پویا زرین

پویا زرین

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



ordeal٢١:٢٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨در فارسی ور یا پساخت ولیکن بلاستفاده استگزارش
2 | 1
تلواسه١٨:٣١ - ١٤٠٠/٠٢/١٦در گویش اچمی تغییر کاربری داده و به معنای تلقین کردن درد بر خود به گونه که آن درد حس شودگزارش
0 | 0
رشوه٢٢:٤٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٤اگر کمی در واژهنامه ها و زبان فارسی بکاویم میتوانیم برابر مناسبی بربگزینیم برای نمونه فعل سلفیدن می توانم گزینهی خوبی برای رشوه دادن باشد که در واژهن ... گزارش
7 | 1
اتش١٧:٤٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٧دوستانی که میگن این واژه ترکی هستش می تونن برن به ویکی واژه ترکی سر بزن و ببینن که نوشته ریشه: فارسیگزارش
41 | 2
سان٢٢:٤٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٦کاربر گرامی اینایی که گفتید برای زبان کره ای و ژاپنی هست و ربطی به پارسی ندارهگزارش
14 | 1
چالش١٤:٣٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٦دوستان چالش ترکی هستش می تونید برید به ویکی واژه فارسی و ببیندگزارش
9 | 6
لغو کردن٠٩:٥٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٣پیهودن =لغو کردن یا ابطال کردن پیهایش=لغو ، ابطالگزارش
2 | 0
ابطال٠٩:٥٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٣پیهودن =لغو کردن یا ابطال کردن پیهایش=لغو ، ابطالگزارش
2 | 0
ابطال کردن٠٩:٥٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٣پیهودن =لغو کردن یا ابطال کردن پیهایش=لغو ، ابطالگزارش
5 | 1
لغو٠٩:٥٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٣پیهودن =لغو کردن یا ابطال کردن پیهایش=لغو ، ابطالگزارش
5 | 0
جماع٠٩:٣٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٣مرزیدن = جماع کردن مرزش = جماع گزارش
5 | 1
لت١٢:١٢ - ١٤٠٠/٠١/٢١یا لامپگزارش
5 | 0
لت١٩:٤١ - ١٤٠٠/٠١/١٩در برخی جاها که مردمان به گویش اچمی سخن میگویند به معنا لتگزارش
7 | 0
خرگ١٩:٣٩ - ١٤٠٠/٠١/١٩خرگ با تلفظ خُرگ در گویش اچمی به معنای زغالی که هنوز سرخ و شخیده استگزارش
5 | 0
ژوبین١١:١٩ - ١٤٠٠/٠١/١٦نام هایی که از پهلوی و اوستا سرچشمه میگیرین ویژه هم زبان های ایرانی هستش این هم برای کردی هم برای فارسی هم دیگر زبان های ایرانی هستش یک نام اگر ریشه ... گزارش
21 | 0
شکال٢٠:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/١٥در گویش اچمی به معنای آهو و تلفظ آن eškal استگزارش
2 | 0
می١٥:٥٤ - ١٤٠٠/٠١/١٥در گویش اچمی و برخی زبان های ایرانی به معنای مو است که تلفظ آن mi است و همچنین می با تلفظ mey به معنا شراب و باده استگزارش
7 | 0
خش١٢:٢٢ - ١٤٠٠/٠١/١٤خَش در گویش اچمی یعتی خوشگزارش
5 | 0
تعجب٢٣:٤٠ - ١٤٠٠/٠١/١٣پیشنهاد من کارواژه ی افدیدن ( افد دیدن ) که افد به مانای شگفت آور است می باشد برای نمونه من افدیدم =من شگفت زده شدم و واژه زیبا که از کارواژه وجود ... گزارش
12 | 1
داو١١:٣٩ - ١٤٠٠/٠١/١٢این واژه هنوز هم پارسی زنده است آما به گونه ی ترکیب. نمونه:داوطلبگزارش
12 | 0
نوبت١١:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/١٢بهترین گزینه داو هست چون در داوطلب نیز وجود داردگزارش
7 | 0
زعفران١٥:٤١ - ١٤٠٠/٠١/١٠آقای آریا ارزش خودتون روپایین نیارید اگر توانایی گوارش هر دیدگاه رو ندارید نباید از فضای مجازی استفاده کنینگزارش
28 | 1
شارش١٥:١٤ - ١٤٠٠/٠١/١٠از کارواژه شاریدن آمده است به معنای سرازیر شدن آب و تروایدن آب از جراحت و جریان ایست بن مضارع ( شار ) پسوند نامساز ( ش ) =شارش به مانای جریانگزارش
5 | 1
فصل١٧:٥٤ - ١٤٠٠/٠١/٠٩ورشیم فصل سال فرگرد فصل کتاب ماتیگان کتاب گزارش
7 | 0
افشین١٣:٢٤ - ١٤٠٠/٠١/٠٩معنای افشین میتواند از جمع افش یا افشه ین ( پسوند مانند کردن ) افش از افشاندن و بخشیدن می آید با ین معنایش میشود بسیار بخشنده. مثل سیمین و سنگین و پو ... گزارش
14 | 1
سرنگ١٣:٠١ - ١٤٠٠/٠١/٠٩ریشه شناسی :فرانسه آوا:سُرَنگ نام:تلمبة کوچک شیشه - ای یا پلاستیکی برای تزریق دارو به داخل بدن. ربشه شناسی:پهلوی آوا:سُر انگ قید: از دو کلمه سُر ... گزارش
7 | 1
اتهام١٢:٤٩ - ١٤٠٠/٠١/٠٩ویکی واژه اَنْگ : ( ang ) در گویش گنابادی یعنی تهمت ، افتراء ، ادعای واهی کردن بر علیه کسی ، زمینه سازی کردن و دسیسه برای بد نام کردن کسی ریشه شناس ... گزارش
12 | 0
دژ٢٢:٥٩ - ١٤٠٠/٠١/٠٨البته اگر این واژه نامه را بپذیرین یا نه اینجا آشکاره که اینجا یا گرفته شده داده شده البته شباهتی که میان زانو و قلعه وجود دارد آن هم برامدگی است و ب ... گزارش
9 | 0
مفهوم١٥:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/٠٨پیشنهاد بنده فردید استگزارش
2 | 0
دژ١٤:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٧شور بختانه به یاد ندارم در کدام فرهنگ واژگان پهلوی به این کارواژه برخورد کردم ولی در واژه نامه ی فارسی به پهلوی بهرام فره وشی هشت واژه ی پهلوی بود که ... گزارش
5 | 0