصطلاح نیست ، بلکه مفهومی از خجالت در آن هست . ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد

چون آینه رازنما باشد جانم تانم که نگویم نتوانم که ندانم از جسم گریزان شدم از روح بپرهیز سوگند ندانم نه از اینم نه از آنم شناخت روح و نفس و جان و بدن ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد

بعد از این روی من و آینه وصف جمال که در آنجا خبر از جلوه ذاتم دادند در ادبیات عرفانی ، در تمامی اشعار بزرگان ، جان بمعنای آگاه بودن است . سالک به مر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

کوآن یک جمله متناقض است . در ذن بودیسم ، برای اینکه نشان دهند که ذهن و فکر و عقل از یک مسئله که پاسخی ندارد ، چگونه می تواند هزاران پاسخ بسازد . در ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

' مه ' در ادبیات عرفانی زبان فارسی ، همان ماه یا قمر است . یک گوی نورانی . در ادبیات عرفانی ، به نورِ جان که در دل رویت می شود ، ' مه ' گویند . مه ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

نفس ، همان ' من ' یا مالِ من است . نفس میشود خاطرات و یادآوری خاطرات، از رحم مادر تا الان . نفس میشود عادات و باورها و آموزشها . جان ، نوری است که ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

روح همان ذهن است . اما مرتبه لطیف ذهن . جان نور است . خدا است . روح یک کالبد لطیف است . جسم بعلت زمختی و سنگینی قابلیت دریافت جان را بطور مستقیم ند ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

لش کردن روی چیزی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

رویاهائی که در زمان اولِ به خوابِ عمیق رفتن و در زمانِ قبل از بیدار شدن دیده می شود در حالت نیمه هشیار مغز است . رویا مربوط به افکار و دغدغه های احس ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

های شدن از کلمه high به معنی بالا گرفته شده . زمانی که شخص با مصرف حشیش یا هروئین یا کوکائین یا تریاک بسیار نشعه می شود و کاملا تحت تاثیر مواد قرار ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

چِت شدن با کسره زیر حرف چ بمعنی زمانی است که شخص با مصرف حشیش و ماری جوآنا حالت گیجی و فراموشی و منگی را تجربه می کند مخصوصا حالت فراموشی کوتاه مدت ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

حس ششم همان فکر کردن است که فکر کردن ، همراه با تصور ، تجسم ، تخیل و توهم در مغز است. چرا 👈 حسِ 👉 ششم ؟ چون همچون پنج حسِ مادی است اما لطیفتر . و ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

توجه مربوط به پنج حس است ، شنوائی، بویائی، بینائی، چشائی، لامسه و همچنین حس ششم یا فکر کردن . هر جا که توجه برود ، آدمی از آن موضوع حسی ، هشیار می ش ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

بمعنی توجه است و توجه مربوط به پنج حس است ، شنوائی، بویائی، بینائی، چشائی، لامسه و بعلاوه حس ششم یا فکر کردن که از مغز پدیدار می شود . هر جا که توجه ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

به واژه پچ پچ درونی و ذهن تحلیلگر و گزارشگر درونی مراجعه شود .

پیشنهاد
٠

به واژه ذهن تحلیلگر و پچ پچ درونی مراجعه شود .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

پچ پچ درونی همان فکر کردن با خود است . پچ پچ درونی با ذهن تحلیلگر یا گزارشگر درونی متفاوت است . ذهن تحلیلگر ، موضوع را جستجو و بررسی و تصمیم گیری م ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

ذهن تحلیلگر یا گزارشگر درونی از سه مرحله تشکیل می شود : ذهن جستجوگر ، ذهن بررسی کننده و ذهن تصمیم گیرنده . موضوع از درگاه حسی وارد می شود حال بخش ج ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

در عرفان ، باده و می کد واژه ای برای کلمه حضور در لحظه می باشد . بادهِ حضور ، مغز را مست می کند و دیگر هشیاری پدیدار نمی شود و سالک وارد حالت خلسه ش ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

چیتا ، ضمیرآگاه است یا بهتر است بگوئیم که نفس یا من را در خود جای داده است . چیتا در واقع همان نفس یا ' من ' است که در دل هست . دل محل ضمیر آگاه اس ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

نیمیتا ، یا نورِ متحد در دل است که بر اثر مراقبه و مشاهده و پالایش دل ، سالک به رویت آن می رسد که در اشعار صوفیان ایران زمین بنامهای مه ، قمر ، مه رو ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

jhana که معادل آن جانا در فارسی است از زبان فارسی گرفته شده که ریشه آن همان جان است . جان در اشعار بزرگان ایران زمین به معنای آگاه بودن است . جان ، ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یا mindfulness یعنی شاهد و ناظر آنچه که اکنون در درون خودم تجربه می کنم و از آن هوشیاری/ آگاهی دارم آنرا مشاهده می کنم و با آن هم پندار و هم هویت نمی ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

خواب نما شدن : خود را در جهان مجازی دیدن . هر آنچه که ما از پنج حس خود دریافت می کنیم توسط عاملهای روان ارزش گذاری میشود و احساس تولید می شود علاوه ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادراک بمعنای دریافت موضوعات از پنج درگاه حسی ( دیدن ، شنیدن ، مزه ، بو و لمس کردن ) است و مقایسه آن با محتویات و خاطرات حافظه است . در واقع ادراک در ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

بخشِ روشنِ ذهن ، در دل جای دارد . ذهن ، محل برخورد دل و مغز است . مغز جایگاه تعقل ، تفکر ، توهم ، تخیل ، تصور و تجسم است و محل ضمیر هشیار و ناهشیار ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

حالت نیمه هشیار که مقالات و مطالعات و تحقیقاتِ علمی بسیار در مورد آن شده ، بطور تجربی در زمان اولِ به خواب رفتن آدمی و یا در زمان قبل از بیدار شدن از ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

انسان روشن ضمیر به سالکی گفته می شود که موضوعات مادی و غیر مادی را مستقیما از طریق دل از آن آگاه می شود . ضمیر آگاه و ناخودآگاه در دل است . ضمیر هش ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

mindfulness بمعنی حضور در لحظه می باشد که در مکتب عرفان ایران زمین به آن می ، شراب روحانی گویند و اثر آن مستی عرفانی است . معنی حضور در لحظه یعنی لح ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

خلسه در حالت جذبه مراقبه عمیق تجربه می شود . آدمی در حالت بیداری ، هشیار است . در حالت خواب بودن ، نیمه هشیار است . در حالت خواب عمیق یا مراقبه عم ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

چشم سوم میشود دیدن از طریق دریافت امواج و انرژی نورانی بوسیله مغز ، که این امواج و نور ها می بایست بر پرده دل بیفتد و توسط چشم دل دیده شود تا شخص از ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

هر کسی دیدن با چشم دل را تجربه داشته . زمانی که خواب می بینید ، آن چشم دل است . آدمی در دل با چشم دل از موضوع آگاهی دارد . اگر پنج حس فیزیکی حاضر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

آگاه بودن : be aware هوشیار بودن : be councious معنی هوشیاری یا Counciousness : آگاه بودن از چیزی ، be aware of sth . یعنی اول از موضوع آگاه می شو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هشیاری یا هوشیاری؛ Counciousness هشیار بودن : be councious آگاهی / شناخت/دانستگی: awareness آگاه بودن : be aware متضاد : unconscious بمعنی بیهوش ( پز ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

هشیاری یا هوشیاری؛ Counciousness هشیار بودن : be councious متضاد : unconscious : بیهوش ( پزشکی ) ، سیاه مست ( مشروب ) ، مستی کردن ( عرفانی ) آگاهی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

اشراق بمعنای درخشش نور آفتاب خورشید در هنگام طلوع است . در عرفان ، اشراق یا به اشراق رسیده یا به رود رسیده ( بودائی ) ، منظور سالک و مراقبه گری است ...

پیشنهاد
٠

بت در اشعار سالکان و صوفیان ایران زمین ، بمعنای نور درون یا جان است که بنامهای مه ، مه رو ، قمر ، یار و . . . . آورده شده . زمانی که سالک با مشاهده ...

پیشنهاد

ضمیر آگاه و ناخودآگاه در دل است . ضمیر هشیار و ناهشیار در مغز است . آگاه بودن یا آگاه شدن ، توسط نورِ جان پدیدار میشود و سپری می گردد . یعنی حس از ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

دل محل تجلی و همچون پرده نمایش است . دل به اندازه فندوق و در بالای قلب است . آگاه بودن یا حقیقت جانِ آدمی که همچون نور است در دل است . ۵۲ عامل روا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

در اشعار بزرگان فارسی ایران ، منظور از ساغر همان دل است . با انجام فن مشاهده گری و حضور در لحظه که موجب مستی مغز و خلسه می شود و بزرگان به آن " می " ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ما می گوئیم " ذهن " و دچار این توهم هستیم که چیزی جدا از ما است و بعلت عدم شناخت و فهم درست ، آنرا به جهانهای غیب و مغز و . . . ارتباط می دهیم . آدمی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

مشاهده گری در فنِ مراقبه ، معنا پیدا می کند . مشاهده گر در ادبیات فارسی ایران زمین با کدواژه هائی از قبیلِ شحنه ، سرو روان ، سرو ، کشتی و زورق و . . ...

١