پیشنهاد‌های حمیدرضا صفری (١٥٣)

بازدید
٥٠٦
تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

با سلام: معضل هم ارز مشکل است. اما الزاماً به معنی مشابهت ونه تساوی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

با سلام: معضل، مع ضل، به معنای "همراه با سایه" است. الزاماً؛ معضل، مشکل معنی نمی دهد وبلکه ضرورتاً، یک واقعیت، وقتی از ذاتش دور می شود، به صورت سایه ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با سلام:تشبیه"ختنۀ"مردان در شعر

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سلام:آماده کردن بسترکاری ویا حالتی قبل از انجام کار یا حالت.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

داشتن موقعیت برای استفاده از فرصت اطاعت کردن ( بندگی کردن ) . پس باید، موقعیت ( مثلا مالی ) وجود داشته باشد که از فرصتی که پیش آمده یا خواهد آمد استف ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

فرصت اطاعت یافتن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٨

داشتن ودارایی توان بهره برداری، قدرت بهره برداری قدرت بهربرداری داشتن، الزاماً با بهره وری برابر نیست. هم معنی بهره وری ( الزاماً نیست )

پیشنهاد
٨

پیشرفت اقتصادی، رشددربعد اقتصادی را نشان می دهد. بطورکلی پیشرفت در هر چیزی، رشد در همان چیز را نشان می دهد.

پیشنهاد
٨

پیشرفت اقتصادی، همان رشد اقتصادیست. یعنی افزایش ارزش تولید ناخالص کشور ( داخلی ویا ملی، به قیمت های جاری ویا ثابت ) .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

سلام: پیشرفت در حالت مجرد، به معنای تغییردروضعیت حاضر به معنای مثبت آن ( پیشروی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

مسخر تسخیر شده. تسلیم شده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

مسخ یعنی تغییر صورت به دلیل تسلیم دربرابر یک روح دیگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تقلید در معنی به تکرار قراعت های زبانی یک نفرخاص. تقلید در اصطلاح، تکرار قراعت های یک معنی ومفهوم بوسیلۀ کس یا کسانی نیز می تواند باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٠

استحضار بر وزن استفعال، به عرض رسیدن توآم با احترام همیشگی. یا به عرض رساندنی که باقائل شدن احترام برای مخاطب از نوعی احترام همیشگی همراه وتوأم است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٨

اجزا، حاصل به هم پیوستن پاره های یک کل ( جزء ) . قسمت ها باید به هم متصل شوند که اجرا شوند. اجزا، مجموعۀ قسمت های یک کل هستند. الزاماً، بر هدفی تأکید ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٧

اجزا، حاصل به هم پیوستن پاره های یک کل ( جزء )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

بی نیاز شدن، الزاما به ماندن بر بی نیازی دلالت نمی کند. استغنا درست است. چرا که ء در این گونه موارد یک غلط مصطلح است. اغلاط مصطلح مثل اجزاء. بی نیاز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

استغنا درست است. چرا که ء در این گونه موارد یک غلط مصطلح است. اغلاط مصطلح مثل اجزاء. بی نیازی والبته بی نیازی همیشگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

استغنا درست است. چرا که ء در این گونه موارد یک غلط مصطلح است. اغلاط مصطلح مثل اجزاء.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

استعاره، از ادات تشبیه بوده وبا کنایه متفاوت است. ادات تشبیه مجموعه ای از اصطلاحات جایگزین هستن که به سبب موقعیت وطرز بیان ممکن است به استعار ( مثبت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سرطان به معنی سرایتی که درآن اطاعتی ناخواسته برای بستروبرعکس خواستی قهری برای مصدر ساری وجود . خودکامگی فاعل ساری کننده . به معنی بیماری آن ویروسی که ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

صعب السأل، سؤای که انتظار می رود پاسخ آن دشوارباشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

صعب القطع، می تواند مترادف با عدم قطعیت باشد. قطعیت با دشواری وشک درپذیرش قاطع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

صعب الصعود، صع ب وصع هود، بالا رفتن وگذشتن همزمان وتوام با سختی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

صعب الصعود، گذردرحالت بالارفتن ولی به سختی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٩

صعب العلاج، به معنی گذری با حالت بی اختیار وبر حالت عدم رضایت گذر کردن است. چاره ای بجز گذرکردن نیست. الزامً، بی درمان معنی نمی دهد. بی درمان، لاعلاج ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٠

صعب از ریشۀ صع، به معنی برحالت گذرماندن. گذاردن. برحالت گذار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

تصاعد حالتی از گذرتکرارشونده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تمارض کردن، انجام فعل مرض داشتن ( داری ) بر حالت معروض شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٠

تمارض مرض داشتن بر حالت معروض بودن است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣١

تمارض یعنی مرض داشتن ویا مریض شدن است. درهردوحال یعنی یک دچار عارضه ای از سر عمد و ظاهرسازی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنایه ویا استعاره از مهارت واگاهی در امور مثبت ومنفی در زبان کنایه و استعاره.

پیشنهاد
٠

باسلام به جز در ریاضی محض، هیچ مساوی در جهان وجود ندارد. بلکه تقابل دو طرف دریک تناسب هم ارز. عدم قطعیت، آنتروپی ودیگر مفاهیمی که بصورت ضریب ثابت ظاه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مقدر سرنوشتیست که برهر تقدیری به اندازه قدر ش تعیین می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٥

تقابل مصدری برای انجام عمل مقابله در قالب ویاحالت مقابله و مقابله کردن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٥

تقابل عمل مقابل در مقابله کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٦

تقابل عمل مقابل درعکس العمل متقابل است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٥

تقابل، ایستادن متعهدانه بنابرعهدی از قبل است. مقابله متقابلانه مقابل در تقابل شکل وجلوه می یابد. مقابله دشمن بصورت متقابل در تقابل بصورت جنگ ویا اقا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کوانتوم:درمباحث فلسفی ونگرش کوانتومی مرز بودن و نبودن را تعریف می کند. یا هست یک کوانتوم ویا نیست چراکه کوانتوم کوچکترین عدد طبیعی باید باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

باسلام؛ کوچکترین عنصر تشکیل دهنده یک ماده عنصر ذره دارای اتم های یکسان کوانتوم درمبانی فلسفی کوچکترین واحد تغییر فاز یک سیستم است. در زبان امروزی بد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٥

باسلام:غافل شدن، خودرابه غفلت زدن، چشم پوشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

غار می تواند بر تنهایی انسان بنابر غرور نیز دلالت کند. غر، غرور. حالتی که از غرور حاصل می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

باسلام: غیرآوردیدن. دلالت برتنها. به مصداق یارغار. اصطلاحی برای حالت تنهایی و بی پناهیست. پس غار، حالتی برای تنهاییست. غار قیدحالت تنهایی ست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

باسلام: خواهان گسترش و توسعه همه جانبه، مترادف کشورگشایی، مصداق و مترداف جهان گشایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

باسلام: وسعت، وسیع شدن، پیشرفت همه جانبه وچند ( همه ) بعدی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

عادت به حس بدون پردازش فکری درست. اختیارسپردن به حس.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درحال دریافت و پردازش همزمان یک واقعیت. مجموع تفکروذهن هوشیاری وتعقل در خصوص واقعیت یا واقعیاتی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مصدری برای صدور فعل خبر وخبرها. خبرخود جمع اخبار نیز هست. به این معنی که این مصدر جمع و مفردش یکیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مثل من. استعاره از نطفه ویا علقه ای که مثل من در آن است. مایه اصلی تولید مثل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

براستمرار ویا وقوع حالتی مستمردلالت می کند. رسم شکل. کشیدن شکل. رسم وآیین.