نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bookworm: کتاب خوان قهار
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clear: وصول کردن
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
used to: قبلا عادت داشتم کاری را انجام دهم ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
background: زمینه و هدف
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leave it to me: کاریت نباشه! بسپرش به من اون با من
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
skin refinish: بازسازی پوست
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you mean to me: تو برای من باارزشی
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tip over: افتادن روی زمین افتادن واژگون شدن
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make ends meet: دخل و خرج باهم خواندن از پس مخارج ب ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come clean: راستش بگو همه چیز لو بده اعتراف کن ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
needless to say: ناگفته نماند!
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rip: ناگهانی پاره شدن
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
boundaries: حد و حدودت رو رعایت کن!
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come on: بجنب بیخیال نه بابا ای بابا آفرین
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pipette: پیپت به کوچکترین واحد نوسانات قیمت ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hang out: چرخ زدن دور هم بودن
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rain check: به بعد موکول کردن باشه واسه بعد؟
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you can say that again: باهات موافقم!
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vacancy: جای خالی یک پوزیشن شغلی در سازمان
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take up: شروع کردن یک سرگرمی جدید
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mess up: گند زدن سوتی دادن
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
your guess is as good as mine: منم مثل تو نمیدونم! منم مثل تو بیخب ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hit the books: حسابی درس خواندن
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
skip: از دست دادن عمدی پیچوندن بیخیال چیز ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to begin: ابتدا در ابتدا
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
precision: نقطه زن
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
way to go: آفرین کارت درسته دست مریزاد مرحبا ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
eat up: بلعیدن
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
no pain no gain: تلاش پله ی موفقیته
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
no pain no gain: تلاش پله ی موفقیته
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trespass: بطور غیرمجاز و غیرقانونی وارد جایی ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
one and only: دردانه یکی یدونه
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trade off: از معامله جاماندن
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
big deal: مسئله مهم
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shoot down: کاهش یافتن روند نزولی
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
road rage: خشم رانندگی خشونت در رانندگی رفتار ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dense: خِنگ کندذهن
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i got you: حواسم بهت هست رو من حساب کن اون با ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
zero tolerance: تدبیر محکم و قاطعانه در مقابل رفتار ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
skimming: خلاصه خوانی
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
poser: ادایی
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
step on the brake: به سرعت پا روی ترمز گذاشتن ترمز کرد ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wrap one’s car around something: کوبیدن ماشین به چیزی بلند و باریک، ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
steer into: هدایت به سمت ( چیزی ) وسیله نقلیه ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live out of one’s car: داخل ماشین زندگی کردن گذاشتن تمام ...
٣ ماه پیش