پیشنهادهای رهگذر (١٣,٤٠٣)
دلشوره داشتن حس بد داشتن حس خوب نداشتن
موقعیت را سنجیدن حال و هوا را سنجیدن فضا را سنجیدن شرایط را درک کردن
از پشت به کسی خنجر زدن به کسی خیانت کردن به کسی نارو زدن
از پشت به من خنجر زدی بهم خیانت کردی بهم نارو زدی
شلوغش نکن!
کدوم گوری میری ؟!
این یارو کدوم خیریه این یارو دیگه کیه؟
چه مرگته؟!
تو دیگه کدوم خری هستی ؟!
لطف کردی لازم نبود راضی به زحمتت نبودم
خرج سنگینی رو دستم گذاشت کلی برام هزینه داشت
برای کاری ساخته شدن مناسب کاری بودن به درد کاری خودن
اون دهن لقه!
خود را لوس کردن ناز کردن خود را دست نیافتنی نشان دادن
روی پای خود وایستادن مستقل بودن به خود متکی بودن
خوشحالم دوباره اتفاقی دیدمت
یا حرف من یا هیچی همینه که من میگم حرف حرف منه کسی نباید رو حرفم حرف بزنه
از پا درآمدن دچار فروپاشی روانی شدن
می تونست بدتر هم باشه
آرام و راحت خوابیدن
غرورت رو بذار کنار ( و کاری انجام بده که شاید برات سخت یا تحقیر آمیز باشه )
الان حس حرف زدن ندارم الان حوصله حرف زدن ندارم
آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب کاری که شروع کردی باید تا تهش بری
توجه، هیجان یا لحظه فرد را ازش بگیری و خودت مرکز توجه بشی
بیا همدیگه رو ببینیم
خودتو بذار جای من خودتو جای من بذار
آدم اجتماعی و خونگرم
دیوانه وار عاشقتم
خبر تازه
فضولی کردن یا افشای مسائل خصوصی یا شرم آور کسی توی جمع
مرکز توجه بودن
طراحی یکدست و یکپارچه که دوام و ظاهر دستگاه را بهبود می بخشد
نسخه آزمایشی
رفع باگ یا مشکل نرم افزاری
نمایشگر همیشه روشن نمایشگر همیشه فعال نمایش اطلاعات ضروری بدون نیاز به روشن کردن کامل دستگاه
آدم نازنازی آدم پرتوقع
آدم خیلی ادایی آدم لاکچری باز
هوش مالی
هوش سازگاری
هوش فرهنگی
هوش فناوری
قرار گذاشتی با کسی که پایین تر از سطح معیارها و استانداردهای شخصی فرد است و در نهایت آسیب دیدن و شکست عشقی خوردن
نشانه سالم بودن رابطه نشانه رفتار مثبت طرف مقابل
بسیاری بر این باور غلط هستند که . . . خیلی ها این باور غلط را دارند که . . .
خیلی ها بر این باورند که . . . خیلی ها این تصور را دارند که . . .
Like father, like son The apple doesn't fall far from the tree تره به تخمش میره، حسنی به باباش! بچه به پدر و مادرش میره
Like father, like son The apple doesn't fall far from the tree تره به تخمش میره، حسنی به باباش! بچه به پدر و مادرش میره
Like father, like son He is a chip off the old block تره به تخمش میره، حسنی به باباش! بچه به پدر و مادرش میره
درحال خنده شدید روده بر