پیشنهادهای پوریا برزعلی (٦٦٦)
٣,٤٨٧
٦ سال پیش
٤
( Adjective ) بی حال
٦ سال پیش
١٤
بوفه یا دکه فروش اغذیه مثل فست فود
٦ سال پیش
١٨
کم کردن استرس
٦ سال پیش
١٥
شکوفا شدن
٦ سال پیش
٩
شواهد متقن
٦ سال پیش
٩
( عبارت فعلی ) چیزی را به دقت مرور یا بررسی کردن
٦ سال پیش
٣
( فعل عبارتی ) باهم در خوش ها و بدی ها همراه بودن
٦ سال پیش
٥
If you do something all over again, you start again from the beginning
٦ سال پیش
٢٠
( اسم ) زمانی که صرف خودمان و کارهایی که دوست داریم میکنیم
٦ سال پیش
٤
کسب درآمد کافی برای گذارن زندگی یک نفر
٦ سال پیش
٢
مشکل ساز
٦ سال پیش
٦
هر جور عشقمه؛ هر جور دلم بخواهد!
٦ سال پیش
٧
تعویق انداز
٦ سال پیش
٣
( اصطلاح، کنایه ) آخر دنیا، قیامت
٦ سال پیش
٦
( اصطلاح ) روده دو نفر بهم وصله! ( یعنی خیلی باهم رفیقن و همه جا باهم هستن )
٦ سال پیش
٤
مسافرت زنانه/ذخترانه ( مردی همراه آنها نباشد )