نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
people are up in arms: صدای همه در اومده همه شاکی شدن جون ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be knocked out: بیهوش شدن بر اثر ضربه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's no walk in the park: اصلا آسون نیست
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carry on do your stuff: به کارت ادامه بده
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't know if i can: فکر نکنم بتونم
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's your loss: خودت ضرر میکنی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carry someone off: از پس کسی برآمدن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take hard line on: موضع سختگیرانه اعمال کردن بر چیزی ی ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look at all this mess: ببین چه ریخت و پاشیه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dug oneself into a hole: خود را به دردسر انداختن از چاله به ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a medley of: آمیزه ای از گلچینی از
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take on the role: نقش به عهده گرفتن نقش اجرا کردن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a nail in the coffin: تیر خلاص اتفاق یا کاری که باعث میشو ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do a paper: مقاله نوشتن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was lucky that: شانس آوردم که . . . خوش شانس بودم ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are in good spirits: خیلی شنگولی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she can talk for england: زیاد حرف میزنه پر حرفه وراجه خوش صح ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn blind eye to something: چشم پوشی کردن از چیزی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you clocking me: داری منو می پایی؟
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't hesitate to ask: درخواست یا سوالی داشتی تعلل نکن تعا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this should tide you over for a while: فعلاً کارت رو راه میندازه فعلا با ا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i need to top up my phone: باید شارژ اعتباری برای موبایلم بخرم
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you only live once: تو فقط یک بار زندگی می کنی از زندگی ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not feeling well today: امروز حالم خوب نیست
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you look like a million bucks: خیلی عالی شدی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come with me: باهام بیا
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sip it down: یه نفس بخور
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
charger brick: آداپتور کلگی شارژر
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you seem like you are sad: به نظر ناراحت میای
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you seem unhappy: انگار ناراحتی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm ambivalent: احساس و افکار ضدونقیض دارم نمیتونم ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep somebody in suspense: کسی را در بلاتکلیفی نگه داشتن کسی ر ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep it one hundred: صادق و راستگو باش
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
easy peeler: پرتقال یا نارنگی آسان پوست کن
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
microaggression: ریزپرخاشگری
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
visionary: بلندپروازانه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
intractability: لاینحل بودن غیرقابل حل بودن
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
get ahead of: پیشی گرفتن جلو زدن برتری یافتن پشت ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
technology driven: فناوری محور فناوری گرا مبتنی بر فنا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is it ok if i: اجازه هست که من . . . ؟
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on the up and up: صاف و صادق بودن دست پاک بازی کردن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make demands on: درخواست داشتن از توقع داشتن از فشار ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're fabricating: از خودت داستان در میاری
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we're still standing: ما همچنان ایستادیم
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how can i put this: چطوری بگم . . .
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
next level shit: آخرشه خفنه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's my shit: عشق منه مورد علاقمه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what are you muttering to yourself: زیر لب چی داری با خودت میگی ؟ چی دا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't close the door all the way: درو کامل نبند
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pay under the table: زیر میزی دادن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come over again: بازم تشریف بیارید
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be onto someone: مچ گیری کردن به کار مخفی کسی پی برد ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i want out of the loop: میخوام از این مخمصه خلاص بشم
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that doesn't add up: جور در نمیاد
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at the end of ones' rope: کارد به استخوان رسیدن جان به لب شدن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lead an enquiry: رهبری یک تحقیق ( یا بازجویی ) را بر ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're twisting things: داری داستانو عوض میکنی داری می پیچو ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lead an expedition: رهبری یک سفر اکتشافی ( یا هیئت اعزا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't buy that: تو کَت من نمیره حرفت باور نمیکنم
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a freak: دیوانه بودن عجیب و غریب بودن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a break from: برای مدتی از چیزی فاصله گرفتن موقتا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
temporary ban: ممنوعیت موقت
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
air one's dirty laundry in public: مسائل خصوصی یا مشکلات شخصی را جلوی ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
raise someone's profile: باعث بهتر دیده شدن کسی باعث شهرت کس ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lack of freedom of choice: نداشتن حق انتخاب فقدان آزادی انتخاب
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't be clumsy: دست و پا چلفتی نباش
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it will willy nilly happen: چه بخواهیم چه نخواهیم این اتفاق می ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dignity isn't about money: وقار و اصالت به پول نیست
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
snuggle me: بچسب بهم بغلم کن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's been raining on and off all day: بارون مدام قطع و وصل میشه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the lock is ticking: وقت داره میگذره
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i stand by my word: پای حرفم هستم من سر حرفم هستم
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's bucketing down: بارون شدیدی داره میباره
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are lying through your teeth: داری آشکارا دروغ میگی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't drape yourself on the couch: لش نکن روی کاناپه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
firm handshake: صمیمانه دست دادن صمیمانه احوالپرسی ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a fresh start: یک شروع تازه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spy on someone: یواشکی کسی را زیرنظر گرفتن زاغ سیاه ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a flake: همش لب و دهنه! بدقوله
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
funky dress: لباس عجیب و رنگارنگ لباس ناجور لبا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be all talk: فقط حرف زدن و عمل نکردن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not everything looks good on you: هر چیزی بهت نمیاد
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
anyone home: کسی خونه هست؟
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not everything is worth buying: هر چیزی ارزش خریدن نداره
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're exactly right: آفرین زدی تو خال
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not everything is worth your money: هر چیزی ارزش خریدن نداره
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just own it: گردن بگیر
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
intriguing turn of events: خبر کنجکاوی برانگیز
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oppression doesn't last forever: ظلم پایدار نمی ماند ظلم تا ابد نمی ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not everything suits everyone: هر چیزی به هر کسی نمیاد
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as much as i could: تا جایی که می تونستم هر چقدر تونستم ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't remember you: به جا نمیارمت شما رو به جا نمیارم
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you having second thoughts: مردد شدی؟ پشیمون شدی؟
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i though better of it: نظرم عوض شد ( چون بیشتر فکر کردم )
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that was a sudden change of heart: چه یهو نظرت عوض شد!
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get out before i change my mind: تا نظرم عوض نشده برو تا پشیمون نشدم ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they don't make them like they used to: دیگه هیچی مثل قبل نیست دیگه هیچی مث ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go off one's rocker: رد دادن She has gone off her rocker ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's give him the benefits of the doubt of: بیا فرض کنیم راست میگه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm going commando: لباس زیر نپوشیدم
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you ridiculed me: منو مسخره کردی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how's biz: کار و کاسبی چطوره؟ کسب و کار چطوره؟
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
business is slow: کارو کاسبی خوابیده کارو کاسبی کساد ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this is a setup: این یه پاپوشه دسیسه ست توطئه ست
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll sit this one out: این بار کنار میکشم این دفعه رو وارد ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're a one trick pony: تو یه آدم تک بعدی هستی فقط یه کار ب ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take it into one's head: یکدفعه به سر کسی زدن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
humanitarian causes: اهداف بشردوستانه آرمان های انسان دو ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scale back a little: کمی به خودت استراحت بدهی کمی عقب نش ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's full of flavor: خوشمزه ست خوش طعمه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you don't have a heart: تو سنگدلی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
metabolic slowdown: کند شدن سوخت و ساز بدن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's get it down: بیا انجامش بدیم
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i did it myself: خودم انجامش دادم ( نه کس دیگه ای )
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what do you reckon: نظرت چیه ؟
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i did it by myself: تنها انجامش دادم ( بدون همراه )
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's any of it worth: همه اینا تهش چه ارزشی داره ؟ واقعا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get obstreperous: جوگیر شدن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a driving force behind: نیروی محرکه اصلی چیزی بودن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm gonna pay more attention to you: از این به بعد بیشتر بهت توجه میکنم
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tone the belly: سفت و خوش فرم کردن شکم
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't have the heart to tell you: دلم نمیاد بهت بگم دلشو ندارم بهت بگ ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
accumulation of fat: تجمع چربی انباشته شدن چربی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's get the ball rolling: بیا شروع کنیم بزن بریم استارتش رو ب ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a beautiful snowfall: چه برف زیبایی باریده
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's a touch of frosting the air: هوا کمی یخبندان است
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hand it round: دست به دستش کنید
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm turning thirty: داره سی سالم میشه دارم سی ساله میش ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't have the foggiest idea: کوچکترین ایده ای ندارم ذره ای هم نم ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit a rock: به بن بست خوردن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shed fat: چربی سوزی کم کردن چربی بد
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's see what happens: ببینیم چی میشه ببینیم چی پیش میاد
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's a nip in the air: هوا یه کمی سرده
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my birthday is at hand: تولدم نزدیکه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you gonna let me speak or not: میذاری حرف بزنم یا نه؟!
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i need a place to crash: یه جا لازم دارم بمونم
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dance with death: با مرگ بازی کردن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spend effort: تلاش صرف کردن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
check the balance: موجودی حساب را چک کردن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
withdrawal limit: سقف برداشت پول
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you bump up my limit: میشه سقف برداشت حسابم رو افزایش بدی ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm all for: پایه یا موافق کاری بودن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's always a good time with you: همیشه باهات خوش میگذره
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have a toothache: دندونم درد می کنه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
today is my day off: امروز روز تعطیل منه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're a lost cause: دیگه امیدی بهت نیست از دست رفتی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's not how i'd frame it: من اینطوری مطرحش نمیکنم
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this feels context dependent: به موقعیت بستگی داره
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're a goddamn write off: دیگه بدرد بخور نیستی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's not half bad: آنقدرها بد نیست
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
money will follow: پول خودش میاد
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dissident thinker: اندیشمند دگراندیش
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
event management: مدیریت رویداد
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wanna take a break from: یه مدت میخوام . . . کنار بذارم یه م ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have to go on a diet: باید رژیم بگیرم
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crisis averted: بحران برطرف شد
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
approach someone: سمت کسی رفتن به کسی نزدیک شدن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
someone's blood is up: خون کسی به جوش آمدن طرف از نظر احسا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we're fed up: دیگه طاقتمون تموم شده
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
handle a situation: از پس موقعیتی برآمدن موقعیت را مدی ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
handle stress: استرس را مدیریت کردن استرس را کنترل ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
handle a problem: رسیدگی کردن به مشکل مشکل را حل ( مد ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that should tide you over: باید فعلا کارت راه بیندازه فعلا با ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
handle customers: برخورد و تعامل مناسب با مشتریان رس ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we are apples and oranges: زمین تا آسمون فرق داریم قابل مقایسه ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how much that set you back: چقدر برات آب خورد؟
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm in pain: درد دارم
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you see how red face she was: دیدی چطور از خجالت سرخ شد؟
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
handle the truth: تحمل حقیقت را داشتن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
inflammatory disease: بیماری التهابی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're psycho: روانی هستی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work up the energy: انرژی لازم را جمع کردن انرژی پیدا ک ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it perks me up: سر حالم می کنه بهم انرژی میده
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
handle pressure: فشار را تحمل کردن فشار را مدیریت کر ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is this him: این خودشه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
barewolf: گرگینه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it says insufficient funds: میگه موجودی حسابت کافی نیست
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your account is frozen: کارتت مسدود شده
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your account is declined: کارتت مسدوده
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pain medication: داروی مسکن داروی ضددرد
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
aftercare instruction: دستورالعمل مراقبت پس از عمل دستورا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
picking locks: باز کردن قفل باز کردن قفل بوسیله س ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make inroads into: به تدریج وارد شدن نفوذ کردن در راه ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's totally cringe: واقعا شرم آوره خیلی چندش آوره
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
from your mouth to god's ears: خدا از دهنت بشنوه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you stole my heart: دلمو بردی دلم قاپیدی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get it checked out: نگاهی انداختن معاینه کردن بررسی کرد ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
decayedness: پوسیدگی گندیدگی
٤ ماه پیش